دو خواهر سعودی زندگیشان را برای فرار از ستم به خطر انداختند

مترجم : شبنم صادقی

۲۱ فروردین ۱۳۹۸

ششم سپتامبر ۲۰۱۸، دو خواهر سعودی در شهر کلمبو سریلانکا همراه خانواده‌شان در حال گذراندن تعطیلات بودند. آن‌ها هفته‌ها به مادرشان کمک کردند تا این سفر را هماهنگ کند و وانمود کردند که به خاطر دور بودن دوهفته‌ای از شهر ریاض هیجان‌زده‌اند، اما با این حال می‌دانستند اگر همه‌چیز طبق نقشه پیش برود، دیگر بازگشتی در کار نخواهد بود.
شکست برایشان یک گزینه نبود. هر قدم از فرارشان از عربستان سعودی خطر مجازاتی سخت و یا حتی مرگ را در پی داشت. ریم می‌گوید: «ما می‌دانستیم که اگر اولین تلاشمان موفق نباشد، آن‌وقت آخرینش خواهد بود.»
سی‌ان‌ان به درخواست این دو خواهر برای حفظ امنیت آنها، نام‌هایشان را تغییر داده و چهره‌هایشان را نشان نداده است.
آنطور که این دو خواهر می‌گویند، سال‌ها تعلیمات سخت‌گیرانه‌ اسلامی و خشونت‌های فیزیکی در خانه، آن‌ها را مجاب کرده بود که در جامعه‌ای که زنان را تحت تکفل اجباری مردان قرار می‌دهند و برای آرزوهایشان حد و مرز تعیین می‌کنند، آینده‌ای نخواهد داشت.
راوان می‌گوید: «هر کاری که زن‌ها انجام می‌دهند به مردها ربط دارد و این چیزی نیست جز برده‌داری!» این دو خواهر می‌گویند به همین دلیل دست از اسلام برداشتند.
ریم و راوان، ۱۸ و ۲۰ ساله، پاسپورت‌هایشان را دزدیدند، عبایاهایشان را زیر روتختی پنهان کردند، بی‌سروصدا از اقامتگاه تفریحی خود فرار کردند تا با پرواز کلمبو – ملبورن و یک توقف در هنگ‌کنگ از سری‌لانکا خارج شوند. این توقف قرار بود کمتر از دو ساعت باشد اما تا حالا پنج ماه طول کشیده است.

چرا آن‌ها فرار کردند؟
«دخترهای خوب» همان کاری را می‌کنند که به آن‌ها گفته می‌شود، ساکت هستند، بحث نمی‌کنند یا باعث سرافکندگی خانواده‌هایشان نمی‌شوند. ریم و راوان می‌گویند که آنها تمام و کمال تبدیل به دخترهای خوب شده بودند.
راوان ۱۸ ساله می‌گوید: «در خانه، ما همیشه همان دختران خوبی بودیم که انتظار داشتند. اگر از ما می‌خواستند تا تمیز کنیم، تمیز می‌کردیم، اگر می‌خواستند غذا بپزیم، غذا می‌پختیم.»
ریم ۲۰ساله در ادامه حرف‌های خواهرش می‌گوید: «دو سال اخیر برایم واقعاً بد بود، چرا که هویتم را فراموش کرده بودم و فقط وانمود می‌کردم که شبیه یک دختر اسلامی هستم.»
آن‌ها به مدرسه رفتند، سخت درس خواندند و از هرگونه مخالفتی پرهیز کردند. البته که چنین قوانین مشابهی شامل حال برادرانشان نمی‌شد. خواهران می‌گویند به برادرانشان گفته می‌شد «خواهرانتان را کتک بزنید! این‌طوری مردهای بهتری می‌‌شوید.»
ریم و راوان تمایل ندارند از آزار و اذیت توسط خانواده‌شان حرف بزنند. آن‌ها می‌گویند که این خشونت‌ها همیشه اتفاق نمی‌افتاد فقط به اندازه‌ای بود که قوانین را دوباره به یادشان بیاورد. به اندازه‌ای بود که آنها را سرشار از ترس کند که چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد اگر کسی از نقشه‌شان باخبر شود و یا حتی بدتر از آن،حین اجرای نقشه گیر بیفتند.

نقشه فرار
ترک عربستان سعودی برای زنانی که علیه سیستم شورش می‌کنند، کار ساده‌ای نیست. اجازه یک سرپرست مرد حتی برای ساده‌ترین فعالیت‌ها هم ضروری است، از جمله سفرهای بین‌المللی.
به گفته ریم و راوان، آنها دو سال به طور مخفیانه برای فرارشان نقشه می‌کشیدند. آنها جرأت نداشتند در این باره با هم حرف بزنند مبادا که تصادفاً به گوش کسی بخورد، بنابراین پیا‌م‌هایشان را در واتس‌اپ رد و بدل می‌کردند، حتی شب‌ها که در اتاق مشترکشان تنها بودند.
قبل از فرارشان، سفر به سریلانکا درست مانند تعطیلات دیگر بود. خواهران در حالیکه به صورت‌هایشان نقاب زده بودند، دور از امواج ساحل نشسته و برادرانشان را تماشا می‌کردند که در حال شنا و شوخی با یکدیگر بودند. آن‌ها ‌وعده‌های غذایی را آماده‌ می‌کردند و بیشتر اوقاتشان را داخل خانه می‌گذراندند. رطوبت هوا باعث می‌شد تا نقاب‌ها به صورتشان بچسبد و دیدن را برایشان دشوار کند.
راوان می‌گوید: «ما فقط از یک جعبه‌ به جعبه دیگری سفر می‌کردیم، از خانه به هتل، هیچ‌چیزی تغییر نمی‌کرد. مردها بیرون می‌روند، آزادانه زندگی می‌کنند، و ما هم دورتر می‌نشینیم و آن‌ها را تماشا می‌کنیم که هرکاری که دوست دارند انجام می‌دهند.»
خواهر ۵ ساله‌شان روی شن‌ها بازی می‌کرد اما خواهر ۱۲ ساله‌شان همانند آن‌ها این اجازه را نداشت. او هم می‌‌آموخت که دختر بودن در عربستان سعودی ایرادی ندارد، البته تا زمانی که بزرگ نشده است!
در خلال سفر، راوان ۱۸ ساله شد. این هم‌زمانی تصادفی نبود. برنامه‌ریزی تعطیلات با متقاعد کردن تدریجی مادرشان برای مصادف شدن با یک روز تولد صورت گرفته بود، بی‌آنکه مادر از نقشه آنها باخبر باشد. این‌ کار به راوان اجازه می‌داد برای ویزای توریستی استرالیا اقدام کند.
در آخرین شب سفر، دو خواهر با عجله دست به‌کار شدند. ریم از پیش تاکسی رزرو کرده بود. راوان وظیفه داشت تا پاسپورت‌ها را از کیف داخل اتاق والدینشان بردارد. حوالی ساعت دو نیمه‌شب راوان آهسته از بالای سر والدینش که خواب بودند رد شد و کیف را برداشت و بعد از برداشتن پاسپورت‌هایشان دوباره کیف را به اتاق برگرداند تا شک و تردیدی ایجاد نکند.
راوان با لبخند به سی‌ان‌ان می‌گوید: «واقعاً خاطره فوق‌العاده‌ایست. هیجان‌انگیز است!» او از خواهرش پرحرف‌تر است، در صحبت کردن پیشگام است و گاه‌به‌گاه به خواهرش نگاه‌ می‌کند تا او را در استفاده از کلمات درست انگلیسی راهنمایی کند. ریم محتاط‌تر است. او مراقب است که چه حرف‌هایی می‌زند و به چه کسانی اعتماد می‌کند. هردوی آن‌ها موی فر، تیره و کوتاهی دارند و قامت کوتاهشان آن‌ها را بسیار جوان‌تر از سنشان نشان می‌دهد.
آنها می‌گویند ساعت پنج صبح که تاکسی رسید، کاری را انجام دادند که هرگز پیش از آن انجامش نداده بودند. آن‌ها شلوارهای جین را که قبلاً مخفیانه خریده بودند پوشیدند و بدون عبایا از خانه بیرون زدند.
ریم و راوان درست بعد از رسیدن به فرودگاه بلیط‌شان را رزرو کردند در حالی‌که به دقت پروازشان را از قبل به صورت آنلاین پیدا کرده بودند: پرواز سریلانکان ایرلاینز به شماره UL892 از کلمبو، پرواز: ساعت ۹ صبح به مقصد هنگ‌کنگ، فرود: ساعت ۱۷:۱۰ به وقت محلی. از آن‌جا نیز بنا بود تا پرواز کاتای پسیفیک در ساعت ۱۹:۱۰ به مقصد ملبورنِ استرالیا را رزرو کنند.
در این شش ساعت طاقتفرسا، آن‌ها برای سوار شدن به هواپیما به مشکلی برنخوردند. اما پس از رسیدن به فرودگاه بین‌المللی هنگ‌کنگ مشکلات‌شان آغاز شد.

ورود به هنگ‌کنگ
این دو خواهر احتمالا آنچه را در محل ترانزیت اتفاق افتاد پیش‌بینی کرده بودند چون می‌دانستند که عمویشان روابطی با وزارت کشور عربستان سعودی داشت و یا متوجه شده بودند که عربستان سعودی ممکن است بر کارکنان بومی(سعودی) فرودگاه‌ها هم اقتدار داشته باشد.
به محض آن‌که دخترها ‌پایشان را از هواپیما بیرون گذاشتند، دو مرد به آنها نزدیک شده و پرسیدند که آیا به ملبون می‌روند؟ دختران می‌گویند که آن دو مرد پاسپورت‌ها و کارت‌های پروازشان را خواستند و در ابتدا به آن‌ها گفتند که ممکن است پروازشان را از دست بدهند و سپس چنین ادعا کردند که ویزای استرالیای آنها با مشکلاتی مواجه شده است.
سریلانکان ایرلاینز در نامه‌ای به وکیل دخترها، این دو مرد را با نام‌های «نعیم خان» مدیر ایستگاه این آژانس هواپیمایی، و «نومن شاه» یکی از مأموران هدایت زمینی خدمات هواپیمایی ژاردین معرفی کرده است.
خواهرها می‌گویند که این دو مرد، آن‌ها را به بخش دیگری در فرودگاه بردند که طبق گفته مایکل ویدلر، وکیل‌شان، پرواز کاتای پسیفیک به ملبورن کنسل شده و بدون اطلاع دخترها، پرواز امارات به مقصد ریاض با توقفی در دبی را برایشان رزرو کرده بودند.
آژانس هواپیمایی کاتای پسیفیک به سی‌ان‌ان گفته که نمایندگان سریلانکان ایرلاینز به دلیل «درخواست صریح» کنسولگری عربستان سعودی پرواز خواهرها را لغو کردند و خودشان از قبل پرواز ریاض را برایشان رزرو کرده بودند. کاتای پسیفیک همچنین تأیید می‌کند که مقامات کنسولگری به پرسنل این آژانس گفته‌اند که پدر دخترها در تماس تلفنی به علت بیماری درمان‌ناپذیر مادرشان خواستار بازگشت هرچه سریع‌تر آن‌ها به عربستان سعودی شده است.
دخترها می‌دانستند مادرشان بیمار نیست و کاملاً اطمینان داشتند که ویزای استرالیای آن‌ها هیچ مشکلی نداشته است.
ویدلر، وکیل دو خواهر، به سی‌ان‌ان می‌گوید: «طبق ادله ما آن‌ها سعی در اقدام به آدم‌ربایی در یک فرودگاه بین‌المللی، یعنی در منطقه‌ای تحت نظارت، داشتند. کنسولگری عربستان مصرانه قصد داشت آنها را اغفال کند.»
خبرنگار سی‌ان‌ان به کنسولگری عربستان سعودی در شهر هنگ‌کنگ و هم‌چنین وزارت خارجه این کشور مراجعه کرد تا نظر و توضیح آنها را درباره این ادعای خواهرها جویا شود، اما هیچ پاسخی از جانب آن‌ها دریافت نکرد. پلیس هنگ‌کنگ اعلام کرده است که در حال رسیدگی به این اظهارات است.
سریلانکان ایرلاینز اذعان داشته است که این دو به هیچ‌ عنوان وجود مشکلی را اعلام نکردند، اما دو خواهر این ادعا را نپذیرفتند.
طبق گفته ویدلر، سیستم تصاویر مداربسته که توسط گروه او مشاهده شده، ظاهراً تأییدگر آن است که عمر البوناین، سرکنسول عربستان سعودی در هنگ‌کنگ، در فرودگاه حضور داشته و با این دو خواهر و پرسنل ایرلاین صحبت کرده است.
حضور مقامات ارشد کنسولگری سعودی در فرودگاه دو خواهر را دچار هراس و وحشت کرده بود. آن‌ها پیشتر ماجرای دینا علی لاسلوم، زن ۲۴ ساله سعودی را شنیده بودند که در فرودگاه بین‌المللی نینوی‌آکینو در شهر مانیل، در آپریل ۲۰۱۷ به اجبار او را داخل هواپیمایی به مقصد ریاض کردند. طبق شهادت یکی از شاهدان عینی به دیده‌بان حقوق بشر، دست‌‌ها، پاها و دهان این زن را با چسب بسته بودند. ریم و راوان هراس داشتند که اتفاقی مشابه برایشان رخ دهد.
آنها بهانه‌ای آوردند تا به دست‌شویی بروند و در آنجا تصمیم به فرار گرفتند. زمانی که بازگشتند، یکی از پاسپورت‌ها را روی میز دیدند و راوان سعی کرد آن را بردارد.
خواهر کوچکتر می‌گوید یکی از مرد‌ها فوراً روی دستش زد و این‌کار باعث شد آنها به زبان عربی فریاد بزنند: «تو ما را دزدیدی!»
آنطور که خواهرها می‌گویند بعد از ایجاد چنین صحنه‌ای سرکنسول گفت که به مکان خلوت‌تری بروند و آنجا پاسپورت‌ها و کارت‌های پرواز جدید به مقصد دبی را تحویل‌شان داد.
پس از آن، دو خواهر فرار کردند. ابتدا به سمت پیشخوان شرکت هواپیمایی کاتای پسیفیک رفتند، اما متصدی پیشخوان به آن‌ها گفت که پروازشان به ملبورن لغو شده است. سپس با شتاب به سمت پیشخوان شرکت هواپیمایی استرالیایی کانتاس رفتند تا پرواز بعدی به ملبورن در ساعت ۱۹ را رزرو کنند.
آنها می‌گویند به محض صدور کارت‌های پرواز، نومن شاه، مأمور هدایت زمینی فرودگاه، سعی کرد تا آن‌ را به زور از آنها بگیرد.
خدمات هواپیمایی ژاردین، که کارمندشان نومن شاه دارای چندین مسئولیت داخل فرودگاه است، ادعا می‌کند که کارکنانش به این دو خواهر نگفته‌اند مادرشان بیمار است و یا اینکه ویزای استرالیای آنها به مشکل خورده است. هم‌چنین تکذیب می‌کند که کارکنانشان روی دست راوان زده‌اند و یا تلاش کرده‌اند کارت‌های پرواز آنها را بدزدند.
مسئولان فرودگاه هنگ‌کنگ درخواست سی‌ان‌ان را برای دریافت تصاویر دوربین‌های مداربسته از حوادث رخ داده به‌علت مسائل محرمانه رد کردند.
مقامات ارشد سعودی برای دومین بار در طی دو ساعت، مانع پرواز خواهرها شدند. آنها می‌گویند عبدالله الشریف، معاون کنسول عربستان سعودی، به پرسنل شرکت هواپیمایی کانتاس در بخش تحویل بار گفته بود که این دو دختر توریست نیستند، پول دزدیده‌اند و در حال فرارند. طی تماس تلفنی با مسئولان عالی‌رتبه مهاجرت استرالیا در کانبرا، پایتخت این کشور و پس از مکالمه‌ای با دختران، ویزای آنها باطل شد.
ویدلر می‌گوید: «فقط وقتی برای ویزا مشکل پیش آمد که الشریف به اعتقاد ما به مسئولان استرالیایی در گیت پرواز کانتاس ایرلاینز اظهارات نادرستی گفته بود.»
یک سخنگوی وزارت امور داخله استرالیا از هرگونه اظهار نظری در رابطه با پرونده‌های شخصی امتناع کرد. کانتاس هم‌چنین از ارائه توضیح خودداری کرده اما یک سخنگو اشاره کرده است که ارزیابی ویزا در حوزه مسئولیت این ایرلاین نیست.
خواهرها می‌گویند پیش از آن‌که از مسئول پیشخوان کاتای پسیفیک اجازه ترک آنجا را بگیرند، سه ساعت در فرودگاه ماندند. آن‌ها با نوشتن نام و یک آدرس تماس جعلی هنگ‌کنگی با قطار به شهر رفتند.

پرونده خاشقجی عربستان را زیر ذره‌بین می‌گذارد
ریم و راوان هفته‌ها پیش از آنکه نگاه جهانیان به‌علت ناپدید شدن ستون‌نگار واشینگتن پست، جمال خاشقجی متوجه عربستان سعودی شود، فرار کرده بودند. آن‌‌ها از هنگ‌کنگ جزئیات تکان‌دهنده قتل خاشقجی در داخل کنسولگری استانبول را دنبال می‌کردند که ادعا شده گروهی از قاتلان حرفه‌ای جسد او را توسط اره تکه‌تکه کرده‌اند.
در ماه نوامبر یک منبع خبری به سی‌ان‌ان گفته که طبق تشخیص سازمان سی‌آی‌ای جمال خاشقجی به دستور ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود به قتل رسیده، ادعایی که پادشاهی عربستان آن را رد کرده است.
خواهران سعودی در پاسخ به این سؤال که آیا از قتل خاشقجی و این اتهام که در حقیقت رهبر کشورشان چنین دستوری صادر کرده است شگفت‌زده شده‌اند، شانه‌ بالا انداختند. ریم می‌گوید: «ما می‌دانیم چنین کارهایی از عربستان برمی‌آید، آنها حتی در حال تعقیب دخترهای بی‌گناه هستند و نه حتی دخترانی که مهم‌اند.» راوان در تأیید صحبت‌های خواهرش می‌گوید: «ما فقط دخترهای جوان عادی هستیم که تلاش داریم تا زندگی را به دور از خشونت پیدا کنیم.»
پس از رسیدن دخترها به هنگ‌کنگ، پدر و عمویشان برای پیدا کردن‌شان به این شهر آمدند. پلیس هنگ‌کنگ تأیید کرده که گزارشی از افراد گمشده در این شهر به ثبت رسیده است.
با استفاده از سیستم ردیابی از طریق پاسپورت‌ها که به پذیرش هتل ختم می‌شد، مأموران پلیس هنگ‌کنگ در روز دوشنبه، ۱۰ سپتامبر محل اسکان این دو خواهر را پیدا کرده و آن‌ها را برای بازجویی بازداشت کردند.
دخترها می‌گویند که به مدت شش ساعت در اتاقی در مرکز فرماندهی پلیس ون‌چای نگه‌داشته شدند و مرتباً درخواست پدر و عمویشان را برای دیدن آن‌ها رد می‌کردند. پلیس سرانجام نیمه شب آن‌ها را به هتل بازگرداند. همان لحظه خواهرها با عجله وسایلشان را جمع کرده و از هتل فرار کردند.
در این پنج ماه آن‌ها دائماً از یک پناهگاه به پناهگاه دیگر، از هتلی به هتل دیگری نقل مکان می‌کنند تا از برملا شدن هویتشان و بازگشت اجباری به ریاض پیشگیری کنند.
خواهرها در هنگ‌کنگ اقدامی برای اخذ پناهندگی سیاسی نکرده‌اند، اگرچه انجام این کار آنها را در انتهای صف طویلی از تقاضاکنندگان پناهندگی سیاسی قرار می‌دهد که همگی در مکانیزم غربالگری یکپارچه هنگ‌کنگ گیر کرده‌اند. سیستمی که توسط دولت برای رسیدگی به درخواست‌های پناهندگی استفاده می‌شود، چرا که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست‌ها را در این شهر مورد بررسی قرار نمی‌دهد.
ریم و راوان به واسطه وکیلشان به دنبال اخذ ویزا در یک کشور امن هستند. ویدلر از چند گزینه ممکن برای آنها صحبت می‌کند. پاسپورت‌های سعودی آنها باطل شده و اجازه رسمی برای ماندن در هنگ‌کنگ ندارند.

زندگی در عربستان سعودی
دو خواهر می‌گویند در خانه‌شان در ریاض، توسط پدر و برادرانشان «با‌ دلیل و بی‌دلیل» کتک می‌خوردند. ریم از زمانی تعریف می‌کند که ۱۴ سال سن داشت و برادرش او را به‌علت صحبت کردن و خندیدن با راوان مورد ضرب و شتم قرار داد. «برادرم گفت مردم صدای مرا می‌شنوند و این مایه شرمساری است!»
خواهران می‌دانستند که احتمالاً پای ازدواج از پیش تعیین شده‌ای در کار خواهد بود. صحبت ازدواج راوان با پسرعموی کوچکترش در میان بود در حالی که پسر هنوز در دبیرستان مشغول تحصیل بود.
ابتدا ریم در اکتبر ۲۰۱۶ و به دنبال او راوان هم در ماه می ۲۰۱۷ دست از اسلام برداشتند. آنها می‌گویند جرأت بازگو کردن این موضوع را نزد کسی نداشتند، اما در حساب توییتری خود با نام‌های کاربری جعلی آن را اعلام کردند.
ریم می‌گوید: می‌دانستم اگر به خانواده‌ام بگویم، آن‌ها به من آسیب می‌رسانند و کشته خواهم شد. چرا که در درس‌هایمان در مدرسه خوانده بودیم که هرکس دست از اسلا بردارد باید کشته شود. من هم می‌دانستم که کسی از من محافظت نخواهد کرد، همه در خانواد‌ام مذهبی هستند و هیچ‌کدام از آن‌‌ها حامی‌ام نخواهد بود. نگران بودم که مبادا متوجه چیزی شوند.
آمار دقیقی از این‌که چه تعداد زنان عربستانی از کشور فرار کرده‌اند و یا این که چه تعدادشان در تلاش برای فرار شکست خورده‌اند وجود ندارد، اما شمار کلی شهروندان سعودی که در جستجوی پناهندگی سیاسی‌اند رو به افزایش است.
طبق آمار سازمان ملل، ۵۷۵ شهروند عربستان در سال ۲۰۱۵ درخواست پناهندگی سیاسی داده‌اند. دو سال بعد، این رقم بیش از دو برابر افزایش یافته، یعنی بیشتر از ۱۲۰۰ نفر.
این دوره با تأثیر رو به رشد حضور محمد بن سلمان مصادف شده است، کسی که در ژوئن ۲۰۱۷ از جانب پدرش به عنوان ولیعهد جدید عربستان سعودی معرفی شد.
از آن زمان، محمد بن سلمان به‌طور شفافی اعلام کرده است که با ارتداد (بازگشت از دین) مدارا نخواهد شد و این درست هنگامی بود که پادشاهی عربستان تحسین جهانی را برای سیاست‌های مربوط به زنان، از جمله لغو لایحه ممنوعیت رانندگی برای زنان دریافت کرده بود.
به گفته رعنا احمد، شهروند ۳۳ ساله عربستانی که سازمان پشتیبانی از پناهندگان بی‌دین را در آلمان اداره می‌کند، زندانی و شکنجه کردن همان زنانی که برای حق رانندگی زنان مبارزه کردند، این پیام را به برخی از زنان سعودی ارسال کرده بود: آنها هیچ آینده‌ای در این کشور نخواهند داشت.
او می‌گوید: «آن‌ها به این زنان نگاه می‌کنند و در تلاشند تا کاری بکنند و دولت آن‌ها را به زندان می‌اندازد. به همین ترتیب امیدی برایشان باقی نمیماند و درصدد ترک کشور برمیآیند.»
آدام کوگل، پژوهشگر خاورمیانه در دیده‌بان حقوق بشر، می‌گوید: «زنانی که نقشه فرار آن‌ها خنثی می‌شود در خطر جدی خشونت هستند.»
مجازات آن‌ها از حبس شدن بی‌وقفه در اتاقشان برای ماه‌ها و یا محروم شدن از استفاده تلفن همراه تا پیگرد کیفری توسط حکومت به دلیل تمرد از والدین و یا بدنام کردن شهرت پادشاهی متفاوت است. خود این زنان می‌گویند نگران آن هستند که توسط خانواد‌ه‌هایشان به قتل برسند.
کوگل در ادامه می‌افزاید: «فشارهای سیاسی دولت سعودی بر برخی کشورهای خارجی برای بازگرداندن "فراری‌ها"، بدون دادن فرصتی به آن‌ها برای درخواست پناهندگی سیاسی و یا جلو بردن پرونده‌شان، تنها چند راه‌باریکه امن برای این زنان برای ترک وطن به‌جا گذاشته است. حضور در هر کشوری که کمترین احترامی برای حقوق پناهندگان و یا مجموعه‌ای قوی از احکام قانونی نداشته باشد، با مشکلاتی همراه خواهد بود، چرا که این‌ها عموماً کشورهایی هستند که عربستان سعودی قادر است برای واداشتن آن‌‌ها به همکاری فشارهای دیپلماتیک اعمال کند.»

افسوس‌هایی اندک
ریم و راوان می‌گویند که می‌توانند نشانه‌هایی از تغییر را در عربستان سعودی مشاهده کنند، اما روند این تغییرات به قدر کافی برایشان سریع نبوده است. آن‌ها به این اظهار نظر که اعطای حق رانندگی به زنان یک پیشرفت بوده، می‌خندند. ریم می‌گوید: «ماشین راندن چیزی برای جشن گرفتن ندارد!» راوان در ادامه می‌افزاید: «زنانی وجود دارند که در خانه‌هایشان مورد خشونت واقع می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌تواند صدایشان را بشنود، آنوقت از ما می‌خواهند برای یک ماشین خوشحالی کنیم؟»
در هنگ‌کنگ خواهرها برای گذراندن اوقاتشان شبکه نتفلیکس را تماشا می‌کنند، شلوار جین و کفش‌های ورزشی می‌پوشند. آن‌ها به راحتی ممکن است با یکی از میلیون‌ها توریستی که هرساله به این شهر می‌آیند اشتباه گرفته شوند.
ریم گاهی رژ لب می‌زند. او حالا آرام به نظر می‌رسد اما هنگامی که مضطرب می‌شود، بنا به عادت پوست انگشت‌هایش را می‌کند و گاهی آنقدر این کار را ادامه می‌دهد تا از انگشت‌هایش خون می‌آید.
خواهرها نگرانند که ممکن است در آینده چه پیش آید اما برغم پنج ماه ترس و بلاتکلیفی، حسرت چیزهای کمی را می‌خورند.
ریم می‌گوید: «من افسوس نمی‌خورم که آنجا را ترک کردم، افسوس می‌خورم که برای این کار صبر کردم. از زمان کودکی‌ام می‌دانستم که آنجا خانه من نیست و قرار است حقوقم را از من سلب کنند.»
راوان‌ نیز تأیید می‌کند که برای او در عربستان سعودی زندگی‌ای وجود نداشت. او می‌گوید: «زمانی که بزرگ شدم، برادرانم را دیدم که هرکاری که می‌خواستند انجام می‌دادند، هرچه که می‌خواستند در اختیار داشتند. اما برای من اینطور نبود. من باید دختر خوبی می‌بودم، زن خوبی می‌بودم، با کسی ازدواج می‌کردم، با پسرعمویم، چرا که من حتی در رویا هم نمی‌توانستم شریک زندگی‌ام را انتخاب کنم. می‌خواهم در رشته‌ای تحصیل کنم که دوست دارم، می‌خواهم شغلی را داشته باشم که به آن علاقه دارم، می‌خواهم روز ازدواجم را خودم تعیین کنم، مردی را که با او ازدواج می‌کنم خودم انتخاب کنم. حتی اگر نخواهم ازدواج کنم، می‌خواهم حق انتخاب کردن داشته باشم.»

منبع: سی‌ان‌ان، Desperate and alone, Saudi sisters risk everything to flee oppression