گفت و گوی نادیه العلی با پل هایی برای زنان

مترجم : نفيسه آزاد

۲۰ خرداد ۱۳۹۲

نادیه العلی، استاد بخش مطالعات زنان دانشگاه سواس و فعال زنان است، او همچنین در دپارتمان مطالعات فلسطین، مرکز مطالعات مهاجرت و مرکز فرهنگ، ادبیات و مطالعات پسااستعماری در این دانشگاه عضویت دارد. نادیه العلی که خود عراقی- بریتانیایی است در حوزه‌ی زنان در عراق پیش و پس از حمله‌ نظامی مطالعات زیادی داشته است. از جمله کارهای او ویراستاری کتاب زنان و جنگ در خاورمیانه است که خود او نیز با همکاری نیکولا پرات در آن مقاله ‌ای دارد به نام «ایالات متحده آمریکا، زنان عراقی مهاجر و توانمندسازی زنان در عراق»، که برگردان این مقاله در سایت پل‌هایی برای زنان منتشر شده است. نادیه یکی از منتقدین سرسخت حمله‌ نظامی آمریکا به عراق و سیاست‌ های جنسیتی پس از جنگ در این کشور است. به اعتقاد او حمله‌ نظامی آمریکا به عراق نه تنها مشکلی از زنان عراقی حل نکرد، بلکه در زمینه‌ هایی آنها هنوز حتی به جایگاه پیشین خود نیز دست نیافته ‌اند. نادیه در مقالات دیگر خود که حول موضوعاتی چون سکولاریسم و جنسیت، دولت و جنسیت و جامعه‌ی مدنی و جنسیت در عراق است، دیدگاه‌های خود را که حاصل پژوهش‌های میدانی او در عراق است به روشنی بیان می ‌کند. با خواندن توصیفی که او در مورد تهدیدها و فرصت‌ های زنان به شکل عام و جنبش زنان در عراق به شکل خاص ارائه می کند، شباهت موقعیت در ایران با عراق به خوبی نمایان است. پس از منتشر شدن مقاله‌ او در سایت پل‌ ها، بر آن شدیم که در مصاحبه‌ ای کوتاه نظرات وی را در ارتباط با این شباهت‌ ها و همچنین در مورد فرصت‌های همکاری و تعامل بپرسیم و او نیز با وجود گرفتاری های زیاد به این سوالات پاسخ داد.

آزاد: همانطور که شاید بدانی، برخی از مقالات شما به فارسی ترجمه شده است، فکر می کنید تاثیر چنین فعالیت‌ هایی چیست؟

العلی: من بسیار خوشحال و البته مفتخرم که برخی از نوشته‌های من به فارسی ترجمه شده اند. فکر می ‌کنم موارد مشابه بسیاری میان موقعیت عراق و ایران وجود دارد – در همان حال که تفاوت های عمده‌ ای نیز وجود دارد- و می ‌توانم حدس بزنم که برای فعالان حوزه ی زنان و پژوهشگران ایرانی، آگاهی از موضوعات و موقعیت‌ های مشابه در منطقه تا چه حد می ‌تواند جالب باشد.

متاسفانه بسیاری از نوشته‌های من به عربی ترجمه نشده اند و بسیاری از همکاران و دوستان من در عراق قادر نیستند کارهای مرا بخوانند. آرزو داشتم که داوطلبانی –مانند دوستان ایرانی شما- همین کار را به زبان عربی می‌ کردند. تبادل ایده‌ها و دانش موضوع بسیار مهمی است، امیدوارم که برخی نوشته‌ ها و ایده‌ های خواهران ایرانیم به انگلیسی ترجمه شود و من بتوانم آنها را بخوانم. به این ترتیب می‌توانم بفهمم که انها به چه فکر می‌کنند و در مورد چه چیزی می‌نویسند.

آزاد: باید بدانید که در حال حاضر ما در ایران تحت شدیدترین تحریم‌های اقتصادی هستیم. با توجه به مطالعات شما در عراق فکر می‌ کنید تاثیرات منفی چنین تحریم‌ های بر زندگی زنان چه خواهد بود؟

العلی: تحریم‌ها تاثیرات بسیار ویرانگری بر زندگی زنان در عراق داشت، و حدس می‌زنم که برای زنان ایرانی نیز وضع به همین ترتیب خواهد بود. تحریم‌ها اصولا بحران اقتصادی می‌ آفرینند و بیکاری‌ های بسیار وسیع ایجاد می‌کنند. چنین موقعیت‌ هایی معمولا به معنای حرکت جامعه به سمت محافظه‌ کاری بیشتر و بازگرداندن زنان به خانه برای فراهم کردن همان چند شغل محدود برای مردان است. تحریم اقتصادی شدید به این معناست که دولت دیگر قادر نخواهد بود خدمات لازم مانند خدمات بهداشتی، آموزشی، مسکن و نظایر آن را فراهم کند.

در عراق تحریم‌ ها، تاثیر بسیار شدیدی بر جامعه داشت به نحوی که طبقه‌ ی متوسط تقریبا از میان رفت، فرار مغزها شتاب گرفت به گونه ای که بسیاری از نیروهای حرفه ای، کشور را ترک کردند، چندهمسری افزایش یافت و همچنین فحشا رو به فزونی گذاشت. و البته همان‌طور که می توان حدس زد بحران انسانی به طور خاص به مادران و کودکان صدمات بسیاری زد.

آزاد: در مقاله شما «ایالات متحده، زنان عراقی مهاجر و توانمندسازی در عراق» شما به آرای مخالف و موافق نسبت به تحریم و حمله ی نظامی در میان فعالان زن عراقی اشاره کرده‌ اید، موقعیتی که ما هم اکنون در میان فعالان ایرانی شاهد آن هستیم که منجر به بحث‌ های زیادی میان مخالفان و موافقان مداخله‌ ی خارجی شده است، سوال من از شما این است که چگونه و از چه راه‌ هایی می ‌توان گفتمان ضد نظامی‌ گری را اینجا در خاورمیانه تقویت کرد؟

العلی: آنچه می‌توانیم به شکل تاریخی و در میان فرهنگ‌های مختلف ببینیم این است که نظامی‌گری نتیجه‌ ای جز استبداد و خشونت جنسی ندارد. مورد عراق به وضوح نشان می ‌دهد که تحریم‌ ها نه تنها آسیبی به دیکتاتور وارد نکرد بلکه فقط به مردم عادی ضربه زد. عراق از جهت دیگری هم می ‌تواند نمونه باشد، نمونه ‌ای غم‌انگیز که نشان می ‌دهد که حتی مداخله‌ ی نیروهای نظامی خارجی نیز برای مردم دموکراسی و حقوق بشر نمی ‌آورد. ما این مورد را در لیبی هم می ‌بینیم. در هر دو کشور، مداخله‌ ی نظامی منجر به بی‌ قانونی، افراطی گری، خشونت گسترده و پدید آمدن طبقه‌ ی جدیدی از نخبگان فاسد می‌ شود.

آزاد: آن طور که به نظر می‌ آید و من در مقاله‌ های شما و دیگر فعالان منطقه خوانده‌ ام، زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا تا حد زیادی با چالش‌ های مشابهی رو به رو هستند، آرمان‌ های مشابهی دارند و باید مسیرهای مشابهی را به سمت رهایی بپیمایند، سوال من از شما این است که ما چطور می ‌توانیم از یکدیگر بیاموزیم و نیروهایمان را برای رسیدن به اهدافمان یکپارچه کنیم؟

العلی: دقیقا از طریق همین کاری که شما هم اکنون می ‌کنید: ترجمه‌ی کارهای فعالان منطقه ‌ای و تبادل تجربه‌ هایمان. همچنین من فکر می‌ کنم ترتیب دادن جلسات مشترک میان فعالان حقوق زن در منطقه بسیار می‌تواند مفید باشد. متاسفانه مساله‌ زبان، مانع بزرگی در این راستا است، همینطور سیاست و مشکل ویزا. من فکر می‌ کنم زنان عراقی چیزهای زیادی می ‌توانند از خواهران ایرانی خود بیاموزند و همین‌طور برعکس. هم چنین زنان ترکیه، مصر، فلسطین و لبنان هم تجربیات ویژه‌ای دارند که بسیار مهم است.

آزاد: همانطور که شما در مقاله‌ خود نیز به آن اشاره می ‌کنید، میان فعالان حقوق زن که داخل عراق بودند با آنها که خارج از عراق زندگی می‌ کردند جدایی بود، فکر می‌ کنید چطور می‌توان به تناقضات و جدایی‌ هایی که میان فعالین داخلی و خارجی در درون یک جنبش مانند جنبش زنان هست پرداخت؟ و فکر می‌ کنید بهترین استراتژی برای پیوستن این دو نیرو در داخل و خارج چیست؟ 

العلی: به نظر من باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که دیدگاه‌ ها و نظرات شما ممکن است در ارتباط مستقیم با جایی که در آن زندگی می‌ کنید تغییر کند. آنهایی که داخل کشور زندگی می‌کنند باید با یک رژیم [دیکتاتور] زندگی کنند و برای همین باید راه‌ هایی برای مقابله، بقا و مقاومت در برابر این رژیم پیدا کنند، همین ممکن است آنها را تا حدی عملگراتر کند. از خارج کشور، مسائل معمولا بیشتر سیاه و سفید به نظر می‌ آید.

در مورد عراق به شکل خاص، من فکر می ‌کنم که بسیاری از زنان که برای سال های طولانی خارج از عراق زندگی کرده بودند، رفتارشان نسبت به زنان داخل کشور کمی بیش از اندازه رئیس وار بود. از سوی دیگر زنان داخل نیز باید آنقدر مطمئن باشند که تصدیق کنند چیزهایی هست که می ‌توانند از هم‌ وطنان مهاجر خود بیاموزند. به هر حال ولی باید پذیرفت که همواره میان داخلی- خارجی تفاوت‌ هایی وجود دارد و کسی به این راحتی نمی‌تواند آنها را یکی کند.

فکر می‌ کنم نکته ای که مهم است وجود یک رابطه‌ درست است، اینکه به هم گوش کنیم و تلاش کنیم موقعیت و زمینه‌ اجتماعی و سیاسی یکدیگر را تصویر کرده و پس از برای درک یکدیگر تلاش کنیم.