هر عقیده‌ای محترم نیست؟!

نویسنده : ناهید مطیع

۱۶ دی ۱۳۹۶

نویسنده

مری بیرد، مورخ و محقق برجسته مسایل زنان، اخیرا در کتاب جدیدش به نام زنان و قدرت با بررسی تاریخ چندین هزار‌ساله غرب به بررسی این نکته می پردازد که زنان در کشورهای غربی همیشه در عرصه عمومی و قدرت به سکوت وا داشته شده‌اند. او واداشتن زنان به سکوت را از بررسی اسطوره های تاریخی یونان باستان آغاز کرده و تا برخوردهای اخیر سیاستمداران مرد با همتایان زن‌شان پیش می‌برد. به عنوان مثال او به واداشتن الیزابت وارن سناتور دمکرات به ادامه نداندن حرفش توسط رییس جمهوری‌خواه مجلس سنای آمریکا و «سر جای خود نشاندن او» در مجلس سنا اشاره می‌کند.
در این کتاب روش های مختلف ساکت کردن زنان به صورت تاریخی و با استناد به روایات و اسناد تاریخی به نمایش گذاشته می‌شود. به این ترتیب می‌بینیم که ساکت کردن به شیوه‌های ظریف و مقبول و حتی مترقی و روشنفکر‌مابانه به ثمر می‌رسد و گاه خود زنان هم در این نمونه‌های تاریخی از ابراز نظر پشیمان و شرمگین می‌شوند و به عرصه خصوصی یعنی «تنها جایی که به آن تعلق و در آن حق اظهار نظر دارند»، بر‌می‌گردند.[۱]
یکی از شیوه‌های ساکت کردن که امروزه بخصوص در میان برخی فعالان و نویسندگان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی خیلی مقبول و عالمانه به نظر می‌رسد تزی است که معتقد است هر عقیده‌ای محترم نیست و بنابراین حق ابراز شدن ندارد. مدافعان این تز اساسا معتقدند عقایدی را که مخالف روح آزادی و برابری است و فریبکارانه و ناراست به نظر می‌رسد نباید شنید و اشاعه داد.
اینکه نباید به این عقاید احترام گذاشت نکته قابل بحثی است اما مشکل اینجاست که وقتی بپذیریم که هر عقیده‌ای محترم نیست تیغ سانسور و ساکت کردن می‌تواند بسیار فراگیرتر از اینها عمل کند. چنین است که نه تنها می‌توان هر عقیده مخالفی را نامحترم شمرده و مانع ابرازش شد، بلکه با خشونت کلامی و انگ زدن‌ها فضایی ایجاد کرد که به جای گفت‌وگوی سازنده به سمت جهت‌گیرهای غیراخلاقی و فاقد کرامت انسانی رفت که مدعی مبارزه با آن بوده‌ایم.
نمونه بسیار بارز این نوع تفکر را می‌توان در میان گفت‌وگوهای شبکه‌های اجتماعی و بخصوص دو گروهی مشاهده کرد که یکی موافق رای دادن و دیگری مخالف رای دادن در انتخابات ریاست‌جمهوری بودند. یا نمونه جدیدترش نگرانی گروهی از بروز سرکوب و جنگ داخلی در ایران و در مقابل گروهی که این امکان را نامحتمل می‌دانند. بنابراین آنچه در این گفت‌وگو ها دیده می‌شود تحمل نکردن عقیده مخالف و بنابراین نداشتن شکیبایی، بد وبیراه گفتن، تخطئه کردن، انگ زدن، اصرار در اثبات حقانیت خود و بالاخره از میدان بدر کردن مخالف و نهایتا واداشتن‌اش به سکوت است.
نباید فراموش کرد که وقتی به جای گفت‌وگوی سالم گوش‌هایمان را با این توجیه که هر عقیده‌ای محترم نیست می‌گیریم و تنها هدف‌مان خفه کردن دیگری می‌شود از رویه‌ای دمکراتیک پیروی نکرده‌ایم. بعلاوه امکان شنیده شدن عقیده خودمان را هم از دست می‌دهیم. وقتی به جای اینکه با شکیبایی به همدیگر گوش کنیم به سمت پیشداوری، انگ زدن و ساکت کردن دیگری حرکت می‌کنیم، اساسا امکان اثر‌گذاری را از خود دریغ کرده‌ایم و بدتر از آن رویه‌ای را بکار گرفته‌ایم که مدعی ترویج‌اش هستیم یعنی رویه دمکراتیک.
جالب این است که ریشه تز هر عقیده‌ای محترم نیست را می‌توان در تفکرات مذهبی یافت که گفت‌وگو را به صورت برابر نمی‌پذیرد و تا آنجا پیش می رود که محترم بودن هر عقیده را با فریبکاری و مکر یکی می‌داند [۲]. این همان منطقی است که به قول مری بیرد قرن‌ها سعی داشته است که زنان را با برچسپ‌هایی همچون مکاران و ساحران ساکت نگاه دارد، حرف محرومان و اقلیت‌ها را نشنود و عقاید مردم عادی را عوامانه و سفیهانه بشمارد.
اگر مدافع حقوق دمکراتیک هستیم همه عقاید محترم‌اند. در غیر این صورت مدافع استاندارد‌های دو‌گانه خواهیم بود. هرچند محترم بودن هر عقیده‌ای به معنای تصدیق آن نیست.

منابع:
۱-Beard, Mary,2017, Women And Power, A Manifesto, Liveright publication
۲-آیا همه عقاید محترم‌اند: http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=31598