کلاس‌های حساسیت/آگاهی جنسیتی برای رانندگان ریکشا و تاکسی در دهلی

مترجم : محبوبه حسين زاده

۷ آذر ۱۳۹۶

در یک کلاس تاریک کم‌نور، آچویتا دیانسامانترا چیزی روی تخته می‌نویسد، سپس به سمت میکروفن برمی‌گردد و خطاب به افراد حاضر در کلاس می‌گوید: «بیشتر از چهارده ثانیه به یک زن خیره شوید، می‌تواند باعث شود سر از زندان در بیاورید. آواز خوندان برای یک زن در اماکن عمومی و یا هرزه‌گویی هم ممنوع است. قانون قانون است، چه با آن موافق باشید و چه مخالف.»
حدود ۱۰۰نفر به آچویتا خیره شده‌اند، بسیاری از آنها با خط ناخوانا مواردی را یادداشت می‌کنند و برخی هم با موبایل‌هایشان ور می‌روند. این مردان که یونیفرم خاکستری کم‌رنگ پوشیده‌اند، جزو ۱۰۰هزار راننده مجوزدار تاکسی و ریکشا در دهلی هستند.
پنج سال قبل، ماجرای تجاوز گروهی و قتل فجیع جیوتی سینگ، دانشجوی ۲۳ ساله فیزیوتراپی، خشم ملی را در هند برانگیخت و منجر به برگزاری تظاهرات‌های گسترده برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد. از آن زمان گذراندن کلاس‌ «حساسیت جنسیتی» برای رانندگان شهری که می‌خواهند مجوز کاری رانندگی‌شان را تمدید کنند، اجباری شده است.
مدافعان حقوق زنان در هند می‌گویند این کلاس‌های آموزشی به تغییر فرهنگ پدرسالار کمک می‌کنند. آنطور که شواهد نشان می‌دهد تغییر فرهنگ در هند بسیار سخت‌تر از اصلاح قوانین حمایتی علیه آزار و و اذیت جنسی و تحقیر زنان است.
یکی از رانندگانی که ریش انبوهی دارد و دستاری هم بر سر گذاشته، دستش را بالا گرفته و می‌پرسد: «معمولا تجاوز در هند اتفاق می‌افتد و نه در کشورهای خارجی. چرا اینطوری است؟» منتظر پاسخ آچویتا نمی‌ماند و خودش جواب می‌دهد: «در کشور ما، اگر بخواهی رابطه جنسی داشته باشی، نمی‌توانی. به خاطر همین هم مردها به زن‌ها تجاوز می‌کنند.» آچویتا کمی اخم می‌کند و می‌گوید در این مورد هم صحبت می‌کنیم.
لشکر رانندگان ریکشا و تاکسی تهدید خاصی برای زنان در دهلی نیستند. در دهلی هم مانند دیگری شهرها، خشونت جنسی اغلب از سوی یکی از آشنایان مرد خود قربانی صورت می‌گیرد. روتیکا شارما ، مددکار اجتماعی که در اجرای برنامه آموزش رانندگان به بنیاد ماناس کمک می‌کند، می‌گوید: «اگر مشکل از رانندگان بود، تاکنون سیستم حمل‌و‌نقل دهلی از کار افتاده بود.» ولی از آنجایی که تعداد زنانی که برای کار از خانه خارج می‌شوند و آنطور که می‌خواهند زندگی می‌کنند رو به افزایش است، آنها در تماس‌های بیشتری با رانندگان قرار می‌گیرند. برخی از راننده‌ها از خانواده‌هایی می‌آیند که ایده یک زن مستقل هنوز برایشان جدید است.
تغییر افکار عقب‌مانده، هدف این کلاس است. شارما می‌گوید: «ما سعی داریم چیزهایی را که در چهل‌سال دیده‌اند، در چهل دقیقه تا یک ساعت توضیح دهیم. نحوه پوشش زنان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات این کلاس‌هاست. برخی از رانندگان می‌گویند که مدل لباس پوشیدن دختران طبق فرهنگ هندی نیست. رانندگان می‌گویند که ما زنان داریم از کشورهای دیگر تقلید می‌کنیم.»
برخی از رانندگان نحوه پوشش زنان را یکی از عوامل موثر در بروز آزار و اذیت جنسی می‌دانند. آچویتا می‌گوید: «به آنها می‌گوییم که موارد تجاوز به بچه‌های شش ماهه و دوساله هم در حال افزایش است و یا ماجرای یک زن ۸۲ ساله را به آنها نشان می‌دهیم که توسط چند مرد مورد تجاوز قرار گرفت. از راننده‌ها می‌پرسیم که این زن چه لباسی پوشیده؟ و آنها متوجه می‌شوند که همه چیز به افکارشان بستگی دارد.»
شارما می‌گوید مصرف مشروبات الکلی توسط زنان مسئله بزرگی برای رانندگان است بخصوص اگر به روستای «هوز خاص» بروند که در همسایگی دهلی است و بار و رستوران‌های زیادی دارد: «اگر یک دختر به هاز خاص برود، یعنی دختر خوبی نیست، این منطقه آنقدر بد است که یک دختر نباید به آنجا برود. ذهنیت رانندگان این است.»
راننده‌ها هم در کلاس جواب آموزشگران را می‌دهند. شارما می‌گوید: «آنها می‌گویند شما بچه‌های مدرن دانشگاه های دهلی هستید که این حرفها را می‌زنید ولی ما نمی‌توانیم. ما ریشه‌های عمیق هندی داریم. ما هم به آنها می‌گوییم که همه چیز در حال تغییر است. ببنید الان برای تاکسی‌هایتان کولر می‌گذارید، گوشی‌های خوب استفاده می‌کنید، دخترانتان را به مدرسه می‌فرستید در حالیکه قبلا این کار را نمی‌کردید. شما این تعییرات را برای بچه‌های خودتان هم اعمال می‌کنید پس چرا تغییر را نمی‌پذیرید؟»
وقتی متقاعدسازی اخلاقی جواب نمی‌دهد پیش کشیدن بحث جیب و پول موثر است. شارما می‌گوید: «به آنها می‌گوییم که ۷۰درصد از مسافران شما زن هستند. ما زنان به شغل شما رونق می‌دهیم. اگر ما از خانه بیرون نیاییم شما راننده‌ها چطور پول در می‌آورید؟»
در پایان هر کلاس به رانندگان استیکری داده می‌شود که به ریکشا و یا تاکسی‌هایشان بچسبانند. «همزمان با تاکسی‌ام، برای کمپین پایان دادن به خشونت علیه زنان هم می‌رانم.»«{تامین}امنیت و احترام به زنان، وظیفه و افتخارم است.»
بیرون مرکز آموزشی، سبحاش چاندر، در قسمت عقب ریکشایش نشسته و سیگار می‌کشد. او می‌گوید: «مسلما شما باید به زنان احترام بگذارید. اما من یک مرد پیر هستم، چرا باید در این کلاس شرکت کنم؟» در چهاردهه‌ای که او راننده ریکشا بوده، خیلی چیزها تغییر کرده است :«وقتی کارم را شروع کردم، زنان مسافر خیلی کم بودند. حالا هر اداره‌ای کارمند زن دارد و بیشتر آنها هم ریکشا و تاکسی می‌گیرند.» او از این تغییر رضایتی ندارد: «معمولا ۹۰درصد زنان رفتارشان اشتباه است. آنها موبایل و وسایل دیگری دارند. آنها نمی‌دانند چطور باید با بزرگتر‌ها حرف بزنند.»
کاناک ماندل، راننده دیگری است که یک سال قبل از ایالت بیهار به دهلی آمده است. او می‌گوید: «چیزهایی که در کلاس به ما گفتند درست است ولی مسافرها خودشان اشتباه می‌کنند.» او تعریف می‌کند که دیروز زوج جوانی را سوار کرده و وقتی مشغول رانندگی بوده، آنها پرده چرمی ریشکا را پایین کشیدند و در صندلی عقب شروع به بوسیدن هم کردند. این راننده ۲۴ساله می‌گوید :«دخترها و پسرهایی که سوارشان می‌کنیم، رفتارهای نادرستی دارند. اگر آنها این کار را در روستای من می‌کردند، پاهایشان را می‌شکستند.»
محمد سجاد، راننده دیگری است که با خوشحالی زنان دهلی را با زنان روستای خودش در اوتارپرادش مقایسه می‌کند: «زنان اینجا تحصیلکرده هستند، آنها یک ریشکا دربست می‌گیرند. خودشان پولش را می‌دهند. این برای کسب‌و‌کار ما خوب است. بدون زنان چطور می‌خواستیم پول دربیاوریم. به نظرم این کلاس خیلی خوب بود. من مذهبی هستم و با حرفهایی که در کلاس زده شد، موافقم.»
گزارش ماه اخیر دیده‌بان حقوق بشر نشان می‌دهد که قوانین حامی زنان در هند در پنج سال اخیر پیشرفت چشمگیری داشته‌اند. برای مثال تست بکارت در سال ۲۰۱۳ ممنوع شده است و جرائمی همچون آزار و اذیت جنسی، تعقیب کردن زنان، چشم‌چرانی و ...به قانون مجازات الحاق شده‌اند. در این گزارش آمده است که چیزی که مانع از پیشرفت در این مسیر می‌شود، طرز فکر و نگرش افراد است. اغلب و بخصوص در خارج از شهرهای بزرگ، پلیس، قضات و سران روستاها مانع اجرای قوانین جدید می‌شوند.
سواتی مالیوال، از اعضای عالیرتبه کمیسیون زنان دهلی، می‌گوید: «تغییر رفتار سخت‌تر از اصلاح قوانین است. ولی این کار شدنی است، همه چیز به سیستم‌ها، موانع بازدارنده و تغییر افکار مربوط است.»
آچویتا و همکارانش در بنیاد ماناس می‌دانند که این مبارزه روزمره مستلزم تغییر افکار است. ولی آچویتا اصرار داد که پیشرفت خوبی دارند: «دیروز یک راننده گفت که دخترها در هند نباید بلند بخندند. نباید دندانهایشان موقع خندیدن دیده شود. ولی راننده دیگری سرش داد زد و گفت چه حرف احمقانه‌ای می‌زنی؟ بعدا که با آن راننده حرف زدم، گفت من می‌دانم که اشتباه کردم. راننده‌ها دارند به حرف‌های ما گوش می‌دهند. خودشان به حرفهای همدیگر واکنش نشان می‌دهند و این بهترین چیز است.»
آموزشگران این کلاس‌ها هم در حال آموختن هستند. شارما با یادآوری توصیه یکی از رانندگان مسن لبخند می‌زند. او در یکی از کلاس‌ها به شارما گفته بود: «دخترم، تو داری تلاش می‌کنی تا یک لامپ کوچک را روشن کنی. در این کلاس ۱۰۰نفر هستند، بعضی از آنها خوابند، بعضی‌ها هم می‌گویند که هند در حال مدرن شدن است و فرهنگش را فراموش می‌کند و این دخترها وحشی هستند. اگر در این کلاس ۱۰۰نفری، ۱۵ یا ۲۰ نفرشان تلاش کنند تا حرف‌های شما را بفهمند، ۱۵ یا ۲۰ لامپ روشن می‌شود. اگر ۲۰نفر در هر کلاس ۱۰۰نفری حرفهای شما را بفهمند آنوقت تغییر رخ می‌دهد.»

منبع: گاردین