اولین زن مسلمان قاضی در هند برای عدالت مبارزه می‌کند

مترجم : روشنک شاهین‌باز

۲۳ آبان ۱۳۹۶

ده سال قبل جهان‌آرا از زندگی زناشویی‌ای که پر از ظلم و خشونت بود دست کشید و خانه و چهار فرزندش را ترک کرد. درست همان شبی که شوهرش درحالیکه او را کتک می‌زد از مادر جهان‌آرا می‌پرسید: «می‌خواهید زنده تحویل بگیریدش یا جنازه‌اش را می‌خواهید؟»
شوهرش دیگر اجازه نداد او فرزندانش را ببیند، هیچ نفقه‌ای هم به او پرداخت نکرد و حتی حاضر نشد مهریه‌اش را که ۱۵گرم طلا بود، به او بدهد در حالیکه مهریه در واقع نوعی پرداخت اجباری است که مردان مسلمان موظف هستند به همسرشان بپردازند. هیچ سهمی هم از زندگی و دارایی مشترک به او نرسید.
جهان‌آرا، ۴۵ ساله، در جستجوی عدالت، نزد قاضی محلی یا قاضی اسلامی رفت که در مورد ازدواج، تعدد زوجات، طلاق، سه‌طلاقه و حضانت حکم صادر می‌کند. قاضی که معمولا مرد است، وظیفه‌اش این است که عدالت را طبق اصول قرآنی اجرا کند. این شغل و سمت از پدر به پسر منتقل می‌شود و تحت تأثیر سنت قرار دارد.
با این حال جهان آرا مانند بسیاری از زنان دیگر ناامید و تلخ از نزد قاضی برگشت. او می گوید: «قاضی حاضر نشد کمک کند حقم را بگیرم. من باور نمی‌کردم که شرایطم عادلانه باشد. در تمام جیپور گشتم و از علما پرسیدم آیا قرآن اجازه داده این بی عدالتی در حق من اعمال شود؟ از آنها پرسیدم که آیا شأن من به عنوان یک زن در قرآن این است؟ آیا این عدالتی است که قرآن برای من در نظر گرفته؟» همۀ آنها هم در جوابم گفتند: «بله. جایگاه تو همین است. باید تحمل کنی.»
جهان‌آرا تصمیم گرفت مبارزه کند. او به دارالعلوم نسوان رفت. موسسه‌ای در بمبئی که از سال ۲۰۱۵ دورۀ دو ساله‌ای را برای آموزش زنان قاضی راه‌اندازی کرده است تا زنان مسلمان با استفاده از دانش قرآنی خود بتوانند با آداب و رسومی که به آنان آسیب و زیان می‌رساند، برخوردکنند. در تابستان سال ۲۰۱۷ اولین گروه ۱۵ نفره توانستند این دوره را تکمیل کنند و آمادۀ شروع کار شوند. جهان‌آرا هم یکی از این زنان بود که حالا از اولین زنان مسلمان قاضی در هند است.
افروز بیگم، ۴۳ ساله، یکی دیگر از فارغ التحصیلان این دوره است. بر خلاف جهان آرا بیگم از ازدواجش راضی است و شوهرش از کار او حمایت می‌کند. بیگم می‌گوید: «قرآن به ما حقوق برابر می‌دهد. به ما حق زندگی، تحصیل، دارایی و حق انتخاب آزاد می دهد. وقتی زنان مسلمان این را درک کنند، زندگی‌شان تغییر خواهد کرد.»
جهان آرا و بیگم در یک روز گرم و شرجی در دفتر کوچکی واقع در کوچه‌ای پیچ‌در‌پیچ در میان بازاری پر‌ سر‌و‌صدا در بخش مسلمان‌نشین جیپور نشسته‌اند. آنها در تلاش‌اند تا بگومگوی عمران خان و همسر جوانش، هما، را آرام کنند. ازدواج یک ساله آنها دچار آشفتگی شده و آنها یکدیگر را متهم می‌کنند و والدینشان نیز آنها را تحریک می‌کنند.
از آنجا که ازدواج در اسلام یک قرارداد قانونی است، شرایط و ضوابط نکاح باید با قاضی مورد بحث و مذاکره قرار گیرد. در حال حاضر، قراردادها به نفع شوهر است. جهان‌آرا و بیگم به شکایات هر دو طرف گوش می‌دهند. آنها به پدر و مادرها می‌گویند که دخالت نکنند و به زوج ها نیز مشاوره می دهند که باید با هم بیشتر مدارا کنند.
بیگم می‌گوید: «اگر قاضی مرد بود به هما می‌گفت که بی معطلی به خانه بازگردد و از شوهرش اطاعت کند. اکثر زنان مسلمان هیچ چیز درباره حقوقشان نمی‌دانند. اما حالا همه چیز فرق خواهد کرد زیرا ما یاد گرفته‌ایم که قرآن چه می‌گوید.»
نشاط حسین که رئیس یک گروه زنان در جیپور است در کنارشان نشسته و می‌گوید که این دو قاضی کارهای زیادی باید انجام دهند. او می‌گوید: «پیش از این که این دو قاضی جدید نکاح را اجرا کنند، از مرد برای اثبات شرایطش مدارک می‌خواهند، گواهی سلامت پزشکی، گواهی اشتغال به کار، اگر بگوید همسرش فوت کرده از او گواهی فوت می‌خواهند، اگر بگوید همسرش را طلاق داده از او گواهی طلاق می‌خواهند. این کارها باید برای دفاع از زنان انجام شود ولی قاضی‌های سنتی این کارها را انجام نمی‌دهند.»
جهان‌آرا پس از درک این که قرآن به زنان حقوق برابر می‌دهد، خوشحال‌تر شده است. او پس از جدا شدن از شوهرش برای رسیدن به آرامش مبارزه کرد. آرامشی که در نهایت با دوره آموزشی قضاوت به دست آمد و در طول آن دوره به طور دقیق آموخت که اسلام در مورد زنان چه می‌گوید.

منبع: گاردین