جنسیت و تغییرات اجتماعی در قرن بیست‌و‌یکم کشورهای حوزه خلیج فارس

نویسنده : شان فلی

مترجم : محبوبه حسين زاده

۱۴ آبان ۱۳۹۱

شان فلی، در این مقاله با بررسی سیر تاریخی وضعیت زنان در عربستان و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس از دهه 1930 نشان می دهد که چگونه بعد از تشکیل دولتهای مدرن نفتی، سران سعودی شروع به تحمیل هنجارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان و مردان سعودی کردند؛ نوع پوشش تغییر کرد، آزادی های اجتماعی آنان محدود و حجاب و نقاب اجباری شد، رانندگی زنان و سفر بدون حضور سرپرست مرد ممنوع شد. این مقاله در عین حال تلاش می کند تا توضیح دهد که چگونه زنان در کشورهای حوزه خلیج فارس، از سال 2000 به بعد بر تعییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مسلط شده اند تا جایگاه و موقعیت خود را در کشور و خارج از کشور تغییر دهند. اما جالب و عجیب اینجاست که همچنان که زنان نقش بزرگتری در حیات کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای آینده نزدیک کسب خواهند کرد، به جایگاهی دست می یابند که به جایگاه مادربزرگ ها و مادر مادربزرگ هایشان دردهه 1920 نزدیک تر است تا به مادران شان در دهه های 1970 و 1980.

مقدمه

در ژانویه سال ۲۰۰۴، لبنا عالیان پشت تریبون قرار گرفت تا سخنرانی خود را در اجلاس جده ایراد کند. طبیعی بود او که ریاست «گروه سرمایه‌گذاری عالیان»- یکی از مشهورترین کمپانی‌های تجاری عربستان سعودی- را برعهده دارد، به عنوان اولین سخنران زن در اجلاس شهر بندری عربستان سعودی انتخاب شود. لبنا، دختر سلیمان عالیان است؛ مردی که در شرایط بسیار سخت و محقری بزرگ شده بود و حالا تا آنجا پیشرفت کرده که یکی از موفق‌ترین تجار عربستان سعودی شده است. البته اگر برگزار‌کنندگان کنفرانس می‌دانستند که او ممکن است چه حرف‌هایی بزند و چه بحث‌هایی درخواهد گرفت، شاید در تصمیم‌شان مبنی بر اجازه سخنرانی به او تجدید نظر می‌کردند.

موضوع سخنرانی علیات «تصویر یک سعودیایی از رشد و توسعه» بود و او تصویری ارائه کرد که برخلاف چیزهایی بود که سران مذهبی این پادشاهی تلاش می‌کردند(و هنوز هم تلاش می‌کنند) در دنیای خارج به تصویر بکشند. آنها به مدت تقریبا ۲۰سال به شیوه‌ای خشک و صلبی، هنجارهای اجتماعی‌ای را تحمیل کرده بودند که هدف آن حذف و محروم‌سازی زنان عربستان سعودی از تقریبا کلیه محیط‌های عمومی بود، آنها تلاش کردند تا نیروی کاری ایجاد کنند که اکثریت قریب به اتفاق آن را مردان تشکیل می‌دادند حتی اگر این امر به منزله واردکردن هزاران کارگر خارجی به کشور بود. اما عالیان در سخنرانی‌اش این بحث را مطرح کرد که هر تبعه سعودی که تصمیم جدی درباره اشتغال دارد، باید «صرف‌نظر از جنسیت»، این موقعیت را داشته باشد تا «در زمینه‌ای که شایستگی‌اش را دارد شغلی برای خود پیدا کند»۱٫ این سخنان عالیان با تشویق و همراهی مشتاقانه حضار مواجه شد که ترکیبی از مردان و زنان خارجی و تبعه سعودی بودند.

علیان، روسری بر سر نداشت و لباس‌های سنتی‌ای را که زنان عربستان سعودی در اماکن عمومی استفاده می‌کنند، نپوشیده بود. عکس های او و دیگر زنان تاجر، که بسیاری از آنها نقاب نداشتند و آزادانه با مردان در فضای عمومی در ارتباط بودند، در صفحات اول روزنامه های عربستان سعودی منتشر شد. عالیان و همکارانش تابوهای اجتماعی را شکسته بودند و سران مذهبی عربستان سعودی را به چالش کشیده بودند.

جای تعجب ندارد که سران مذهبی با خشم و شوک عمیق به این اظهارات واکنش نشان دادند. بزرگترین چهره مذهبی عربستان سعودی، مفتی بزرگ شیخ عبد‌العزیز ابن عبدالله الشیخ، بلافاصله بیانیه‌ای صادر کرد و این نشست، بخصوص اختلاط علنی زنان و مردان، را محکوم کرد. شیخ عبدالعزیز گفت که چنین رفتاری، «ریشه» هرگونه شر و مصیبت و فساد و زنا است. او همچنین مراتب تاسف و حیرت خود را اعلام کرد از این که «چنین رفتار شرم‌آوری» در عربستان سعودی رخ داده است. هرچند او نامی از عالیان و یا برگزارکنندکان اجلاس نبرد، اما مشخص کرد که احساسش این است که آنها باید مجازات شوند. او گفت اختلاط زن و مرد «مجازات بالایی» دارد و «برای همگان ممنوع شده است»۲٫

این حرف‌ها، تهدیدهای بی‌خود و بی‌اساسی نبودند. چهارده سال قبل، در نوامبر سال ۱۹۹۰، دولت به سرعت مجازات کیفری علیه ۴۵ نفر از زنان الیت تحصیلکرده اعمال کرد که آگاهانه و به عمد راننده‌های خود را اخراج کرده بودند و خودشان در خیابان‌های ریاض رانندگی کرده بودند- اقدامی که آن زمان هنوز طبق قانون عربستان مجاز بود ولی باعث عصبانیت تشکیلات مذهبی این کشور شده بود. دولت بلافاصله این زنان را از کار اخراج کرد، پاسپورت‌هایشان را مصادره کرد و تلاش کرد تا با زدن برچسب کافر، باعث شرمساری آنها و خانواده هایشان شود. بعضی از آنان مجبور به ترک کشور شدند. سال‌ها طول کشید تا دوباره این ۴۵ زن، حقوق و امتیازات خود را در زندگی در عربستان سعودی به دست بیاورند. دولت برای اینکه مشخص کند که تا چه حد این اقدام را جدی گرفته بود، به صورت رسمی رانندگی زنان در این کشور را ممنوع اعلام کرد. زنانی که به رانندگی فکر می‌کردند، پس از این هم با غضب دولت و هم با غضب مقامات مذهبی مواجه می‌شدند۳٫

این مقاله تلاش می‌کند تا توضیح دهد که چگونه خانم عالیان و دیگر زنان در کشورهای حوزه خلیج فارس، از سال ۲۰۰۰ به بعد بر تعییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مسلط شده‌اند تا جایگاه و موقعیت خود را در کشور و خارج از کشور تغییر دهند. این مقاله ادعا می‌کند که زنان به دلیل دارا بودن تحصیلات عالی، بالا بودن هزینه های اجتماعی و مالی استخدام کارگران خارجی، و ناتوانی همکاران مردشان برای کسب پست های کاری تخصصی و غیرتخصصی، موقعیت خوبی دارند تا از این تغییرات سود ببرند. در این مقاله، بحث می‌شود که مسئله جنسیت فقط به زنان محدود نمی‌شود. همان طور که از زنان انتظار می‌رود که مطابق التزامات و هنجارهای اجتماعی تعیین شده، لباس بپوشند و برخورد کنند، از مردان هم انتظار می‌رود که به توقعات اجتماعی وفادار بمانند. جالب و عجیب اینجاست که همچنان که زنان نقش بزرگ‌تری در حیات کشورهای حوزه خلیج فارس در سال‌های آینده نزدیک کسب خواهند کرد، به جایگاهی دست می‌یابند که به جایگاه مادربزرگ‌ها و مادر مادربزرگ‌هایشان دردهه ۱۹۲۰ نزدیک تر است تا به مادران‌شان در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰٫

زنان و مردان در کشورهای حوزه خلیج فارس قبل از ۱۹۷۰

برای درک جامعه معاصر خلیج فارس و روابط جنسیت که آینده این جامعه را در آینده شکل می‌دهد، باید به قبل از دهه ۱۹۳۰ برگردیم. در آن دوران، زنان همانند مردان، در جوامع بسیار فقیری زندگی می‌کردند که صیادی و ماهیگیری ابزار اصلی تامین معاش بود. در چنان محیطی، قبیله، طایفه و یا موقعیت اجتماعی اقتصادی شوهران و یا بستگان مرد یک زن، آزادی و محدودیت‌های او را تعیین می‌کرد. زنان در همه جای کشورهای حوزه خلیج، آزادی‌های اجتماعی محدودی داشتند. آنها نمی‌توانستند شوهر خود را انتخاب کنند و معمولا از آنان توقع می‌رفت که نقاب و ردای بلند (عبایا) بپوشند. نکته مهم اینجاست که استفاده از نقاب در جوامع بندری، انعکاس‌دهنده حضور بازرگانان و تجار ایرانی و عربستانی بود که هر دوی این گروه، نقاب را سمبلی از نجابت زنانه و برازندگی و نزاکت او می‌دانستند۴ (در جوامع روستایی در دیگر مناطق خلیج فارس، یعنی جایی که تجار زیادی وجود نداشت، استفاده از نقاب چندان مرسوم نبود). اقوام و بستگان مرد، قدرت قابل ملاحظه‌ای بر زنان اعمال می‌کردند و اگر یک زن،خانواده‌اش را بی‌آبرو می‌کرد، مردان خانواده مجاز بودند او را به مجازات مرگ برسانند. ۵٫ مهریه‌ها هم نسبتا پایین بود و چندان عجیب نبود که خانواده‌ها با تخطی از اصول و مرام مهم قوانین اسلام، ارث زنان را محدود کنند.

با این حال، همسران بازرگانان عمده‌فروش و خرده‌فروش در سمت ایران، جایی که هنجارهای اجتماعی سهل و راحت‌تری در ارتباط با جنسیت وجود داشت، با چنین محدودیت‌های اجتماعی مشابهی مواجه نبودند و اغلب به میزانی از تحصیلات دسترسی داشتند. حتی همسران مردان ماهیگیر، صیادان صدف‌های مروارید، خواربازفروش‌ها، آهنگرها، نجارها، و دیگر حرفه‌های بازرگانی، از آزادی‌های بیشتری برخوردار بودند. از بندر«عنیزه» در «نجد» تا «دوبی»، زنان به همراه دیگر زنان و مردان در کار خرید و فروش تولیدات و محصولات بودند۶٫ نقش محوری زنان در اقتصاد حوزه خلیج فارس با واکنش عمومی به تصمیم اتخاذ شده توسط شورای قانونگذاری دوبی در سال ۱۹۳۱ مبنی بر ممنوعیت فروش ماهی توسط زنان، به خوبی مشخص می‌شود۷٫ این مسئله‌ باعث تعجب بسیار زیاد قانونگذاران شد که ماهیگیران مرد خواستار لغو این قانون شدند در حالی که احتمالا آنها از این قانون جدید سود بیشتری می‌بردند. مردان ماهیگیر دلیل می‌آوردند که که نمی‌توانند همزمان هم ماهی بگیرند و هم ماهی‌ها را در بازار به فروش برسانند و این استدلال به وضوح اهمیت نقش زنان در حیات اقتصادی محلی را نشان می‌داد. این قانون ملغی شد ولی همانگونه که «فاطمه السایق» می‌گوید: اعتراض ماهیگران نمی‌توانست کار زیادی در مقابل «گذر زمان و انجام هرکاری با پول» انجام دهد چون تا آن زمان، زنان ماهی‌فروش در مقایسه با همکاران مرد خود، می توانستند ماهی ها را با قیمت بسیار بالاتری به فروش برسانند۸٫ آنها در حقیقت، در مقایسه با شوهران شان، درک بهتری از شرایط بازار داشتند و از آنجایی که مردان ماهیگیر تلاش می کردند تا قیمت بهتری برای فروش ماهی شان پیدا کنند، فهمیدند که همسران خودشان، بهترین افراد برای انجام این کار هستند.

در سراسر خلیج فارس، زنان به عنوان خیاط، فروشنده و معلم قرآن مشغول به کار بودند. از دهه ۱۹۸۰ در جوامع خلیج فارس، مدارس و معلم‌های خصوصی برای دختران و پسران وجود داشت۹ و البته دختران تجار حجازی در بهترین مدارس بریتانیایی در مصر تحصیل می‌کردند۱۰٫ زنان مسن‌تر هم ماما و یا در کار طب سنتی بودند و بعضی از آنها هم مهتران«زَر» بودند( زَر، سنت مذهبی شبیه به جادوگردی است)، در حالی که زنان روستایی هم در بخش کشاورزی و دامپروری کار می‌کردند. زنان بادیه‌نشین هم اغلب پارچه می‌بافتند و صنایع دستی کوچک تولید می‌کردند. بسیاری از آنان عاملان اصلی بازرگانی قبایل خود بودند و یا زندگی خانوادگی و قبیله‌ای را برای دوره‌های طولانی مدت مدیریت می‌کردند۱۱٫ بعضی از زنان، مثل شیخه حوسا در دوبی، قدرت سیاسی را هم اداره می‌کردند، زمین داشتند، از تجار پیشرو بودند و «مجلس»‌های هفتگی خودشان را میزبانی می‌کردند( مجلس، شوراهایی بود که سیاستمداران به درخواست‌های شهروندان عادی پاسخ می‌دادند)۱۲٫

سقوط صنعت صیادی خلیج فارس و ظهور عربستان سعودی دردهه ۱۹۳۰، موقعیت و جایگاه بسیاری از زنان( و مردان) را بدتر کرد. تقریبا به صورت شبانه، منبع اصلی ارز خارجی خشک شد، درآمد صادرات سقوط کرد، کشتی‌ها در ساحل ماندند، و ماهیگیران برای همیشه به خانه برگشتند. در چنین فضایی، بسیاری از افراد سرمایه‌گذاری، تجارت، پس‌انداز و جایگاه اجتماعی خود را از دست دادند. در دنباله استقرار عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲، الیت‌های پادشاهی تازه تاسیس تلاش کردند تا با تحمیل رژیم‌های اجتماعی، مذهبی و پوششی بر مردان و زنان، تفاوت های قومی را در کشور جدیدشان محو کنند. اولین پادشاه عربستان سعودی- عبدالعزیز السعود- حکم داد که همه مردان سعودیایی که در دولت خدمت می‌کنند، باید «تُب» یا دشداشه‌های قبایل نجدی را بپوشند( عبای بلند تا مچ پا و معمولا سفید) که امروزه هم به صورت گسترده‌ای در این پادشاهی، همین لباس را می‌پوشند۱۳٫ لباس‌های محلی قدیمی مردانه که رنگی‌تر بودند، کنار گذاشته شدند. با گذشت زمان، آزادی زنان برای انجام زَر و دیگر سنت‌های مشابه شدیدا محدود شد، و عبایا به عنوان لباس ملی زنان تبعه سعودی- مشابه تب یا دشداشه برای مردان تبعه سعودی- ظاهر شد۱۴٫

علاوه بر ابعاد کشور عربستان سعودی در مقایسه با همسایه‌هایش، عامل مهم توانایی و قابلیت این کشور در شکل‌دهی به فرهنگ و سیاست مردم ماورای مرزهای این کشور، کشف ذخایر عظیم نفتی در دهه ۱۹۳۰ بود. این کشف برای این پادشاهی ثروت به همراه آورد، بخصوص بعد از این که قیمت جهانی نفت در سال ۱۹۷۳ چهار برابر شد. عربستان سعوی، هیجان‌زده از این درآمد بی‌سابقه، با اجرای پروژه‌های زیربنایی، پرداخت مستقیم پول و خدمات اجتماعی به صورت بی‌سابقه‌ای بر ساختار سیاسی و اقتصادی-سیاسی این پادشاهی تسلط و کنترل پیدا کرد. با کشف ذخایر بزرگ نفتی در خلیج فارس، همسایه‌های عربستان سعودی از کویت تا عمان، استراتژی‌های توسعه‌ای بسیار مشابهی با عربستان سعودی اتخاذ کردند.

یک نمای اسلامی

برای مردان و زنان کشورهای حوزه خلیج فارس، رویدادهای دهه ۱۹۷۰، به عنوان یک دوره گذار ثبت شده است که درست مشابه ناپدیدشدن صنعت ماهیگیری در دهه‌های قبل‌تر اهمیت دارد. دولت‌های حوزه خلیج با توجه به ثروت تازه کشف‌شده، سرمایه‌گذاری های زیربنایی- از جمله در عرصه آموزش- انجام دادند و تلاش کردند تا اقتصاد مدرن قوی در کشورهایشان ایجاد کنند. زنان و مردان حوزه خلیج، شهرنشینی را شروع کردند و دسترسی مداوم و ثابت به کلیه سطوح آموزشی پیدا کردند. زنان برای اولین بار در نرخ ثبت نام در مدارس، نرخ باسوادی و حتی در دستاوردهای آموزشی از مردان پیشی گرفتند. همچنین برای افزایش نیروی کار بومی زنان تشویق می‌شدند تا خانواده‌های بزرگ و فرزندان بیشتری داشته باشند- تعداد نیروی کار بومی در مقایسه با نیروهای کار خارجی بسیار اندک بود. از سوی دیگر کارگران خارجی که از کشورهای اروپایی و آسیایی به این کشورها آمده بودند در حال تغییردادن کشورهای حوزه خلیج به جوامع مدرن بودند۱۵٫

این سیاست‌های جدید انعکاس‌دهنده تمایل و آرزوی دولت‌های حوزه خلیج فارس برای ممانعت از توانایی تاثیرگذاری ناسیونالیست‌ها، سوسیالیست‌ها، مارکسیست‌ها و مذهبی‌های عرب بر جمعیت ملی بومی و توسل به گروه‌های اسلامی برای انجام این کار بود۱۶٫ بعد از شکست مصر در سال ۱۹۶۷ در جنگ اعراب- اسرائیل و رویدادهای انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹- که دولت سکولار شاه نتوانست مانع جنبش عظیم مردمی به رهبری روحانی مذهبی آیت‌الله خمینی شود- گروه‌های اسلامی در جوامع خلیج فارس، قدرت تاثیرگذاری پیدا کرده بودند. تصرف مسجد کبیر در مکه در نوامبر ۱۹۷۹ و اشغال افغانستان از سوی شوروی یک ماه بعد، موقعیت گروه‌های اسلامی را در جوامع خلیج مستحکم‌تر کرد. در سال ۱۹۸۰، بسیاری از اهل تسنن عرب کشورهای حوزه خلیج فارس به این باور رسیده بودند که مسلمانانشان تحت تجاوز و حمله قرار داشتند و اسلام بهترین امید را برای مواجهه با چالش‌های زندگی در اواخر قرن بیستم در کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر کشورهای جهان اسلام ارائه کرده است.

در حقیقت هیچ کشوری در حوزه خلیج فارس، به جز عربستان سعودی، از این گرایشات و تمایلات آگاه نبود. در قلب برنامه سعودی در دهه ۱۹۷۰، تصویر رویایی از جامعه‌ای وجود داشت که از لحاظ تکنولوژیکی پیشرفته بود ولی شدیدا از ارزش‌های اسلامی محافظه‌کارانه حمایت می‌کرد. این تصویر، بدون هرگونه سابقه و نمونه قبلی در تاریخ سعودی- به صورت خاص- و در تاریخ اسلامی- به صورت عام- بود. یک معیار مهم برای موفقیت چنین جامعه‌ای، غیاب زنان در فضاهای عمومی بود. دولت اجازه داد تا حضور زنان در اماکن عمومی ممنوع شود تا از این طریق به صورت ملموس نشان دهد که در حال اقدام برای رفع نگرانی‌های بسیاری از محافظه‌کاران سعودی است. دولت سعودی برای تقویت تعهد خود به این ارزش‌ها، آزادی عمل بسیاری زیادی به پلیس مذهبی داد تا اخلاقیات مسلمانی مرتبط با زنان را در کلیه فضاهای عمومی به آنان تحمیل کند۱۷٫

تحت تدابیر و برنامه‌های جدید، جاهایی که تا پیش از این دو جنس به صورت مختلط در آن حضور داشتند، مثل اتوبوس ها، ادارات و اماکن تفریحی، شدیدا مورد جداسازی جنسیتی قرار گرفتند. مجموعه‌ای کامل از ساختمان‌های موازی و بخش‌هایی از جوامع فقط برای زنان ایجاد شدند. تصاویر زنان غربی در روزنامه‌ها، نشریات، و همین طور در تابلوهای عمومی، مطابق هنجارهای اسلامی ویرایش و اصلاح شدند. در سال ۱۹۸۲، دولت سعودی، فرصت‌های تحصیل دختران مجرد عربستان سعودی در خارج از کشور را شدیدا محدود کرد۱۸٫ دولت سعودی، قانون «محرم» را به شدت به مردم سعودی تحمیل کرد که طبق آن، زنان نمی‌توانستند بدون همراهی یکی از بستگان نزدیک مرد خود به خارج از کشور سفر کنند. در سال ۱۹۸۵ با یک حکم سلطنتی، کار زنان در همه بخش‌های اقتصادی بجز آموزش و بهداشت ممنوع شد. هیچ زنی نمی‌توانست کسب و کاری را اداره و مدیریت کند حتی اگر خودش مالک آن کسب و کار و تجارت بود. در چنین شرایطی زنان باید ثابت می‌کردند که یک سرپرست و یا مدیر مرد دارند. علاوه بر این، علمای سعودی فتوایی صادر کردند که باید سرپرست مرد زنان سعودی برای رفتن به هرجایی و هر سفری، همراه آنان باشد۱۹٫

حالا زنان با محدود شدن به فضاهای خصوصی و یا اماکن جداسازی شده جنسیتی بر همان چیزی تمرکز کردند که دولت به عنوان دو تکلیف اولیه و مهم زنان برایشان در نظر گرفته بود: داشتن خانواده های بزرگ و کمک به تحصیلات و آموزش سعودی‌ها برای جایگزینی کارگران خارجی. از آنجایی که میزان دستمزدها در کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار بیشتر از هند، پاکستان، فیلیپین و دیگر کشورهای تامین‌کننده کارگر خارجی برای عربستان سعودی بود، ریاض می‌توانست به راحتی کارگران خارجی را در این کشور نگه دارد تا زمانی که جمعیت خود این کشور به اندازه کافی کارشناس‌های تحصیلکرده برای اداره جامعه مدرن سلطنتی عربستان تولید کرده باشد.

این تغییرات در عربستان سعودی، به دلیل همزمانی با ایجاد شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۱- اتحاد بین شش کشور عربی حوزه خلیج: بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی- دارای اهمیت ویژه‌ای بود. این سازمان جدید که در ریاض قرار دارد، کمک کرد تا یک هویت اجتماعی جدید مرتبط با خلیج با الگو گرفتن از آداب و رسوم اجتماعی بزرگترین دولت عضو این شورا یعنی عربستان سعودی، شکل بگیرد. قانون احوال شخصیه در کشورهای مختلف حوزه خلیج فارس، همان قانون عربستان سعودی را منعکس کردند. کارگران خارجی بر اقتصاد دیگر کشورهای عضو شورای همکاری‌های خلیج چیره شدند- درست مثل عربستان سعودی. علاوه بر این، تنش‌های ناشی از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، که طی آن یک دولت سنی در بغداد وارد گود مبارزه با دولت انقلابی شیعه در تهران شد، حساسیت‌های سنی‌های محافظه‌کار را شدیدتر کرد. بسیاری از کشورهای عضو شورا، از بغداد حمایت کردند و از جنگ به عنوان دستاویزی برای تشدید کنترل علیه جمعیت شیعه کشورهای خود استفاده کردند.

مورد بحرین، آموزنده است. با شروع دهه ۱۹۵۰، همه بحرینی‌ها شروع به پوشیدن لباس های غربی کردند همان طوری که یک میسیونر مسیحی نوشته است بحرینی‌ها در آن زمان «خرقه و عباهای عربی را به خاطر جامه های غربی رها کردند»۲۰٫ اما وقتی بحرین در سال ۱۹۸۱ به شورای همکاری خلیج فارس ملحق شد، مردان بحرینی با عقبگرد به گذشته، پوشش دشداشه را انتخاب کردند که پدرها و پدربزرگ‌هایشان می‌پوشیدند. حالا برای بحرینی‌ها مهم بود تا مسیر مشخصی را در نظر بگیرند و نشان دهند که آنها هم به جامعه عرب‌های خلیج فارس پیوسته‌اند۲۱٫

زنان بحرینی هم از این روند مستثنی نبودند. در اوایل دهه ۱۹۸۰، حدود ۹۵درصد از دانشجویان دختر دانشگاه ملی بحرین، نقاب می‌زدند و حتی آنهایی که انتخاب کرده بودند تا نقاب نزنند، تحت فشارهای دائمی مجبور به انجام این کار شدند۲۲٫ دولت بحرین در اواسط دهه ۱۹۸۰ اعلام کرد که کلیه جنبه‌های کار زنان را قانونمند و تنظیم خواهد کرد. علاوه بر این، دولت بحرین، سیاست شبه رسمی ممانعت از استخدام زنان و ارتقای شغلی آنان را اتخاذ کرد، حتی اگر زنان نسبت به مردان و یا کارکنان خارجی، دارای سابقه و یا شایستگی‌های شغلی بیشتری بودند۲۳٫

از همان ابتدا، نمای اسلامی، دارای محدودیت‌های ملموس و مهمی بود. زنان و مردان پولدار عرب حوزه خلیج فارس، اغلب پشت درهای بسته خانه‌هایشان و یا در سفارتخانه‌ها، لباس‌های سبک غربی می‌پوشیدند و زنان و مردان آزادانه با هم در ارتباط بودند. در مجتمع « آرامکو» در شهر «ظهران»، زنان عرب اغلب در کنار زنان غربی و مردان کار می‌کردند و لباس‌های سبک غربی می‌پوشیدند. زنان عربستانی مرتبا در این محوطه رانندگی می‌کردند( حتی بدون گواهینامه) و دولت سعودی، گواهینانه های رسمی برای مردان و زنان دیگر کشورهای غربی صادر کرد. علاوه بر این، زنان راننده در مجموعه آرامکو، تنها زنانی نیستند که خودشان در عربستان سعودی رانندگی می‌کنند. زنان بادیه‌نشین در عربستان، کامیون و دیگر ماشین آلات کشاورزی را می‌رانند. راننده کامیون‌های زیادی در دهه ۱۹۷۰ از زنان بادیه‌نشین بودند تا آنجا که یک شاهزاده سعودی- بندر بن سلطان- به شوخی و کنایه در مصاحبه با واشنگتن‌پست در سال ۱۹۷۸ پیش‌بینی کرده بود که « رهبر پیشگام جنبش زنان سعودی از بادیه‌نشین‌های صحرا خواهد بود».

تصمیم دولت سعودی مبنی بر پرداخت هزینه‌های دانشگاهی زنان تبعه سعودی که قبل از سفر به خارج از کشور ازدواج کنند‌ باعث افزایش محدودیت‌های زنان مجرد سعودی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور شد. ارائه چنین مشوق‌هایی از سوی دولت سعودی تا حدودی به معنای کنترل رفتار مردان تبعه سعودی در خارج از کشور و تشویق آنان به ازدواج با زنان عربستانی به جای زنان خارجی بود. اما دولت هرگز چنین پیشنهاد تحصیلی را عمومیت نمی‌داد اگر مقامات باور نداشتند که بسیاری از مردان سعودی می‌خواهند با زنان تحصیلکرده ازدواج کنند و بسیاری از زنان سعودی می‌خواهند در خارج از کشور تحصیل کنند و بسیاری از خانواده‌های سعودی، تحصیلات عالی دخترانشان را به عنوان یک دلیل مناسب برای ازدواج آنها در نظر می‌گرفتند۲۵٫

این اقدامات زیرکانه وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که این نکته را به خاطر داشته باشیم که جامعه سعودی به ازدواج به عنوان یک اتحاد و پیوند اقتصادی- اجتماعی بین خانواده‌ها و قبیله‌ها نگاه می‌کند. در چنین ساختاری، عروس‌ها، حرف اساسی را در امر ازدواج می زنند و آزادی عمل بیشتری برای نپذیرفتن شوهرهای بالقوه دارند. علاوه بر این وقتی نوبت به انتخاب شریک ازدواج می‌رسد، خانواده ها از مرد جوان انتظار دارند تا زنی که به همسری انتخاب می‌کند، مورد قبول اعضای خانواده از جمله مادران و دیگر زنان فامیل هم قرار بگیرد. نقطه ضعف نسبی مردان سعودی در کلیه رده‌های سنی در داستان دختران ریاض نوشته رجاء الصانع در سال ۲۰۰۶ هم مطرح می‌شود. در این داستان، شخصیت‌های مرد داستان، از جمله قدرتمندترین و تحصیلکرده‌ترین مردان، نمی‌توانند بر ایرادها و مخالفت‌های گوناگون خانواده‌هایشان غلبه کنند تا بتوانند مطابق آرزوی خود با دختر تبعه سعودی و یا غیرسعودی که عاشقش هستند، ازدواج کنند. یکی از شخصیت های زن این داستان با ابراز نظراتش در مورد این وضعیت مردان سعودی می‌گوید:« آنها منفعل و ضعیف هستند....مثل مهره‌های پیاده شطرنج هستند که خانواده‌هایشان آنها را در صفحه شطرنچ جابجا می‌کنند»۲۶٫ پس حتی در محافظه‌کارترین جامعه خلیج فارس یعنی عربستان سعودی، مردسالاری اسلامی هم می‌تواند به صورت کاملا مشخصی دارای حد و حدودی باشد ۲۷٫

اما دولت‌های دیگر حوزه خلیج فارس، مستقیما محدودیت‌های پدرسالاری را افشا کردند و تعهد خود را به مفاهیم و اندیشه‌های فکری غربی در مورد برابری و تحصیلات زنان حفظ کردند. برای مثال اسلامگراها در کویت دریافتند که تاثیرگذاریشان در دهه ۱۹۸۰، بخصوص در رابطه با مسائل زنان، با محدودیت‌های مهمی مواجه است. مثال خوب در این زمینه مربوط به اتفاق سال ۱۹۸۶ است یعنی وقتی که نمایندگان اسلامگرای پارلمان تلاش کردند تا قانونی برای تحمیل قانون اسلامی در کویت- از جمله اعمال محدودیت‌های شدید بر آزادی زنان- ایجاد کنند. دولت در ابتدا به این ابتکارات با تاخیر غیرمستقیم، نادیده گرفتن آنها و بالاخره با منحل کردن دولت، واکنش نشان داد. هرچند گروه‌های اسلامگرا، لیبرال و سکولار، اغلب زمینه مشترکی پیدا می‌کردند تا با تلاش‌های دولت برای کنترل و مقابله با قدرت پارلمان مخالفت کنند، اما راه این دو گروه در بسیاری از مسائل اجتماعی و سیاسی از هم جدا شد. دولت کویت برای ایجاد انشقاق در اپوزیسیون، گاهی با سکولارها اتحاد ساختگی و جعلی برقرار کرد و گاهی هم با اسلامگراها.

جنگ خلیج و دهه ۱۹۹۰

در آگوست سال ۱۹۹۰، وقتی که عراق به کویت حمله کرد، این کشور کوچک در مرکزیت بحث در ارتباط با حقوق زنان در عربستان سعودی و بقیه کشورهای حوزه خلیج فارس قرار گرفت. دولت عربستان سعودی در واکنش به این ماجرا از ایالات متحده دعوت کرد تا نیروهای نظامی خود را برای حمایت از این پادشاهی و میدان های نفتی استراتژیک به این کشور اعزام کند. ریاض، بعد از آن حدود یک میلیون نفر از کارکنان عرب اهل یمن و دیگر کشورهایی را که از عراق حمایت کرده بودند، از این کشور اخراج کرد و تلاش کرد تا شرایطی فراهم کند که مردان شاغل سعودی در خدمت سرویس های نظامی قرار بگیرند. به همین دلیل در ماه سپتامبر همان سال، دولت سعودی، دستوری صادر کرد که سازمان‌ها و کارگزاران دولتی را تشویق می‌کرد تا زنان داوطلب را برای پست های پزشکی و اجتماعی بپذیرند. حضور زنان سرباز آمریکایی در عربستان سعودی که بسیاری از آنان آزادانه ماشین‌های خود را می‌راندند، اهمیت این دستور را بیشتر کرد. در ماجرایی که به صورت گسترده در کشور پخش شد، یک پلیس مذهبی عربستان سعودی، از باتوم خود برای شماتت و سرزنش یک سرباز زن آمریکایی استفاده کرده بود، آن هم فقط برای این که آن زن با ماشین خود به مغازه ای‌در ایالت شرقی عربستان رفته بود. این زن در واکنش، به روی پلیس هفت تیر کشیده بود و پلیس مجبور شده بود برای حفظ جانش، به سرعت فرار کند۲۹٫

دستور سال ۱۹۹۰ و حضور سربازان خارجی نظامی، باعث تجدید بحث ها و مناظرات در مورد نقش زنان در حیات سعودی شد و توانست باعث ایجاد یکی از جسورانه‌ترین چالش‌هایی شود که این پادشاهی تاکنون در رابطه با جداسازی جنسیتی با آن مواجه شده بود: این رویداد وقتی اتفاق افتاد( همان طور که در بالا هم به آن اشاره شد) که ۴۵زن در خیابانهای ریاض رانندگی کردند. هیچکس تا قبل از این چنین چیزی در عربستان سعودی ندیده بود و این اعتراض در صدر رسانه‌های دنیا قرار گرفت. پروپاگاندای عراقی تلاش کرد تا از این رویداد و همچنین ارائه پیشنهاد به زنان سعودی برای خدمت در ارگان‌های دولتی را به عنوان سند استفاده کند تا نشان دهد که دولت عربستان، در حقیقت عامل غرب و اسرائیل است.

تنها واکنش دولت سعودی که پیش از این هم با دعوت از ده‌ها هزار سرباز آمریکایی برای ورود به این کشور، نگران اعتبار اسلامی خود شده بود، مجازات سریع این زنان بود۳۰٫ تعدادی از این زنان علاوه بر از دست دادن مشاغل و تحقیر علنی، مورد مزاحمت‌های تلفنی قرار گرفتند و مزاحمان آنها را به بی‌اخلاقی جنسی و ترویج اهداف و ایده‌های غربی متهم می‌کردند. بعد از آن دولت عربستان سعودی، یک برنامه تلویزیونی برای کودکان تولید کرد تا بار دیگر بر موضع خود در این مورد تاکید کند. در این برنامه، در قالب یک سرود دسته جمعی که توسط کودکان خوانده می‌شد، رفتار اسلامی درست را با کفر زنانی که آرزو داشتند خودشان رانندگی کنند، مقایسه می‌شد. دختران بارها و بارها در این سرود تکرار می‌کردند:« من یک زن سعودی هستم و رانندگی نمی‌کنم»۳۱٫

در کویت، تصویر تا حدودی متفاوت بود. تلاش‌های زنان کویت در جنگ، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، مورد خوشایند و استقبال قرار گرفت( حداقل تا زمانی که جنگ تمام شد). در طول دوران اشغال، زنان کویتی در خارج از کشور، حمایت هایی را علیه عراق جلب کردند و حتی بعضی از آنان در «فورت دیکس» در ایالات متحده به همراه همکاران مرد خود، دوره های آموزش‌های نظامی را گذراندند۳۲٫ زنان در داخل کویت هم اولین اعتراض عمومی گسترده را علیه اشغال برگزار کردند و بعضی از آنها بهای این اقدامات و فعالیت‌ها را با جانشان پرداختند. با پایان اشغال کویت از سوی عراق در فوریه سال ۱۹۹۱، زنان تبدیل به یک جنبه خیلی مهم از جامعه مدنی کویت شده بودند تا حدی که به این کشور لقب« شهر-کشور زنان» داده شد۳۳٫ زنان کویتی ظاهرا به بلوغ رسیده بودند. بسیاری انتظار داشتند که این زنان بعد از آزادسازی کویت، حقوق کامل سیاسی کسب کنند.

ولیکن همان طور که «ماری آن تترو» نوشته است، امیدهایشان به سرعت از بین رفت. اکتویسیم زنان زمان جنگ در داخل کویت اشغالی صورت گرفته بود ولی این اکتیویسم به فاصله کوتاهی بعد از جنگ از نظرها محو شد. در نبرد و کشمکش بین داخلی‌ها و خارجی‌ها - بین کسانی که در کویت مانده بودند و افرادی که به خارج از کویت فرار کرده بودند- برای اینکه کدام گروه، خاطره و یادبود جنگ را تعیین و تعریف خواهد کرد، خارجی‌ها پیروز شدند. بخصوص، اسلامگراهای کویتی، حمله به این کشور و جنگ را متناسب با طرح‌ها و برنامه های خودشان شکل دادند و ادعا کردند که این رخدادها، اشاره از نارضایتی خداوند نسبت به سبک زندگی افراطی و ولخرجی کویتی‌ها دارد. آنها استدلال می‌کردند که فقط با برگشت به اسلام (از جمله کنترل زنان)، کویتی‌ها می‌توانند از مجازات های الهی بیشتر مصون بمانند. این بحث‌ها در بین مردم بالا گرفت و حمایت دولت را هم از آن خود کرد. در نتیجه، اسلامگراهای کویتی در انتخابات پارلمانی دهه ۱۹۹۰، نتایج خوبی کسب کردند، جداسازی جنسیتی را با موفقیت در دانشگاه ملی کویت به اجرا درآوردند و اساتید دانشگاه را که چنین دیدگاه هایی را قبول نداشتند، مورد تهدید و ارعاب قرار دادند۳۴٫

همچنین موفقیت اسلامگراها در دهه ۱۹۹۰، انعکاس مهمی در تغییرات تکنولوژیکی و سیاسی حوزه خلیج فارس داشت. ظهور شبکه‌های ماهواره‌ای خبری، گسترش ظاهری نیروهای نظامی غربی در منطقه، سقوط شدید قیمت نفت، ظهور گروه‌های اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور، و تحلیل منافع اجتماعی حاصل ار درآمد نفت به دلیل رشد جمعیت از مهم ترین این تغییرات بودند. کلیه این عوامل، باعث ایجاد و افزایش تردیدها و ابهامات در مورد توانایی دولت‌ها و جوامع این منطقه نسبت به حفظ ارزشها و سنت‌ها شد. در داخل چنین محیط در حال گذاری، زنان، همانند دیگر عناصر جامعه خلیج فارس، ناگهان موقعیت‌ها و فرصت‌های جدید سیاسی و اجتماعی- اقتصادی پیدا کردند.

یکی از نشانه‌های زودهنگام افزایش تنش ها که زنان در کشورهای عرب خلیج فارس را هم در برمی‌گرفت، برگزاری تظاهرات های ضددولتی بزرگ در بحرین بود؛ کشوری که حضور ارتش آمریکا در آن بسیار مشهود بود. اعتراض‌های خیابانی که در سال ۱۹۹۴ شروع شد، چالش‌های سیاسی و مذهبی اقتدار سلطنتی را تشدید کرد. زنان- هم از اقلیت سنی و هم از اکثریت شیعه- به صورت فعالانه‌ای در همه مراحل اعتراض ها و تظاهرات ها شرکت می‌کردند. زنان، سازمان‌های شغلی، خیریه‌ای و سازمان‌های دیگری ایجاد کردند که طرح و برنامه‌های اپوزیسیون را پیش می‌برد و در مقابل سرکوب‌های دولت مقاومت و پایداری کردند. این زنان برای یک منشور ملی، بیشتر از شش هزار امضا جمع‌آوری کردند؛ این منشور که در اکتبر ۱۹۹۴ صادر شد، خواسته‌های اصلی اپوزیسیون را مطرح کرده بود بخصوص استرداد نهادهای دمکراتیک در منطقه. منشور همچنین درخواست کرده بود که زنان در حیات سیاسی بحرین گنجانده شوند و این جزیره، وابستگی خود به کارگران خارجی را کاهش دهد۳۵٫

با این حال، قوی ترین اپوزیسیون نسبت به وضعیت موجود در خلیج، در عربستان سعودی و در جهتی خیلی متفاوت ظاهر شد. دو سازمان در این اپوزیسیون، دارای اهمیت ویژه ای بودند. اولی، القاعده که از سربازانی که پیش از این در افغانستان جنگیده بودند، تحت فرماندهی اسامه بن لادن شکل گرفت؛ اسامه بن لادن، استدلال های خود را در سنت سلفی شکل داد که مطابق آن نقش اجتماعی زنان، حمایت از شان و مقام مردان خانواده بود. این استدلال، یکی از موضوعات اصلی ویدئوهای تولیدشده توسط القاعده بود که به فاصله کوتاهی پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به صورت گسترده ای در خاورمیانه پخش و منتشر شد. در سراسر این ویدئو، تصاویر گرافیکی پخش می شد از کودکان بیمار، خانه های ویران شده، نبرد و سربازانی که زنان مسن و سالخورده را هم کتک می زدند و به آنها دستوراتی برای حفظ شرف مردان مسلمان عرب می دادند۳۶٫

دومین سازمان اپوزیسیون، «کمیته دفاع از حقوق مشروع» بود که همان دیدگاه های القاعده را در مورد زنان و جایگاه آنان در جامعه داشت. بنیانگذار این کمیته، محمد المسعری، بیانیه ای را در سال ۱۹۹۶ صادر کرد که در آن بحث کرده بود که تضمین حقوق برابر برای زنان، نقض و تخلف از قانون اسلامی است و این گروه با هرگونه تغییری در قوانین پوشش اسلامی که بر زنان حکمفرما است و یا با کاهش قدرت پدرسالاری مخالف است۳۷٫

یکی از عوامل کلیدی موثر در ظهور چنین گروه های اپوزیسیون در سراسر خلیج، تلویزیونهای ماهواره ای عرب بخصوص الجزیره بود. در این شبکه نه فقط از زنان مجری بدون حجاب و خوش برخورد استفاده می شد، بلکه شیخ یوسف القراداوی و دیگر رهبران محققان مذهبی از این شبکه به عنوان سکویی استفاده کردند برای ارائه دیدگاه هایشان در مورد مسائلی که مدتها بود در خلیج و دیگر بخش های جهان عرب سرکوب شده بود، از جمله مسائل جنسیتی۳۸٫

تنظیم دستور کار

این بحث ها و مناظرات، یک تاثیر ملموس و فوری در جامعه خلیج داشت. در سال ۱۹۹۹، ملک عبدالله، ولیعهد پیشین عربستان سعودی ادعا کرد« ما هیچ دری را به روی زنان بسته نمی گذاریم...تا آنجایی که شامل نقض و تخلف از اصول اخلاقی و مذهب مان نشود»۳۹٫ عبدالله با اشاره به یک آینده جدید برای زنان سعودی افزود:« مسائلی مانند رانندگی زنان و داشتن کارت هویت برای زنان، مسائلی نسبتا ساده است. مهم ترین چیز، مشارکت کامل زنان در حیات جامعه است»۴۰٫ دو سال بعد از این اظهارات، زنان سعودی دارای کارتهای هویت مستقل شدند و دیگر در لیست وابستگان مرد فامیل خود در کارت های خانوادگی نبودند. کارت های هویت جدید زنان، عکسدار بود و زنان سعودی در این عکس ها، صورت هایشان را نپوشانده بودند۴۱٫ در سال ۲۰۰۶، وزیر اطلاعات سعودی-ایاد مدنی- با ذکر این که «چیزی در قانونگذاری عربستان سعودی وجود ندارد که ثبت نام زنان را برای اخد گواهینامه ممنوع کرده باشد»، زنان را تشویق کرد تا برای گواهینامه رانندگی درخواست کنند۴۲٫ این اظهارات وزیر حاکی از آن بود که زنان مناطق شهری عربستان هم می توانستند منتظر باشند که رانندگی کنند درست همان طوری که بقیه زنان روستایی و بدوی سعودی همچنان در این کشور رانندگی می کردند. بحث ایاد مدنی، یک منطق مالی هم داشت: نیمی از وام های ماشین در این کشور را زنان گرفته بودند؛ زنانی که در سال ۲۰۰۴، فقط ۴۶درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دادند۴۳٫

حکمرانان جسور و بی پروا تری هم نسبت به ولیعهد عربستان سعودی وجود داشت. امیر بحرین در سال ۲۰۰۲، پیش نویس جدید قانون اساسی را تهیه کرد که در آن به زنان، حق رای و حق کاندیداتوری در انتخابات ملی را داده بود؛ زنانی که ۴۳درصد از جمیت کشور را شکل می دادند. امیر بحرین کمک کرد تا این قانون به تصویب هم برسد۴۴٫ در سال ۲۰۱۰، درصد زنان بحرینی در شورای قانونگذازی بیشتر از تعداد زنان در مجلس سنای آمریکا بود. قطر هم در اواخر آوریل سال ۲۰۰۲، قانون اساسی جدیدی را به تصویب رساند و در سال ۲۰۰۷ انتخابات شورای مرکزی شهر را برگزار کرد که تمام مردان و زنان قطری مجاز به رای دادن در این انتخابات بودند۴۵٫ در سال ۲۰۰۳، دولت عمان هم حق رای را به کلیه شهروندان عمانی، فارغ از جنسیت شان، گسترش داد۴۶٫ کویت اجازه داد تا زنان در سال ۲۰۰۶ رای بدهند. از زمان انتخابات سال ۲۰۰۷ در امارات متحده عربی، ۹ زن برای مجلس قانونگذاری فدرال، رای آوردند و در مجلس قانونگذاری مختلط ۴۰نفری مشغول به کار هستند- حدود ۲۲٫۵ درصد از مجلس در اختیاز زنان است که البته این رقم هنوز اندکی کمتر از درصد زنان در جمعیت امارات متحده است(۳۲درصد)۴۷٫

این روند، تاثیر خود را بر سیاست های حوزه خلیج فارس گذاشته است. با این حال، هرچند اسلامگراهای کویتی با گسترش حق رای به زنان مخالفت کردند، ولی کاندیداهای آنها در طول انتخابات سال ۲۰۰۶، مورد علاقه زنان رای دهنده قرار گرفتند. اسلامگراهای کویتی، ابزار و مواد تبلیغات مخصوصی تهیه کردند، از جمله نوارهای کاست از سخنرانی کاندیداها «برای زنانی که تمایل نداشتند به صف آرائی هایی عمومی و یا دیگر رخدادهای کمپینی بپیوندند». از آنجا که بیشتر از ۵۰درصد افراد دارای صلاحیت برای رای دادن در کویت، زن هستند، این استراتژی ها و مواد تبلیغاتی، نقش قاطع و مهمی در پیروزی اسلامگراها داشت. این واقعیت که اسلامگراها رای خوبی در انتخابات بدست آوردند و حمایت بسیاری از زنان کویتی را بدست آوردند، نشانه ای از ادامه موفقیت سیاسی آنها است۴۸٫

از سال ۲۰۰۳ به بعد، عمان، قطر، بحرین، کویت و امارات متحده عربی و عربستان سعودی، زنانی را به عنوان وزیر منصوب کرده اند۴۹٫ یکی از جالب توجه ترین وزیران زن جدید، لوبنا القسیم، بنیانگذار «تجارت.نت» است- یک کمپانی تکنولوژیکی موفق در امارات متحده عربی. او بازار سهام امارات را قانونمند کرد و مرتبا میزبان چهره های برتر و پیشروی « های تک» - صنایع پیشرفته- همانند لری الیسون –اوراکل - ، هاولت پکارد –اچ پی- ، کارلی فیورینا –آی بی ام- بوده است. زنان در قطر، کویت، و امارات متحده عربی، به عنوان پلیس و افسر گمرگ فعالیت می کنند۵۰٫ در عربستان سعودی، هزاران زن به عنوان گارد امنیتی در بانکها، بیمارستان ها و زندان های زنان خدمت می کنند۵۱٫ در کویت، بحرین و قطر، زنان دیپلمات ارشد بوده اند. برای مثال در سال ۲۰۰۸، دولت بحرین یک زن یهودی، هدا ننو، را به عنوان سفیر خود در ایالات متحده منصوب کرد. ننو در حقیقت سومین زن سفیر در بحرین است، دو زن دیگر، شیخه حیا الخلیفه، سفیر بحرین در فرانسه و بی بی علوی، سفر بحرین در چین، بودند۵۲٫

زنان همچنین نقش های پیشرو و مهمی در آموزش و دیگر عرصه های فرهنگی در خلیج فارس بر عهده گرفتند. چندین زن تحصیلکرده در غرب که اعضای خاندان سلطنتی در کشورهای خلیج فارس هستند، نقش های مهم اجتماعی، مذهبی و فرهنگی در خلیج فارس دارند و کشورهای خود را در فروم های بین المللی نمایندگی می کنند. از جمله این زنان می توان از «شیخه موزه» از قطر نام برد که در دانشگاه « ای اند ام» تگزاس تحصیل کرده است و شیخه لطیفه، همسر امیر پیشین کویت، که رهبر یک سازمان رسمی زنان است و اغلب در کنفرانس های جهانی مرتبط با زنان سخنرانی می کند۵۳٫

زنان در بخش تجارت، حضور فراگیرتری دارند. زنان در عرصه تجارت از ارتباطات و وابستگی های فامیلی، از ثروت خودشان( زنان سعودی، مالک بیشترین املاک و مستغلات در جده و ریاض هستند)۵۴، و از فضای کاری که اغلب بر شایستگی و کفایت تاکید دارد، سود برده اند. به عنوان مثال دوباره می توان از لوبنا عالیان نام برد که رئیس یکی از بزرگترین تجارتهای عربستان سعودی است. زن سعودی دیگر، ناهید طاهر است که شرکت سرمایه گذاریهای گلف وان را مدیریت می کند و درآمد سالیانه شرکت وی ۱۰میلیارد دلار است. فيديا شهابريا ، رئیس گروه جومبو است، یک کمپانی چندملیتی ۲میلیارد دلاری که در ۵۰کشور جهان فعالیت می کند. رجاء عيسى صالح القرق ، گروه القرق را مدیریت می کند، یک شرکت اماراتی که دارای ۲۹ کمپانی تولیدی و تجاری است و درآمد سالیانه آن دو میلیارد دلار است. مها الغنیم ، موسس خانه سرمایه جهانی، یک سرمایه گذاری کویتی با درآمد سالیانه ۷میلیارد دلار. شیخه البهار، بانکداری سهامی آرم بانک ملی کویت را مدیریت می کند. موشین حیدر درویش، دارای سمت مدیریت ارشد در بیشتر از نیمی از ده خانه اصلی تجارت در عمان است۵۵٫

عاملی که باعث می شود این افراد بیشتر دیگران را تحت تاثیر خود بگذارند، قابلیت و توایی این زنان برای انتقال برتری و شهرت خود به نوعی از قدرت اجتماعی فرهنگی است که اهمیت خیلی بیشتری از حق رای و یا حق رانندگی دارد. عالیان و همکارانش، زمینه اجرای طرح های اجتماعی اقتصادی برای جوامع خود را گسترش می دهند و چهره هایی را که برای مدت طولانی، دیدگاه های جهانی پدرسالاری و مذهبی را ترویج می کردند، تحت الشعاع خود قرار داده اند. برغم اعتراض شفاهی مفتی بزرگ علیه سخنرانی عالیا در جده( هرچند همین اعتراض هم نشانه ای است از اشتیاق وی تا از این فرصت برای قدرت تحلیل رفته خود استفاده کند)، عالیا همچنان به ترویج افکارش در داخل و خارج از کشور ادامه داد، زنان دیگر را هم در کمپانی خود تشویق می کند تا حقوق زنان را ترویج کنند و عکس های مختلفی بدون حجاب در اماکن عمومی با مردان گرفته است.

قدرت عالیان و دیگر زنان، انعکاس دهنده یک تصمیم آگاهانه از طرف تصمیم گیران خلیج است تا از طریق ایجاد نوعی اتحاد غیرمستقیم با دیگر زنان تحصیلکرده، باعث کاهش تاثیرگذاری گروه هایی شوند که آرزو دارند تا ساختارهای پدرسالارانه ایجاد شده در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ را تقویت کنند. رژیم های سلطنتی خلیج فارس و سیاست آنها، مجموعه مرتبطی از جوامع، فدراسیون ها، و ائتلاف هایی است که دائما در حال شکل گیری است. هرچند اندکی تردید نسبت به ملک عبدالله و دیگر رهبران خلیج فارس وجود دارد که از روی ایده آل گرایی، خود را متعهد به تقویت برابری بین دو جنس می دانند و تصمیم آنها برای اتحاد با زنان، در خدمت نیازهای سیاسی و اجتماعی- اقتصادی حکمرانان خلیج فارس است.

زنان، یک پایگاه سیاسی طبیعی برای حمایت از رژیم ها در مبارزات مداوم علیه گروه های اپوزیسیون اسلامی خشن هستند؛ بسیاری از این گروه های اپوزیسیون اسلامی، اعتراض های خود را با توسل به مفاهیم و اصطلاحات پدرسالارانه مطرح می کنند و تلاش می کنند تا کنترل های شدیدی بر زنان اعمال کنند. زنان تحصیلکرده هم، یک تصویر جهانی کمتر خشن و اهل مدارا از این رژیم ها به جهان خارج ارائه می دهند. این مساله از لحاظ سیاسی و یا اقتصادی، موضوع کوچک و جزئی برای کشورهای خلیج نیست. اسامه بن لادن، تبیعه سعودی است و دو نفر هواپیما ربایی که مرتکب حملات تروریستی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ شدند از خلیج فارس بودند۵۶٫ شهروندان کشورهای خلیج فارس به عنوان تامین کنندگان مالی و مشارکت در خشونت های افراطی در افغانستان، عراق، یمن و دیگر مناطق اطراف دنیا در جایگاه متهم قرار دارند.دولت های خلیج به دلیل ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد جهانی و تمایل برای کسب سرمایه گذاری های خارجی، اهمیت زیادی به این مساله می دهند که سرمایه گذاران در لندن، نیویورک، توکیو و جاهای دیگر چه نظری در مورد این دولتها دارد. همین مساله تاحدودی توضیح می دهد که چرا ناهید طاهر به عنوان رهبر هیات تجاری عربستان سعودی به ایالات متحده انتخاب شده بود تا سرمایه گذاری های بیشتری برای این پادشاهی کسب کند۵۷٫

آیا زنان، چاره ساز هستند؟

به دلیل تغییرات عمده و مهم در اقتصاد و دینامیک جمعیت کشورهای عرب خلیج فارس، ناهید طاهر و دیگر زنان تحصیلکرده در جایگاهی قرار گرفته اند که دو مشکل فراتر از تروریسم را حل کنند: کارگر خارجی و کمبود کارگر مرد بومی متخصص. هر دوی این مشکلات از عرصه سیاست و از تغییرات اقتصاد جهانی، نشات می گیرد. برغم گذشت دهها سال از برنامه های ارتقای کارگران بومی مرد در کلیه بخش های اقتصادی، این کارگران قادر به کسب مهارت های لازم برای رقابت با کارگران خارجی نبودند؛ کارگرانی که حتی ۹۰درصد نیروی کاری برخی از بخش های اقتصادی خلیج را تشکیل می دهند۵۸٫ تعداد کارگران خارجی در خلیج فارس در دهه ۲۰۰۰ بواسطه پیشرفت اقتصادی عظیم منطقه، افزایش ناگهانی داشت. کارگران جدید، در دهه ۲۰۰۰ در نرخ رشد جمعیت هم مشارکت ۳درصدی داشتند و یا حتی بیشتر در امارات متحده، عمان، کویت. همین مساله باعث ایجاد فشار زیادی بر منابع طبیعی منطقه شده است؛ منابعی که هم اکنون نیز با محدودیت مواجه شده اند۵۹٫ در سال ۲۰۰۸، نه نفر از هر ده نفر ساکن دوبی، خارجی بودند۶۰٫ در حقیقت، حضور کارگران خارجی منجر به هراس برخی از کشورهای خلیج فارس شده است که شاید فرهنگ شان، به تاراج رود و سرانجام از این منطقه ناپدید شود۶۱٫

شاید این مشکلات، آنقدرها جدی نباشند، اما مشکل جدی تر اینجاست که کارگران خارجی بخش بسیاری از درآمد خود را به کشورهایشان می فرستند و هزینه استخدام آنها روز بروز گران تر می شود. از سوی دیگر چون ارزش دلار آمریکا از سال ۲۰۰۳ تنزل یافته است، ارزش ارز کشورهای خلیج فارس که با دلار در ارتباط نزدیک است، در بسیاری از کشورهای کارگران خارجی کاهش یافته است۶۲٫ برای اولین بار، میزان حقوق و دستمزد در هند و دیگر مناطق آسیا، قابل رقابت با دستمزدها در کشورهای خلیج فارس شده است و کارفرمایان شورای همکاری های خلیج فارس را وادار کرده است تا برای از دست ندادن کارگران خارجی، نرخ حقوق و دستمزد را افزایش دهند۶۳٫

اما در مقابل، زنان بومی عرب خلیج فارس، راه حل جایگزین برای استخدام کارگران خارجی هستند، بخصوص زنانی که دارای مهارت و تخصص هستند. نرخ ثبت نام دختران در تحصیلات عالی در بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت، به میزان قابل توجهی بالاتر از مردان است، حتی گاهی اوقات این اختلاف به بیشتر از ۲۴درصد می رسد۶۴٫ زنان، رشته های علمی مختلفی را در رشته های علوم انسانی و روزنامه نگاری تحت سلطه خود درآورده اند و بیشتر از ۹۰درصد دانش آموزان در این رشته ها زن هستند۶۵٫ زنان دانشجو سخت کوش تر از همتایان مرد خود هستند و مرتبا موفقیت های بیشتری نسبت به آنان کسب می کنند. در کویت، میزان موفقیت زنان در سطوح دانشگاهی تبدیل به یک مساله سیاسی شده است و سیاستمداران اسلامگرای ادعا می کنند این امر غیرمنصفانه و دلسرد کننده است که مردان کویتی مجبور به رقابت با دانشجویان دختر هستند ۶۶٫ در بحرین، دانش آموزان دختر دوره دبیرستان، یک سنت قدیمی و طولانی در پیشی گرفتن از همکلاسی های پسر خود دارند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۷، دختران با میانگین معدل ۷۴٫۳۶ فارغ التحصیل شدند، در حالی که این رقم برای پسران فقط ۵۳٫۳۷ بود۶۷٫

این شرایط احتمالا به این زودی تغییر نمی کند. در سال ۲۰۰۷، دختران و پسران به تعداد مساوی در مدارس راهنمایی بحرین درس می خواندند اما ۸۲۸ دختر در امتحانات، میانگین نمراتشان حداقل ۹۰درصد بود در حالی که فقط ۲۶۳ پسر توانسته بودند چنین معدلی را کسب کنند۶۸٫ بانک جهانی در سال ۲۰۰۴ گزارش داد که «در ازای هر مرد قطری ۲۵ساله که از دانشگاه فارغ التحصیل می شود، دو زن در همان سن از دانشگاه فارغ التحصیل می شود»۶۹٫ در قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس، نرخ ترک تحصیل مردان، دوبرابر دختران است۷۰٫ در سال ۲۰۰۷، نرخ بیسوادی زنان در سنین ۱۵ و ۲۴ سال در کشورهای خلیج فارس با نرخ زنان در کشورهای توسعه یافته یکسان بود۷۱٫ این آمار، دستاورد ویژه و قابل توجهی است وقتی که به یاد داشته باشیم تا قبل از دهه ۱۹۷۰، در بعضی از کشورهای خلیج فارس، مدرسه ای برای دختران وجود نداشت.

اما سوال همچنان باقی است: آیا زنان می توانند بر بازار مشاغل و حتی بر طبقه کارگر کشورهای خلیج فارس چیره شوند؟ همین الان هم شواهد و دلایلی بخصوص در امارات متحده عربی و قطر وجود دارد که این اتفاق را باورپذیر می کند. برای مثال، در امارات متحده عربی، سهم زنان از بازار کار از ۹٫۶درصد در سال ۱۹۸۵ به ۱۳درصد در سال ۱۹۹۵ افزایش یافت و در سال ۲۰۰۴ به بالاتر از ۲۲٫۴ درصد رسید۷۲٫ در سال ۲۰۰۷، زنان اماراتی، خلبان خطوط هوایی گلف ایر (که در بحرین واقع است) و دیگر پروازهای منطقه ای شدند۷۳٫ در آن زمان، زنان بیشتر از ۶۰درصد کارکنان دولتی امارات متحده عربی و عربستان سعودی را تشکیل می دادند۷۴٫ در قطر، این باور عمومی در بین طبقه متوسط و حتی الیت های ملی وجود دارد که هم اکنون این یک ضرورت اقتصادی است که هم زن و هم شوهر هر دو کار کنند. مردان قطری هم به صورت گسترده ای این حقیقت را پذیرفته اند که ممکن است در زندگی خانوادگی، نقش فرد دارای درآمد پایین تر را داشته باشند و همسرشان درآمد بالاتری داشته باشد۷۶٫ قطر یک نمونه آزمایشی مهم است چون این کشور به همراه عربستان سعودی، تنها کشورهایی در دنیا هستند که وهابیسم، تفسیر رسمی آنان از اسلام است و قطر هم در حال مواجه شدن با چالش های مالی مشابه عربستان سعودی است. یک زن طبقه متوسط در عربستان سعودی، حدود نیمی از حقوق خود را به یک راننده مرد( مسلما خارجی) می پردازد تا او را به سر کار ببرد و برگرداند۷۷٫

در عین حال، باید به خاطر داشته باشیم که موانع مهمی بر سر راه زنان وجود دارد تا نیاز به نیروی کار آینده در دولت های خلیج فارس را تامین کنند. برغم این واقعیت که زنان تحصیلات عالی را تحت سلطه خود آورده اند، اما تحصیلات اغلب آنها در رشته های فنی و تکنیکی مورد نیاز کارفرمایان نیست- در مهندسی، ریاضیات، و دیگر علوم. شهروندان خلیج فارس، هم زنان و هم مردان، بیشتر ترجیح می دهند تا در رشته های علوم انسانی، مذهب و دیگر علوم اجتماعی مدرک بگیرند. تعداد بسیار اندک انیستیتوهای تکنیکی و حرفه ای و همچنین کمبود شدید مدرس این رشته ها برای زنان در چندین کشور خلیج فاس و بخصوص در عربستان سعودی، نشان از همین واقعیت دارد. از سوی دیگر در حالی که مشاغل عالی مورد نیاز کارفرماها در عربستان سعودی سال ۲۰۰۱ شامل تکنولوژی کامپیوتر و پزشکی می شد، در همین سال، حدود ۵۰هزار زن سعودیایی در جستجوی شغل بودند و در سال ۲۰۰۷، دولت سعودی برآورد کرد که نرخ بیکاری در بین زنان عربستان روی رقم ۳۷درصد ثابت مانده است۷۸٫

اما حتی زنان دارای تخصص های مورد نیاز، با دو محدودیت و فشار دیگر مواجه می شوند. اول، فشارهای خانوادگی و فرهنگی قوی مبنی بر این که زنان باید نزدیک خانواده هایشان باشند، می تواند توانایی زنان را برای سفر به مناطقی که شغل برایشان موجود است، محدود کند. دوم: کارفرماهای خلیج فارس، لزوما زنان بومی را به عنوان کارگر در نظر نمی گیرند. برای مثال، منتقدان اجتماعی مکررا هشدار می دادند که وقتی مردان خارجی مجاز به کار در مغازه های لباس زنانه هستند، اخلاقیات اجتماعی در معرض خطر قرار می گیرد. بالاخره دولت عربستان در آوریل سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که کار مردان خارجی در چنین فروشگاه هایی ممنوع خواهد شد و زنان سعودی در ماه ژوئن، جایگزین کارکنان مرد خارجی خواهند شد. با اعلام این خبر، حدود ۱۰هزار زن برای این شغل جدید ثبت نام کردند، اما دولت عربستان سعودی در یکم ژوئن ۲۰۰۶ اعلام کرد که تا مهلت جایگزینی زنان عربستانی به جای مردان خارجی شاغل در این فروشگاه ها را تا مدت نامعینی تمدید خواهد کرد.

وقتی که مردان مشکل«جنسیت»هستند

هرچند بالاخره عربستان سعودی مشکل فروشگاه های لباس زنانه را حل کرد، اما کاملا مشخص است که بسیاری از مردهای بومی نمی توانند نقش محسوس و ملموسی برای حل نیاز نیروی کار بخش خصوصی در خلیج فارس ایفا کنند. هرچند نیروی کار خارجی، مشکل جدید این کشورها نیست، اما در سالهای اخیر، اهمیت اجتماعی بیشتری یافته است. مردان جوان عرب ( و حتی مردان مسن تر) با چشم انداز شغلی ناامیدکننده و اوقات بیکاری فراوانی که در اختیار دارند، به رفتارهای ضداجتماعی از جمله پرسه زنی، جرائم کوچک، استعمال مواد مخدر، افراطی گری مذهبی، و « دریفتینگ» گرایش پیدا کرده اند؛ دریفتینگ، نوعی مسابقه اتوموبیلرانی است که رانندگان با سرعت بی نهایت زیاد، دست به مانورهای خطرناک و پیچیده می زنند. «دریفتر»ها در سراسر خلیج فارس، اجراهای خود را در یوتیوب منتشر می کنند، آنها در یوتیوب، افراد مشهوری هستند و گفته می شود که برای خود، شریک جنسی جوان مرد انتخاب می کنند. « دریفتینگ» آنقدر محبوبیت پیدا کرده است که کمپانی شورلت و نوشیدنی انرژی زای «رد بول» اسپانسر مسابقات« دریفت» در جوامع خاورمیانه شده اند۸۰٫

با این حال سالهای زیادی است که خطرات «دریفتینگ» برای جوامع خلیج فارس، آشکار شده است. در سال ۲۰۰۵، سه پسر جوان در یک سانحه رانندگی با افسر نیروی دریایی سعودی در جده کشته شدند. فصیل ال اوتابی که به ابو کب( کسی که کلاه بیسبال بر سر می گذارد) مشهور بود، در تلاش بود تا یک مانور پیچیده را با ماشینش اجرا کند که بر اثر تصادف، ماشین خرد و متلاشی و سه پسر جوان کشته شدند. دادگاه ابوکب باعث ایجاد هیاهوی عمومی شد بخصوص وقتی که فاش شد که او بیشتر از ۶۰ بار به دلیل سرعت غیرمجاز جریمه شده بود. تصادف های مشابه مرگباری در جده و دیگر شهرهای حوزه خلیج فارس رخ می دهد. یوسف العییری، یکی از خطرناک ترین تروریست ها و رهبر القاعده در شبه جزیره عرب هم «دریفتر» بود که در سال ۲۰۰۳ بر اثر شلیک گلوله توسط نیروهای امنیتی کشته شد ۸۱٫ جانشینان وی از جمله عمر فاروق عبد المطلب به آموزش تروریست ها ادامه می دهند؛ فاروق قصد داشت تا یک بمب را در خطوط هوایی آمریکا در ۲۵دسامبر سال ۲۰۰۹ منفجر کند.

اما دریفتینگ و کمبود موقعیت های تحصیلی و شغلی، تنها موانع موجود بر سر راه مردان نیستند. بسیاری از مردان عرب خلیج، همانند زنان، با موانع قومی، طبقه ای، مذهبی، خانوادگی در آموزش، اشتغال، ازدواج و آزادی های اجتماعی سیاسی مواجه می شوند. در برخی از کشورها، افراد شیعه و کارگران خارجی از هر دو جنس، از حقوق حقوق قابل ملاحظه کمتری نسبت به برخی از زنان اهل تسنن برخوردارند. حتی برخی از مردان عرب اهل تسنن با موانعی مواجه می شوند که بر سر راه زنان بومی وجود ندارد. یک مرد سعودی ترک تحصیلکرده در سال ۲۰۰۷ به واشنگتن پست گفت که مردان جوان سعودی آرزو دارند که با زنان جوان سعودی برابر باشند و بسیاری از آنها با محدودیت های بسیاری مواجه می شوند: «مردان جوان اینجادر عربستان سعودی در مضیقه و ستم قرار دارند... تمام آن چیزی که می خواهم، برابری با دختران است»۸۲٫

دریفتینگ، بویژه وقتی که با مشکلات ضداجتماعی دیگر و خشم و غصب مردان جوان همراه شده است، به این مساله اشاره دارد که « مسائل جنسیتی» آینده خلیج فارس، منحصرا بر زنان تمرکز نخواهد داشت- بر حجاب و دیگر مسائل مرتبط با زنان که برای نسل های متوالی ادامه داشتند- بلکه در عوض پیرامون این موضوع خواهد بود که چگونه مردان جوان را به جامعه ملحق کرد و قبل از این که درگیر رفتارهایی شوند که هم برای خودشان و هم برای دیگران خطرناک است، آنها را به افراد مثمر ثمری تبدیل کرد.

و بالاخره مهم است که مشکلات مردان در جوامع خلیج فارس مشابه همان مشکلاتی است که مردان در آمریکا و دیگر مناطق جهان در طول دوره رکود اقتصادی فعلی با آن مواجه شدند. یک گزارش دولتی که توسط دپارتمان کار ایالت جورجیا در جولای سال ۲۰۰۹ تهیه شده، از دولت درخواست می کند که در نحوه ارائه خدمات اجتماعی به مردان، تغییرات عمده ای صورت دهد، در صد قابل ملاحظه ای از مردان در جورجیا و دیگر مناطق ایالات متحده- بسیار شبیه مردان در کشورهای عرب خلیج فارس- فاقد توانایی ها و مهارت های مدرن اولیه هستند و در زمینه دستاوردهای تحصیلی بسیار عقب تر از زنان هستند. این گزارش همچنین ذکر می کند که آمار قابل توجه درصد دانش آموزان دختر در دانشگاه ها، کالج ها، و موسسات تکنیکی این ایالت تقریبا ۶۰درصد است، رقمی که مشابه کشورهای خلیج فارس است۸۳٫

نتیجه گیری

باید دید که چگونه زنان در آینده از قدرت اجتماعی درحال رشد خود استفاده می کنند تا تغییرات اجتماعی را برای خودشان و برای همکاران مرد تحصیلکرده و فاقد تحصیلات، مهندسی می کنند؟ عالیان و گروهی از زنان حرفه ای و متخصص که جایگاه و موقعیت خوبی دارند، از طریق دولت و تجارت، از یک تصویر و دید اجتماعی طرفداری می کنند که در مسیرهای بسیاری با هنجارهای اجتماعی غرب سازگار است. در سالهای اخیر، عالیان همچنان به تلاش برای برقراری ارتباط بین تصویری که در جده ترسیم کرد با درخواست جامعه دارای وابستگی کمتر به کارگران خارجی، ادامه داده است. او و دیگر زنان تحصیلکرده خلیج فارس می دانند که خودشان، تنها گزینه مقرون به صرفه برای تامین نیازهای آینده کشورهای خلیج فارس برای کارگر ماهر و غیرماهر هستند. و مهم تر از این، زنان خلیج فارس در موقعیت منحصر به فردی قرار دارند تا تصویر جدیدی از دولت های محافظه کار پدرسالار خلیج فارس در جامعه جهانی ارائه دهند تا این دولتها، سرمایه خارجی مورد نیاز را کسب کنند و پیوندهای سیاسی جدید را در داخل و خارج از کشور به پیش ببرند.

دولت های خلیج فارس و فرهنگ عامه سعودی، پیش از این تسهیل روند تاثیرگذاری سیاسی و اقتصادی- اجتماعی در حال رشد زنان، ترویج اهداف آنان، و تلاش برای حمایت از آنان را آغاز کرده اند. اولین فیلم بلند عربستان سعودی با عنوان «کیف الحال» به آرزوهای بعضی از زنان جوان سعودی می پردازد که می خواهند بعد از تمام کردن تحصیلاتشان به جای ازدواج، سر کار بروند. در بخش های بسیار زیادی از فیلم، شخصیت اصلی «هیند» و دیگر زنان، اغلب بدون حجاب ظاهر می شوند و «هیند» در چندین صحنه فیلم در حال رانندگی است- با رضایت پدرش۸۴٫ «هیند» در این فیلم، زنی تحصیلکرده است و برای یک روزنامه سعودی کار می کند. «طاش ما طاش»، یکی از محبوب ترین برنامه های تلویزیونی در عربستان سعودی است که مکررا رانندگی زنان را نمایش می دهد۸۵٫ عبدالله سمحان که تهیه کننده این برنامه تلویزیونی است، در مصاحبه ای با «نیویورک تایمز» توضیح داد که چرا شخصیت های زن اغلب در این برنامه در حال زانندگی هستند. او گفت: «یک زن، نمی تواند از جامعه جدا باشد، زنان رانندگی خواهند کرد، چه الان و چه ۵۰سال بعد»۸۶٫ دیدگاه های سمحان، رادیکالی نیستند: بررسی ها نشان داده اند که حدود دوسوم از سعودی ها، طرفدار اجازه به زنان برای رانندگی و اشتغال هستند۸۷٫ در عربستان سعودی کنونی، زنان در جوامع روستایی، همین حالا هم تراکتور، تانکرهای آب و ماشین می رانند۸۸٫

با این حال، همه زنان از دیدگاه های سمحان حمایت نمی کنند. گروه های اسلامی در کویت آرای خوبی در بین زنان به دست آورده اند و هنوز زمان زیادی لازم است تا زنان جوان خلیج فارس از حجاب و یا دیگر سمبل های سنتی قدرت پدرسالاری دست بردارند. مسلما، نمونه هایی از این نوع محافظه کاری در بین زنان در دیگر نقاط جهان و خاورمیانه وجود دارد. تصاویری از زنان محجبه ایرانی که در حملات نظامی تفنگ حمل می کردند، سلاح پروپاگاندای قدرتمندی... در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بود.

اما طنز تلخ این است که جایگاه و موقعیت زنان در خلیج فارس در حال رشد و پیشرفت به سمت چیزی است که یادبود و خاطره قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در این منطقه است. وجیهه الحويدر - فعال زن سعودی- بحث می کند که «گذشته، برای زنان خلیج فارس، الگوی اجتماعی احتمالی و ممکن برای آینده را فراهم می کند». او می گوید:« والدین ما، حق رفت و آمد و جابجایی داشتند؛ مادربزرگ هایمان هم این حق را داشتند...ولی ما زنان شهرها، راه های قدیمی را از دست دادیم و به جایش هیچ چیزی بدست نیاوردیم»۸۹٫ در گذشته، مثل الان، می توانستید زنان را در مناصب قدرت بیبنید. زنان در تجارت، پزشکی، تحصیلات و دولت موفق بوده اند. آنها رهبران مذهبی هم بوده اند و به خاطر دانش و قدرتی که داشتند، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، مورد احترام بودند.

نسل های آینده زنان در خلیج فارس، به احتمال خیلی زیاد در جوامعی زندگی می کنند که بیشتر شبیه جوامع دوران مادربزرگها و مادر مادربزرگهای الحویدر است تا این که شبیه کشورهای خلیج از دهه ۱۹۷۰ به بعد باشد. زنان به همه جنبه های واقعی زندگی خصوصی و عمومی در خانه و در خارج از خانه ملحق می شوند و حرف بیشتری برای چگونگی اداره جوامع شان خواهند داشت. وقتی که این اتفاق رخ دهد، تجربیات قبلی زنان مورد تقسیر و بازبینی مجدد قرار می گیرد. کل پرتر- نویسنده موسیقی آمریکایی- چیزی گفته است که شدیدا در مورد زنان در خلیج کاربرد دارد: « اگر آینده ای می خواهی، عزیزم، چرا گذشته را بدست نمیاوری»؟

شان فلی، استادیار دانشگاه تنسی است. حوزه تخصصی وی، خاورمیانه و روند سیاسی و مذهبی در جهان اسلام است. او مقالات گوناگونی در مورد تاریخ خاورمیانه، صوفیسم، سیاست های خلیج فارس، مسلمانان در تاریخ اروپا-آمریکا منتشر کرده است.


[۱]"Saudi Arabia’s Top Cleric Condemns Calls for Women’s Rights," New York Times, January 22, 2004.[2]Robin Gedye, "Unveiled Women Are Root of All Evil, Says Saudi Cleric," Daily Telegraph (London), January 22, 2004.

[۳]The women drove for at least an hour before they were stopped by the Saudi police. Donna Abu-Nasr, "Stunning Saudi Car Ride Celebrated 18 Years Later," Associated Press, November 14, 2008.

[۴]Fatima al-Sayegh, "Women and Economic Changes in the Gulf: The Case of the United Arab Emirates," Domes, Vol. 10, No. 2 (2001), p. 3.

[۵]Haya al-Mughni, Women in Kuwait: The Politics of Gender (London: Saqi Books, 2001), p. 46.

[۶]For more on these issues in Unayzah, see Soraya Altorki and Donald P. Cole, Arabian Oasis City: The Transformation of ’Unayzah (Austin: University of Texas Press, 1989).

[۷]Al-Sayegh, "Women and Economic Changes," pp. 5–۶٫

[۸]Ibid.

[۹]Louay Bahry and Phebe Marr, "Qatari Women: A New Generation of Leaders," Middle East Policy, Vol. 12, No. 2 (2005), pp. 104–۰۵; Ahmad Suba’i, My Days in Mecca, trans. and ed. Deborah Akers and Abubaker Bagader (Boulder, CO: First Forum Press, 2009), p. 35.

[۱۰]Phebe Marr, "Girls’ Schools—The Hijaz," April 8, 1961, William Mulligan Papers, Georgetown University Library Special Collections, Box 3, Folder 6.

[۱۱]Abeer Abu Said, Qatari Women: Past and Present (London: Longman Group Limited, 1984), pp. 24–۲۵٫

[۱۲]Raymond O’Shea, The Sand Kings: The Experiences of an RAF Officer in the Little-Known Regions of Trucial Oman, Arabia (London: Methuen and Co., 1947), pp. 62–۶۳٫

[۱۳]Mai Yamani, "Changing the Habits of a Lifetime: The Adaptation of Hejazi Dress to the New Social Order," in Languages of Dress in the Middle East, ed. Nancy Lindisfarne-Tapper and Bruce Ingham, pp. 57–۵۸ (Richmond, UK: Curzon Press, 1997).

[۱۴]Eleanor Doumato, Women, Islam, and Healing in Saudi Arabia and the Gulf (New York: Columbia University Press, 2000), pp. 176, 182–۸۳٫

[۱۵]Ibid.

[۱۶]Shafeeq N. Ghabra, "Balancing State and Society: The Islamic Movement in Kuwait," in Revolutionaries and Reformers: Contemporary Islamist Movements in the Middle East, ed. Barry Rubin, pp. 106–۰۸ (Binghamton: State University of New York Press, 2003).

[۱۷]Eleanor Doumato, "Gender, Monarchy, and National Identity in Saudi Arabia," British Journal of Middle Eastern Studies, Vol. 19, No. 1. (1992), pp. 34–۳۹; Eleanor Doumato, "The Saudis and the Gulf War: Gender, Power, and Revival of the Religious Right," in Change and Development in the Gulf, ed. Abbas Abdelkarim (New York: Palgrave Macmillan, 1999), pp. 184-210.

[۱۸]Doumato, "Gender, Monarchy, and National Identity," p. 41.

[۱۹]Munira Fakhro, "Gulf Women and Islamic Law," in Feminism and Islam, Legal and Literary Perspectives, ed. Mai Yamani (New York: New York University Press, 1996), p. 257.

[۲۰]Ida Patterson Storm, "Bahrain," Arabia Calling, Vol. 244 (Autumn 1956), p. 10.

[۲۱]Bruce Ingham, "Men’s Dress in the Arabian Peninsula: Historical and Present Perspectives," in Languages of Dress in the Middle East, ed. Nancy Lindisfarne-Tapper and Bruce Ingham (Richmond, UK: Curzon Press, 1997), pp. 40-54.

[۲۲]May Seikaly, "Women and Religion in Bahrain: An Emerging Identity," in Islam, Gender, and Social Change, ed. Yvonne Haddad and John Esposito (New York: Oxford University Press, 1997), p. 178.

[۲۳]For more on these issues, see Munira Fakhro, Women at Work in the Gulf: A Case Study of Bahrain (London: Kegan Paul International, 1990).

[۲۴]Bandar added that Bedouin women "had started driving trucks" in the desert and emphasized the seriousness (and veracity) of the observation by adding "and I’m not kidding." Richard Harwood, "Change Is Slow for Saudi Women," Washington Post, February 12, 1978.

[۲۵]Eleanor Doumato, "Saudi Arabia: The Society and Its Environment," in Saudi Arabia: A Country Study, ed. Helen Metz (Washington, DC: Library of Congress Federal Research Division, 1993), p. 103.

[۲۶]Rajaa al-Sanea, Girls of Riyadh, trans. Rajaa al-Sanea and Marilyn Booth (New York: Penguin Press, 2007), p. 270.

[۲۷]For its part, the Saudi state recognized these limitations and sought to encourage women—at least indirectly. In 1989, it awarded its highest award, the King Faisal Award in Islamic Studies, to the Egyptian scholar Shaykh Muhammad al-Ghazali, who had taken a strong stand that year in an article in a Saudi daily newspaper on allowing women to earn an education and work. Youssef M. Ibrahim, "Saudi Women Quietly Win Some Battles," New York Times, April 26, 1989.

[۲۸]Ghabra, "Balancing State and Society," pp. 107–۰۸٫

[۲۹]Youssef Ibrahim, "Amid Crisis, West Meets Mideast in Saudi Arabia," New York Times, August 25, 1990, (Historical New York Times), p. 1.

[۳۰]Eleanor Doumato, "Women and the Stability of Saudi Arabia," Middle East Report, Vol. 171 (July–August 1991), p. 37.

[۳۱]Doumato, "Gender, Monarchy, and National Identity in Saudi Arabia," p. 32.

[۳۲]Mary Ann Tétreault, "A State of Two Minds: State Cultures, Women, and Politics in Kuwait," International Journal of Middle East Studies, Vol. 33, No. 3 (May 2001), p. 211.

[۳۳]Ibid.

[۳۴]Mary Ann Tétreault, Stories of Democracy: Politics and Society in Contemporary Kuwait (New York: Columbia University Press), pp. 110–۳۱٫

[۳۵]Munira A. Fakhro, "The Uprising in Bahrain: An Assessment," in The Persian Gulf at the Millennium: Essays in Politics, Economy, Security, and Religion, ed. Gary G. Sick and Lawrence G. Potter (New York: St. Martin’s Press, 1997), p. 181.

[۳۶]Sean Foley, "The Naqshbandiyya-Khalidiyya, Islamic Sainthood, and Religion in Modern Times," Journal of World History, Vol. 19, No. 4 (December 2008), p. 535.

[۳۷]Eleanor Doumato, "Women and Work in Saudi Arabia: How Flexible Are Islamic Margins?" The Middle East Journal, Vol. 53, No. 4 (Autumn 1999), p. 577.

[۳۸]Sean Foley, "Kuwait, Bahrain, Qatar, Oman, and the UAE," in Guide to Islamist Movements, ed. Barry Rubin (New York: M. E. Sharpe, 2010), p. 309.

[۳۹]Hamad bin Hamid al-Salimi, "Where Is the Saudi Woman?" Al-Jazeera (Riyadh), May 3, 1999.

[۴۰]Ibid.

[۴۱]Kathy Sheridan, "They Mean Business: How Saudi Women Are Making a Breakthrough," Irish Times, February 18, 2006.

[۴۲]Christian Chaise, "Saudi Arabia Discreetly Presses Ahead with Reform," Agence France-Presse—English, March 1, 2006.

[۴۳]Donna Abu-Nasser, "Women Can Now Sell Cars in Saudi Arabia, but the Ban on Female Driving Remains," Associated Press, December 3, 2006; "Women Received 1,848 Auto Loans," IPR Strategic Business Information Database, December 26, 2006; "Saudi Women Receive 11% of Total Credit," Global News Wire—Asia Africa Intelligence Wire, December 26, 2006.

[۴۴]Sean Foley, "The Gulf Arabs and the New Iraq: The Most to Gain and the Most to Lose," Middle East Review of International Affairs, Vol. 7, No. 2 (2003), p. 34, http://www.gloria-center.org/meria/2003/06/foley.html.

[۴۵]Ibid.

[۴۶]Ibid.

[۴۷]"Woman Wins Seat in First UAE Poll," Financial Times Information Limited, December 17, 2006; "Chosen People of the UAE," Financial Times Information Limited, October 23, 2007.

[۴۸]For more on this issue, see Foley, "Kuwait, Bahrain, Qatar, Oman, and the UAE," p. 308.

[۴۹]Sobhi Rakha, "New Woman Minister Cracks Saudi Glass Ceiling," Agence France-Presse—English, February 15, 2009.

[۵۰]Bahry and Marr, "Qatari Women: A New Generation of Leaders," p. 110.

[۵۱]"Saudi Women Brave Stares to Carve a Niche," Financial Times Information Limited, April 17, 2007.

[۵۲]"Bahrain Names Jewish Woman as Ambassador to US," Agence France-Presse—English, June 8, 2008.

[۵۳]Al-Mughni, Women in Kuwait, pp. 104–۱۱, ۱۶۴–۶۵٫

[۵۴]John Esposito, Unholy War: Terror in the Name of Islam (Oxford: Oxford University Press, 2002), p. 130.

[۵۵]Information taken from the following sources: Greg Levine and Zina Moukheiber, "Al-Olayan Leads Forbes’ Top Arab Businesswomen List," Forbes Magazine, March 28, 2006; Elizabeth MacDonald and Meghan Bahree, "The World’s Most Powerful Women: Muslim Women In Charge," Forbes Magazine, August 30, 2007; Elizabeth MacDonald and Chana R. Schoenberger, "Special Report: The 100 Most Powerful Women," Forbes Magazine, August 30, 2007; Elizabeth MacDonald and Chana R. Schoenberger, "The 100 Most Powerful Women," Forbes Magazine, August 31, 2006; Hassna’a Mokhtar, "Women’s Empowerment a Must," Arab News, March 20, 2007; "Special Issue: The Time 100," Time, April 10, 2005.

[۵۶]The exceptions were Muhammad Atta, who was from Egypt, and Ziad al-Jarrah, who was from Lebanon.

[۵۷]"Saudi Arabia: From Banking to Racing," Saudi-US Relations Information Service Newsletter, February 12–۱۸, ۲۰۰۶٫

[۵۸]There are many examples of this phenomenon, but perhaps the most infamous was in 1995 in the UAE. During that year, the country’s private sector created 50,000 jobs; just 30 were taken by Emirati nationals. Gary Sick, "The Coming Crisis," in The Persian Gulf at the Millennium: Essays in Politics, Economy, Security, and Religion, ed. Gary Sick and Lawrence Potter (New York: St. Martin’s Press, 1997), p. 18.

[۵۹]"Kuwait’s Population Reaches 3.4 million," Agence France-Presse—English, March 30, 2008; "Kuwait Population to Reach 5.63 Million by 2030," Middle East Financial News Wire, February 6, 2008; Central Intelligence Agency, World Fact Book, "Kuwait," "Oman," and "UAE" (available at https://www.cia.gov/).

[۶۰]Robert Worth, "Laid-Off Foreigners Flee as Dubai Spirals Downward," New York Times, February 11, 2009.

[۶۱]Jamal al-Suwaidi, who directs the Center for Emirates Studies, a top GCC policy institution in Abu Dhabi, articulated this angst in a series of articles published in the UAE media from 2006 to 2008. His views are worth noting because he is a leading Emirati academic and adviser to Abu Dhabi’s crown prince, Shaykh Muhammad bin Zayid al-Nahyan. In 2006, he noted in al-Itihad, a major Arabic daily in the UAE, that he and his fellow Emiratis no longer existed socially or politically. "Our country," he lamented, is now "filled with various nationalities to such an extent that there is no longer any place left for us." Although al-Suwaidi failed to define what the consequences of this situation might be, he implied that indigenous Emirati culture might soon vanish in a society comprising people who are neither Arabs nor Sunni Muslims. The minister of labor of Bahrain, Majid al-Alawi, echoed al-Suwaidi’s words in 2008, observing that the presence of 17 million South Asians and other foreigners was "a danger worse than the atomic bomb or an Israeli attack" to the future of the Gulf. Abdullah Khalaq, "UAE’s Demographic Imbalance," Gulf News, April 14, 2007; "Bahrain Labour Minister Warns of Asian Tsunami," Agence France-Presse—English, January 27, 2008. The al-Itihad article is cited in Abdelbari Atwan, "The Gulf’s Momentous Challenges," Mideast Mirror, May 11, 2006.

[۶۲]"Value of Indian Workers’ Wages in Gulf May Fall Further," Indo-Asian News Service, April 2, 2008.

[۶۳]Habib Toumi, "Bahrain Minister Pushes for New Law," Gulf News, December 26, 2008.

[۶۴]World Bank, The Status and Progress of Women in the Middle East and North Africa (Washington, DC: World Bank Press, 2007), pp. 129, 135, 139, 140, 141, 144.

[۶۵]"Bahraini Women Fail to Make It to the Upper Echelons of Journalism," Financial Times Information Limited, July 6, 2007.

[۶۶]Tétreault, Stories of Democracy, pp. 160–۶۴٫

[۶۷]"Girls Outshine Boys in Graduation Exams," Financial Times Information Limited, June 13, 2007.

[۶۸]Ibid.

[۶۹]Barbara Bibbo, "Qatari Women Find Key to Greater Emancipation," Gulf News, March 24, 2007; World Bank, Women in the Middle East and North Africa: Women in the Public Sphere (Washington, DC: World Bank Press, 2004), pp. 31–۳۳٫

[۷۰]World Bank, Women in the Middle East and North Africa, pp. 31–۳۳٫

[۷۱]World Bank, Status and Progress of Women, p. 10.

[۷۲]Bahgat, "Education in the Gulf Monarchies," p. 134; al-Sayegh, "Women and Economic Changes, p. 9; World Bank, Status and Progress of Women, p. 144.

[۷۳]"UAE’s First Female Pilot," United Press International, June 17, 2007; "First Bahraini Lady Pilot Gains Her Wings with Gulf Air," al-Bawaba, February 5, 2007.

[۷۴]Al-Sayegh, "Women and Economic Changes," p. 9.

[۷۵]Bahry and Marr, "Qatari Women: A New Generation of Leaders," p. 112.

[۷۶]Ibid., p. 109.

[۷۷]Hassan Fattah, "Saudis Rethink Taboo About Women Behind the Wheel," New York Times, September 28, 2007.

[۷۸]For more on employment issues, see John R. Calvert and Abdullah S. al-Shetaiwi, "Exploring the Mismatch Between Skills and Jobs for Women in Saudi Arabia in Technical and Vocational Areas: The Views of Saudi Arabian Private Sector Business Managers," International Journal of Training and Development, Vol. 6, No. 2 (2002), pp. 112–۲۴; "Saudi Arabia: Fewer Women Employed in Private Sector," Financial Times Information Limited, May 17, 2007; "Women Rising in the Ranks in Middle East Job Market," Middle East Newswire, April 30, 2007.

[۷۹] "۱۰,۰۰۰ Chase KSA lingerie jobs," AME Info FZ, LLC—Middle East Retail and Leisure News Wire, April 22, 2006; "Saudi Suspends Lingerie Plans," AME Info FZ, LLC—Middle East Retail and Leisure News Wire, May 15, 2006; Alexandra Pironti, "Saudi Women Obliged to Discuss Underwear Size with Men," Deutsche Presse-Agentur, May 31, 2006.

[۸۰]Tom Whitwell, "This Week: The Arab Drift," Times, August 16, 2008; Robert F. Worth, "Saudi Races Roar All Night Fueled by Boredom," New York Times, March 7, 2009.

[۸۱]Fatima Sidya, "Verdict in Abu Kab Case Today," Arab News, February 2, 2009 and Worth, Saudi Races Roar All Night Fueled by Boredom.

[۸۲]Faiza Saleh Ambah, "Bored Young Saudis Find Outlet in Graffiti," Washington Post, October 31, 2007.

[۸۳]Michael Thurmond, "Georgia Men Hit Hardest By the Recession, December 2007 to May 2009," Georgia Department of Labor: White Paper on Georgia’s Workforce, July 2009, p. 7.

[۸۴]Hassan Fattah, "Riyadh Journal: Daring to Use the Silver Screen to Reflect Saudi Society," New York Times, April 28, 2006; Hassan Fattah, "Saudi Arabia Begins to Face Hidden AIDS Problem," New York Times, August 8, 2006.

[۸۵]The name Tash Ma Tash comes from a game played by Saudi children in the 1960s where they would "pop" the tops off soda bottles by shaking them hard. It roughly translates as "you either get it or you don’t" or "make or break it." Neil MacFarquhar, "Riyadh Journal; Seeing the Funny Side of Islamic Law, and Not Seeing It," New York Times, November 24, 2003; Pascal Ménoret, "’State Television Has Guarded Us Against Cretins’: Saudi TV’s Dangerous Hit," Le Monde diplomatique English edition, September 16, 2004.

[۸۶]Fattah, "Saudis Rethink Taboo."

[۸۷]Sheridan, "They Mean Business."

[۸۸]Donna Abu-Nasr, "Saudi Ban on Women Drivers May Be Eroding," Associated Press, August 22, 2008.

[۸۹]Fattah, "Saudis Rethink Taboo."

[۹۰]Cole Porter, "Let’s Misbehave," Paris, in The Complete Lyrics of Cole Porter, ed. Robert Kimball (New York: Vi