جنسیت، طبقه اجتماعی، ملیت و دسترسی زنان به اماکن عمومی در ریاض

نویسنده : املی لورنارد*

مترجم : سوده راد

یکی از مشخصه های اصلی ریاض- پایتخت عربستان سعودی- تفکیک جنسیتی شدیدی است که بر دوش شهروندان سعودی بیشتر از غیر سعوی ها سنگینی می کند. این مقاله نشان می دهد که دسترسی زنان سعودی به اماکن عمومی چگونه وجود این تفکیک و برتری های مبتنی بر جنسیت و طبقه و ملیت را تأیید، بازتولید و تا حدی تقویت می کند. در حالیکه برای رانندگی زنان سعودی - برخلاف سایر اتباع خارجی- همچنان محدودیت هایی وجود دارد، آنها می توانند روش های جدید زندگی اتخاذ کنند که حضورشان محدود به خانه نباشد و مصرف کننده هم باشند و به این ترتیب تقسیمات و دسته بندی های اجتماعی جدیدی را شکل دهند.

مقدمه:

زنان سعودی در ریاض-پایتخت عربستان سعودی- شهری منحصر بفرد بواسطه تفکیک شدید و مشخص جنسیتی، هر روز بیش از دیروز در شهر، سوار بر ماشین، در برخی از حوزه های کاری و یا در مراکز تجاری سبک امریکایی و دوبی که قارچ گونه در داخل و اطراف شهرها رشد می کنند، دیده می شوند. با این حال، این نوع رفتار و سبک زندگی برای تمامی زنان سعودی صدق نمی کند. درست مانند سایر زمینه ها، نابرابری های جنسیتی در دسترسی به فضاها و محیط های عمومی برای همه زنان یکسان نیست. پژوهش ها نشان داده اند که دسته بندی های اجتماعی در تعیین نوع رابطه بین زنان و شهر سهم دارد. برای مثال، در فرانسه، کندون Condon، لیبر Lieber و مایوشون Maillochon، ۲۰۰۵:۲۷۵ به این نتیجه رسیدند که زنانی که به خارج شدن از خانه عادت بیشتری دارند و معمولاً وقتی در فضاهای شهری احساس ناامنی کنند محتاطانه عمل می کنند، اکثراً جوان، شهرنشین، دانشجو یا فارغ التحصیل یا مجرد هستند و یا فرزندی ندارند، در حالی که زنانی که فارغ التحصیل نشده اند، شاغل نیستند و یا ازدواج کرده اند، بسیار کمتر از خانه خارج می شوند. (در مورد فرانسه Lieber, 2002, 2008 ; Jaspard, Brown, Condon و دیگران، , ۲۰۰۳ ; و برای یک کار مقایسه ای Denèfle, 2004 را ببینید)

از سوی دیگر، پژوهش ها نشان می دهد که برخی رفتارهای زنان شهری، در مقایسه با هنجارهای جنسیتی که تقویت کننده تمایزهای اجتماعی است، غیر عادی یا هنجار شکن تلقی می شود. به همین ترتیب (Singerman and Amar, 2006) آنوک کنینگ Anouk de Koning (۲۰۰۹) در مورد قاهره که شهری فقیر است و از سال ۱۹۹۰به دلیل اصلاحات نئولیبرالی که از سر گذرانده دچار تغییرات شده است، نشان می دهد که چگونه روش های ویژه بهره برداری از فضاهای شهری که جوانان شاغل در طبقه متوسط به بالا بکار می برند، می تواند موجب تمایز گروه اجتماعی نوظهوری شود که در نتیجه تفکیک فزاینده بازار کار در حال تغییر بوجود آمده است. نوع پوشش، الگوی مصرف و رفتارهای اجتماعی این جوانان شاغل بواسطه تحرک و جابجایی روزانه، خصوصیت های ویژه ای پیدا می کند؛ برای مثال از نظر نویسنده اختلاط زن و مرد،‌ ویژگی های فضاهای اوقات فراغتی که جوانان شاغل اوقات خود را در آن می گذارنند و هزینه نسبتاً بالایی دارد، در افزایش فاصله طبقاتی در شهر سهیم است. در راستای این دو محور پژوهشی، هدف این مقاله این است که نشان بدهد نه تنها چگونگی دسته بندی های اجتماعی می تواند دسترسی زنان سعودی را به فضاهای عمومی شهری تعیین کند، بلکه روش بهره گیری از این فضاها نیز می تواند در تغییر یا تثبیت ساختار طبقاتی موثر واقع شود.

با توجه به این مقدمه، باید برای بررسی شرایط ویژه دسترسی زنان سعودی به اماکن عمومی در شهری که حدود یک سوم ساکنانش سعودی نیستند، مکانیزم های بین جنسیتی، طبقاتی و ملیتی - که خود یکی از مهمترین ابزار تعیین سلسله مراتب بین سعودی و غیر سعودی هاست- را با توجه به پژوهش های گسترده ای در مورد روش های تولید روابط اجتماعی (Davis, 2007 (1981) ; Kergoat, 1982, 2000, Bereni et al., 2008 : 191-221 ; Dorlin, 2009 ; Palomares and Testenoire, 2010) به خوبی بشناسیم. باید یادآوری کنیم که محیط و فضاهای عمومی اینجا به عنوان محیط هایی برای برقراری فعل و انفعالات متقابل بین افرادی که یکدیگر را نمی شناسند، در نظر گرفته می شود. (Goffman, 1966, 1973 [1971] ; Joseph, 1999)

این مقاله پس از بررسی سیاست تفکیک جنسیتی - که برای سعودی ها، نسبت به غیر سعودی ها سخت گیرانه تر اجرا می شود - و همچنین تحولاتی که دسترسی فزاینده زنان سعودی را به محیط های عمومی میسر کرده اند، نشان می دهد که این دسترسی با توجه به ویژگی های خاصش هزینه های زیادی هم دارد. سیاست های تبعیض آمیز، مانند ممنوعیت رانندگی زنان، و نیز هنجارها و باید و نباید هایی که توسط اطرافیان اعمال می شود، مانند لزوم پرهیز از قرار دادن خود در معرض خطر – از جمله پرهیز از حضور در مکان های مختلط - ‌محدودیت هایی هستند که باید در این روش منحصر بفرد تفکیک جنسیتی، طبقاتی و ملیتی در ریاض مورد توجه قرار گیرند. بخش دوم مقاله نشان می دهد که هزینه بالای دسترسی به شهر برای زنان سعودی موجب می شود جابجایی آنها در شهر باعث نوعی صحنه سازی در فضاهای عمومی شود که همه به یک شکل در آن شرکت نمی کنند. بدین ترتیب اگر در برخی از محیط ها زن و مرد مختلط هستند، هدف نوعی صحنه سازی و نمایش سبک های زندگی شغلی و یا مصرف گراست و نمی توان آنرا نوعی معاشرت مختلط جنسیتی در نظر گرفت.

روش تحقیق:این مقاله بر اساس یازده ماه پژوهش مردم شناسی در ریاض، بین آوریل ۲۰۰۵ و مارس ۲۰۱۰ نوشته شده است. این پژوهش در چهار نوع فضای عمومی قابل دسترسی برای زنان انجام گرفته است:‌ یک مجتمع دانشگاهی منحصراْ زنانه که ورود مردان به آن ممنوع است (دانشگاه دولتی شاه سعود، در محله العایشه در شرق ریاض)، محل کاری که یک ماه و نیم در آن کار کردم (انجمن خیریه ای که قریب به ۴۰ کارمند زن سعودی بین ۲۰ تا ۳۵ سال دارد و اینجا از آن به انجمن A یاد می کنم) و مراکز تجاری و اماکن مذهبی. من در سطح این اماکن به گروه های مختلفی که اعضایش یکدیگر را می شناختند، مراجعه کردم. بعلاوه مصاحبه هایی به زبان عربی با برخی زنان سعودی - مستقل از این که عضو این گروه ها بودند یا نه - انجام دادم، همچنین با افرادی که بواسطه موقعیتشان بر امکان حضور زنان سعودی در اماکن عمومی تأثیرگذار بودند، مانند واعظان دینی و یا مدیران مراکز تجاری مصاحبه کردم. با توجه به این که در زمان آغاز این پژوهش هیج مطالعه جامعه شناسی یا مردم شناسی به زبان فرانسه یا انگلیسی در مورد جامعه شهری ریاض موجود نبود، این مصاحبه ها با هدف شکل دادن بهتر و پرداختن درست به موضوع انجام شده است. از آنجا که قصد نداشتم یک گروه ویژه را مورد بررسی قرار داده و در نتیجه عده ای از زنان سعودی ساکن ریاض را در مطالعه حذف کنم یا تنها به یک گروه بپردازم، از روش نمونه گیری که به خودی خود از پژوهش های مردم شناسی دور است، استفاده نکردم. آنچه که میان اکثریت جوانان مورد مصاحبه مشترک است، این است که این زنان بطور منظم فعالیت هایی خارج از خانه داشته اند:‌ دانشجو هستند، دارای شغلی با درآمدند یا دوران کارآموزی خود را می گذرانند و یا به فعالیت های داوطلبانه می پردازند. هرکدام از آنها با دیگری از نظر میزان درآمد، خاستگاه خانواده و یا اجتماع، محل زندگی یا نوع رفت و آمد و معاشرت، وضعیت خانوادگی ( مجرد، متأهل یا مطلقه) تفاوت دارند. من با آنها در فضاهای عمومی مورد بررسی یا از طریق سایر مصاحبه شوندگان یا در کنفرانس ها یا مراسم متنوع آشنا شده ام. برای آشنایی بیشتر با مراحل دقیق پژوهش به Le Renard, 2010 مراجعه کنید.

تفکیک جنسیتی و تمایز های ملیتی: چند نکته برای روشن کردن بستر مطالعه

آنچه در ریاض به عنوان تفکیک جنسیتی اجرا می شود، نوع مشخصی از « نظم جنسیتی» (Goffman, 2002 [1977]) ‌است که از سیاستی عمومی حاصل از سازشی میان دولت و مقامات دینی دولتی نشأت گرفته است. (Vassiliev, 2000 : 310) پس از سال های ۱۹۶۰، رسماً و بر طبق قانون اختلاط زن و مرد در محل کار و مدارس ممنوع است.(۱) تفکیک جنسیتی موجب گسترش و توسعه فضاهای منحصراً زنانه و ممنوع برای مردان شده است: اول مدارس عمومی و حوزه فعالیت های خیریه، از سال های ۱۹۶۰ و بعد مجتمع های دانشگاهی زنانه از سال های آخر دهه ۱۹۷۰. راه اندازی سازمان های دولتی موازی زنانه و مردانه، هزینه گزافی دارد که دولت با تکیه بر افزایش نرخ فروش نفت از عهده آن بر می آید. به همین منوال بخش خصوصی هم به این توسعه کمک می کند، برای مثال مؤسسات بانکی از سال های ۱۹۸۰ به بعد، شعب ویژه زنان باز می کنند.

البته جداسازی بین مردان و زنان با جداسازی اجتماعی یا نژادی متفاوت است از این جهت که فقط شامل محل زندگی نمی شود. در واقع این تفکیک در اکثر مواقع در داخل خانه ها هم اجرا می شود:‌اگر اعضای یک خانواده در خانه یکی از اعضا با هم دیدار کنند، جداسازی جنسیتی به راحتی اجرا می شود. خانه هایی که چندان قدیمی نیستند و خانواده های سعودی مهاجر از سایر شهرها به ریاض در آن زندگی می کنند، از سال های ۱۹۵۰ به بعد طوری ساخته شده اند که زنان و مردان به راحتی بتوانند همزمان در آن رفت و آمد کنند بی آنکه یکی دیگری را ببیند و دیوارهای بلندی از فضای داخلی خانه (خصوصیه)حفاظت می کند.

جداسازی جنسیتی در چارچوب گفتمان جامع «جامعه سعودی» و «اسلامی» جای می گیرد که از سال ۱۹۳۲ کشوری یکپارچه را در داخل مرزهای کنونی به رسمیت شناخته است. این گفتمان مبتنی بر «جامعه اسلامی» در دولتی که بین سال های ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۲ مسؤولیت آموزش زنان سعودی را بر عهده داشته، اجرایی شده است تا آنجا که کمیسیونی از علمای وابسته به مفتی ها و کاملاً مستقل از وزارت آموزش اعلام کرده است هدف برنامه تحصیلی زنان رسماً اینست که « در امان از تقابل با مردان، همسران و مادرانی خوب،‌ وارسته و مؤمن تربیت کند.» (Bakr Al-Bakr, 1998 ; Doumato, 2003)

هرچند بناست جداسازی جنسیتی به عنوان سیاستی فراگیر اجرا شود (فتواهای کمیته علمای بزرگ و سازمان های دولتی، Al-Jiraysi, 2002 : 5-6)، اما در عمل تنها بخشی از زنان و مردان سعودی را در بر می گیرد. بازار کار از سالهای ۱۹۷۰ تاکنون با حضور گسترده غیر سعودی ها (۲) روبرو بوده است و امروز ۳۲٪ ساکنان ریاض ( با جمعیتی بالغ بر ۴/۸ میلیون نفر) را غیر سعودی ها تشکیل می دهند. تعداد زیادی از این خارجی ها به عنوان خدمه منازل، مشغول به کارند. جامعه نسبت به سکونت این افراد در منازلی که در آن کار می کنند، بسیار بدبین است. مثال دیگر مردانی هستند که به عنوان راننده زنان سعودی مشغول به کارند و تا همین اواخر همگی غیر سعودی بودند و طبیعتاً در بسیاری از مواقع در شرایطی قرار می گیرند که با زنان کارفرمای خود تنها هستند.(۳) استخدام یک کارگر مهاجر که بواسطه تفاوت مقام و وضعیت، امکان برقراری هیچ نوع ازدواجی با او وجود ندارد، هیچ بار منفی ای ندارد ؛ چراکه این فرد به عنوان یک خارجی در دسته بندی های معمول جنسیتی قرار نمی گیرد. به همین ترتیب پذیرش و رعایت تفکیک جنسیتی نوعی ایجاد تمایز بین اخلاق ملی سعودی ها و خارجی هاست. (۴)

با این همه، دولت در سالهای ۲۰۰۰، برنامه هایی برای توسعه بخش خصوصی، آزادی تبادل کالا و فعالیت های حرفه ای زنان سعودی اجرا کرد. در چنین شرایطی بود که برخی زنان سعودی در شهر بیش تر و بیش تر دیده شدند. زنان سعودی که با انتخاب سبکی سیار از زندگی می توانند در شهر جابجا شوند، اکثراً جوان هستند. بین آنها و نسل مادرانشان فاصله بزرگی وجود دارد و زمانی که مصاحبه ها در خانه انجام می شد، این فاصله به راحتی مشاهده می شد. نسل آنها در شرایط اقتصادی و مادی بسیار متفاوتی رشد کرده است: مادران در شرایطی بسیار عادی و پیش از رشد قابل توجه درآمدهای نفتی در سال ۱۹۷۳ بزرگ شده اند. آنها عموماً زندگی عشایری یا روستایی را تجربه کرده اند و اکثر آنها تنها زمانی وارد شهر شده اند که ازدواج کرده اند. دختران آنها اما در «ناز و نعمت»‌ بین سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بزرگ شده اند. بیشتر آنها در شهرها به دنیا آمده اند. در طی چند دهه، عربستان سعودی به یکی از کشورهای صدر جدول شهرنشینی تبدیل شد: در سال ۲۰۰۰، نرخ شهرنشینی به ۸۵٪ رسید در حالیکه در سال ۱۹۷۰ فقط ۴۸/۷٪ بوده است.(Vassiliev, 2000 : 459) این نسل در شرایط کاملا متفاوتی وارد سن بزرگسالی شده است: مادران آموزشی مختصر دریافت کرده اند و به ندرت به مشاغلی با درآمد اشتغال داشته اند، مگر آنها که تحصیلاتی داشته و به عنوان معلم در مدارس عمومی مشغول به کار بوده اند. اکثر آنها در سنین ۱۴- ۱۵ سالگی ازدواج کرده اند و هفت یا هشت بچه داشته اند. (۵) بر خلاف آنها ادامه تحصیلات برای نسل جدید امری کاملاً طبیعی است و این مختص قشر مرفه نیست. آنها عموماً بعد از فارغ التحصیلی و بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی ازدواج می کنند (Ministry of Economy and Planning, 2007: 78, 82) و از همسرانشان جدا می شوند: نرخ طلاق در پادشاهی عربستان سعودی در دومین جایگاه جهانی قرار گرفته است.(۶) بسیاری از زنان بلافاصله پس از پایان تحصیلاتشان جویای کار هستند. من به این زنان جوان سعودی که برخلاف نسل پیشین خود با انجام فعالیت هایی خارج از خانه برای تغییر سبک زندگی خود به سبکی با تحرک بیشتر تلاش می کنند، « جوانان شهری»‌ نام می دهم.

۱- تمایزهای ملیتی و هزینه تحرک و جابجایی

الف:‌ ناامنی در شهر:‌ تعریفی ویژه

نابرابری های جنسیتی در دسترسی به فضاهای عمومی به ویژه در ریاض و بواسطه سیاست های به وضوح تبعیض آمیز دیده می شود. بدین ترتیب زنان چه سعودی باشند چه سعودی نباشند، در شهری چنین وسیع، عاری از وسایل نقلیه عمومی و پر از اتوبان هایی که امکان عبور پیاده از آنها وجود ندارد، حق رانندگی ندارند. (۷)

اما زنان سعودی مصاحبه شده، تأکید می کنند که باید از دو خطر اصلی هنگام عبور و مرور پرهیز کرد. یکی «جوانان» و دیگر پلیس دینی‌‌ [گشت ارشاد]. اینجا به احساس ناامنی مصاحبه شوندگان می پردازم که در طول مصاحبه یا مکالمات غیر رسمی از آن سخن گفته اند. هدف، توضیح این ناامنی با تکیه بر آمار سرویس های پلیس - که البته منتشر هم نمی شوند- نیست. اگر مصاحبه شوندگان از انواع خشونت های رسمی (تجاوز و دزدیده شدن) هراس دارند و گاهی در طول گفت و گو به آن اشاره می کنند، آمارهای پلیس هرگز خشونت هایی را که این زنان هر روز با آن روبرو هستند، در بر نمی گیرد. با این حال، این خطرات، آنگونه که توسط مصاحبه شوندگان تعیین شده اند، روش های دسترسی آنها را به اماکن عمومی تعیین می کند.

در طول یک مصاحبه طولانی، فوض، ۲۲ ساله و دانشجوی انفورماتیک از خانواده ای مرفه، با هیجان از تجربه یک «آزار جنسی» می گوید که او را به شدت آزرده کرده است. آزار جنسی تعریفی است که توسط مصاحبه شوندگان و بعد روزنامه نگاران و اخیراً قضات بکار برده شده است. (۸) او توضیح می دهد که مردان جوان به صورت دسته ای و در گروه های همسان در فضاهای عمومی جابجا می شوند و چطور یک ماشین «‌جوانان» او را دنبال کرده است. او از ترس این که آنها نشانی خانه اش را پیدا کنند و هر روز او را آزار دهند، از راننده خواسته آنها را گیج کند. آنها او را دنبال کرده اند تا وقتی که قبول کرده شماره تلفنشان را بگیرد. او به خانه بازگشته، اما داستان به همین جا ختم نشده است. مدتی بعد والدینش از طریق چیزی که او «شبکه جوانان» می نامد، از آنچه گذشته است، خبردار می شوند. به گفته او، بعضی افراد وقتشان را با نشستن در ماشین و چرخیدن در شهر و نظاره رفت و آمد زنان جوان سعودی می گذرانند تا شایعاتی در مورد آنها بسازند و پخش کنند:‌«من از سازماندهی جوانان با تو حرف زده بودم که در آن هر کسی به دیگران اطلاعاتی می دهد و مثلاً این جوان ها، با کسی حرف می زنند که به خاطرگشت و گذارهایش در شهر با ماشینش شناخته شده است و زنان جوان را هم خوب می شناسد و... اینها با او حرف می زنند و در مورد من سؤالاتی می کنند که مثلاً از صاحب ماشینی با این رنگ و این مدل با این شماره پلاک خبر داری؟» داستان بالاخره به گوش برادرش رسیده که باز هم از طریق همان «شبکه جوانان» خبردار شده است و او به والدینش خبر داده بودند. حرف های فوض، که تنها موارد این چنینی نیست، از سویی نشان می دهند بر خلاف آنچه ناوز بوشانین Françoise Navez-Bouchanine در ۱۹۹۳ در کازابلانکا ملاحظه می کند، افراد در فضاهای عمومی شهری، حتی وقتی از منزل خانوادگی دور باشند ناشناس نمی مانند و از آزادی عمل برخوردار نیستند. از سویی دیگر، والدین فوض او را بابت رفتار غیر مسؤولانه اش در قبال خود و خانواده مؤاخذه کردند. از دید آنها، این فوض است که باید مانع بروز این گونه اتفاقات شود. خطری که او را تهدید می‌ کند اینست که خانواده اش محدودیت‌ های بیشتری برای جابجایی اش در شهر قائل شوند و برای مثال اجازه ندهند تنها با راننده و یا بعد از ساعت مشخصی از خانه خارج شود.

از نظر مصاحبه شوندگان خطر دیگری که ممکن است آنها را تهدید کند، پلیس دینی یا همان کمیته نهی از منکر و امر به معروف است. برخی از مصاحبه شوندگان، «جوانان» و گشت ارشاد را در یک مجموعه از عناصر غیر قابل پیش بینی دسته بندی می کنند؛ درحالیکه این سازمان برای حمایت از زنان در مقابل «آزارهای جنسی» و «جوانان» بنا نهاده شده است. (۹)

اعضای پلیس دینی، فقط مرد هستند و در خیابان ها و پیاده رو ها و در ورودی فضاهای مختص زنان برای جلوگیری از تجمع ماشین های «جوانان»‌ حضور دارند و گاهی هم وارد مراکز تجاری می شوند. اعضای پلیس دینی خطاهای زنان را در مراکز عمومی پیدا می کنند و به آنها تذکر می دهند:‌‌‌‌ «‌صورتت را بپوشان»‌، «چشم هایت را بپوشان»، «عبای زنان مسلمان را بپوش» (۱۰) در واقع اینها بیشترین موارد تذکرات بین گشت ارشاد و زنان جوان سعودی است. من همچنین مشاهده کردم که اکثریت زنان جوان سعودی به این تذکرات توجه کمی نشان می دهند ولی آنگونه که مریم (کارمند بانک، ۲۲ ساله) می گوید برخی هم از مکان های عمومی پرهیز می کنند:‌ « آنها یک بلندگو دارند که از پشت آن فریاد می زنند و جلوی همه تو را خجالت زده می کنند. بعضی وقت ها واقعا ارزشش را ندارد.» اعضای پلیس دینی می توانند افراد را در شرایط ویژه ای دستگیر کنند، برای مثال زوجی را که به نظر می رسد رابطه شرعی زن و شوهری با هم ندارند. این دستگیری می تواند به بازداشت یا حتی زندان ختم شود. اینطور که یکی از مصاحبه شوندگان به من گفت این مورد برای خودش پیش آمده و در مواردی نادرتر، زنانی هم که دسته جمعی سوار ماشین بوده اند یا به رستوران رفته اند، دستگیر شده اند و این در حالیست که چنین کاری اصلاً ممنوع نیست. هر دستگیری توسط پلیس دینی باید از نگاه مردم پنهان داشته شود؛ همان گونه که امل ۲۲ ساله در گفتگویی غیر رسمی به من می گوید: " حتما کسی کاری کرده که کمیته حیا او را دستگیر کرده".

درست مانند سایر زمینه ها، مصاحبه شوندگان زن بودن خود را دلیلی بر عضویتشان در نوعی قشر آسیب پذیر می دانند. تهدیداتی چون "آزارهای جوانان" به نوعی یادآور خشونت های است که این زنان در معرض آن قرار دارند (Brooks Gardner, 1995). اما ناامنی زنان سعودی (۱۱) در ریاض بعد دیگری هم دارد: مصاحبه شوندگان نگرانند که آشکار شدن هر گونه تماس آنها با مردان دستخوش شایعات شده، غیرعادی تلقی شود و آبرویشان برود.

مصاحبه شوندگان معمولاً و بیشتر از "حرف مردم" یاد می کنند تا از "آبروی" خانواده (۱۲) درحالیکه آبرو [اسم و رسم] در مورد یک فرد، گروهی از افراد، مکان، مدرسه، قوم و قبیله و... بکار می رود. اما رفتارهایی که به عنوان رفتارهای تحریک کننده شناخته می شوند کاملاً مشخص و یا محدود به تعداد ویژه ای نیستند و بسته به مصاحبه شونده و بهتر بگوییم بسته به تذکراتی که از اطرافیانشان شنیده اند، متغیر است. این دقیقاً همان موضوعی است که در تجزیه تحلیل انواع و چگونگی دسترسی زنان سعودی به اماکن عمومی نقش دارد. برای مصاحبه شوندگان این "آبرو" و اسم و رسم دقیقاً مرز بین "ما" و دیگران را مشخص می کند.

ب. روش ها و چگونگی دسترسی به محیط های عمومی، نشانه های تفاوت

خود را از خطر دورنگه داشتن عموماً شرطی است برای زنان سعودی که می خواهند اطرافیان را متقاعد کنند واستقلال خود را در رفت و آمد بدست آورند. این پیش شرط ها معمولاً موجب نوعی جداسازی جنسیتی در فضاهایی می شود که توسط دیوارتفکیک جنسیتی نشده اند، برای مثال رفت و آمد به "پاتوق های جوانان (مرد)" کاملاً ممنوع است. این را شیخه ۲۲ ساله می گوید و هند ۲۶ ساله، مدیر یک مرکز آموزشی زنانه اضافه می کند "جاهایی که پر از جوانان است" هم ممنوعند. از همه مهم تراینست که با یک راننده خصوصی و ماشینی که شیشه هایش دودی شده اند و مسافران را پنهان می کند در شهر رفت و آمد کنیم. مصاحبه شوندگان تاکسی هایی با شیشه های شفاف را وسیله نقلیه ای خطرناک تلقی می کنند. بسیاری از آنها تعجب می کردند که من از این وسیله نقلیه برای رفت و آمد استفاده می کردم، چرا که به زعم آنها، کسی که از این وسیله نقلیه استفاده می کند، خود را در معرض خطرات مذکور قرار داده است. در طول مصاحبه ها و گفتگو ها در مورد مناقشات و مذاکرات با اطرافیان و خانواده ها، (۱۳) بسیاری از آنها این رفتارهای محتاطانه را نشانه ای از کنترل و فشار خانواده ها و اطرافیان خود نمی دانستند. نورا (دانشجوی ۲۲ ساله) که در محله مرفه ریاض زندگی می کند، می گوید پدر و عمویش او را بابت پیاده راه رفتن در خیابان ها و از ترس شایعات مردم مواخذه می کنند: « همه به من نگاه می کنند و با خودشان می گویند این دختر همین طور پیاده از محله ای دورتر به اینجا آمده یا با تاکسی آمده یا بی خانواده است. مردم این حرف ها را می زنند.»‌ یک استاد دانشگاه در توضیح دلیل لغو قرار ملاقاتمان می گوید که به دلیل استعفای راننده خانواده نمی تواند در این ملاقات حضور پیدا کند و تاکسی هم «پرستیژ» ندارد، این در حالی است که در لهجه سعودی، تاکسی «لیموزین»‌ خوانده می شود.

بنابراین، وسیله نقلیه خود نمایانگر طبقه اجتماعی و ملیتی است که میزان و نوع دسترسی به مکان های عمومی را در عین پرهیز از خطرات احتمالی تعیین می کند. تاکسی توسط بسیاری از خارجی ها استفاده می شود و این نشانگر اینست که آنها به این خطرات و رفتارهای محتاطانه وقع چندانی نمی نهند. شرایط غیر سعودی ها با توجه به ملیتشان، فعالیت های حرفه ای و میزان درآمد، شرایط مهاجرت و اقامت در عربستان سعودی مشابه سعودی ها نیست (موضوعی که تاکنون مورد پژوهش علمی قرار نگرفته است) و بطور کلی آنها با موانع و مشکلات سعودی ها در دسترسی به مکان های عمومی، روبرو نیستند. من در طول پژوهشم، به برخی از این افراد برخوردم و توانستم رفتارهایشان را بررسی کنم. از سویی خارجی ها عموماً از سعودی ها کم درآمد تر هستند، طبقه اجتماعی و ملیت تا حدی همپوشانی دارند و درآمد سعودی ها بطور میانگین سه برابر درآمد خارجی هاست(GOSI, 2007). این موردی است که می تواند تحرک و امکان جابجایی را سخت تر کند. از سویی دیگر به نظر می رسد اطرافیان غیرسعودی ها - اگر حضور داشته باشند - دیدگاه بازتری نسبت به رفتارهایی که زنان می توانند با حفظ احترام در اماکن عمومی داشته باشند، از خود نشان می دهند. این موضوع می تواند حاشیه امن گسترده تری برای زنان جوان خارجی نسبت به زنان سعودی، بدون نگرانی از انواع خطرات و تلاش برای حفظ خود از خطرات، برای زنان ایجاد کند. با این حال زنان - عموماً فیلیپینی، سریلانکایی، اندونزیایی ( دیده بان حقوق بشر, ۲۰۰۸)- که تنها و به خصوص برای مشاغلی چون خدمتکار خانگی مهاجرت می کنند و در خانه کارفرما زندگی می کنند و تعداد روزهای مرخصی شان بسیار کم است، ارتباط شان با جامعه عموماً قطع شود. وضعیت فلسطینی ها، سوری ها، مصری ها و حتی اریتره ای ها نسبت به این زنان بهتر است چرا که می توانند به حمایت خانواده های خود تکیه کنند (Thiollet, 2007). با وجود سیاست «ضد ادغام» حکومت، شرکت های خصوصی غیر سعودی ها را استخدام می کنند(Thiollet, 2010) و برخی از خارجی ها که از چند دهه پیش در عربستان زندگی می کنند یا حتی در آنجا به دنیا آمده اند (دریافت تبعیت عربستان سعودی بسیار سخت است) و خارجی به حساب می آیند تلاش می کنند خود را با قوانین نانوشته رایج بین خانواده های سعودی تطابق دهند. بین خارجی هایی که من در طول پژوهش با آنها آشنا شدم، تنها یک خانواده یمنی از انجمن الف این رفتار را داشتند.

در میان سعودی هایی که درگیر مشکلات اقتصادی هستند و توانایی جابجایی را با شرایطی که گفته شد و محترم خوانده می شود، ندارند، می توان دو نوع رفتار را مشاهده کرد. اول این که اطرافیانشان آنها را مجبور می کنند از هرگونه جابجایی، مگر درصورت همراهی مردی از خانواده خودداری کنند، چرا که نمی توانند راننده اختصاص استخدام کنند. راه دیگر هم اینست که بهای رفت و آمد در شهر را هرچه باشد بپردازند: یکی از مصاحبه شوندگان (پرستار ۲۵ ساله) که از خانواده ای متوسط می آید،‌ برای ما توضیح می دهد که وقتی به دانشگاه می رفته،‌ هر روز از تاکسی استفاده می کرده و همیشه در کیفش چاقویی حمل کرده است. رفتار اطرافیان بیش از هرچیز وابسته به روش گروه هایی است که تلاش می کنند آنها را جذب کنند: بدین ترتیب، برخی مصاحبه شوندگان اشاره می کنند که اطرافیانشان از آنها می خواهند با این که از خانواده ای فقیر هستند، رفتار«دختران خانواده های خوب»‌ را داشته باشند. ممکن است تفاوتی میان پرستیژ خانواده و سطح درآمد خانواده وجود داشته باشد. این امر بویژه با توجه به تشکیل حکومت سعودی و شوک نفتی و افزایش قیمت نفت خام، سطوح طبقاتی و تعلق خانواده ها و افراد را به هریک از این سطوح جابجا کرد و ساختاری ایجاد کرد که پیش از آن وجود نداشت(Pouillon,1995; Al-Fahad, 2004). امروز، یکی از مهترین الزاماتی که خانواده ها دختران را مجبور به پذیرش و رعایت آن می کنند، «دختری خوب» بودن است که آنها را از دختران و زنان خارجی متمایز کند. فوض که مدتی با موافقت پدرش صورتش را در اماکن عمومی مختلط نمی پوشاند، می گوید مادربزرگش به او گفته: « چرا این کار را می کنی؟ اگر صورتت را نپوشانی دیگران ممکن است فکر کنند تو سوری یا غیر سعودی هستی.» و این موجب شده فوض مجدداً صورتش را بپوشاند. اگر تذکر مادربزرگ بطور غیر مستقیم نوع پوشش و رفتار "اسلامی حداکثری" را با ملیت سعودی پیوند می دهد، گفتمان حاکم « جامعه اسلامی سعودی» هم همین را مطالبه می کند. یعنی فقط مسلمانانی که اسلام را مطابق با قرائت سعودی آن رعایت می کنند، سعودی هستند. همچنین با توجه به حضور بیشتر و بیشتر زنان سعودی در انظار عمومی، رفتار و نوع پوشش آنها را از غیرسعودی ها متمایز می کند (West et Fenstermaker, 2006) . با روشی مشابه در سایر حوزه ها هم این دیوار حائل بین سعودی ها و غیر سعودی های مهاجر ساخته شده است (Longva, 1993)، با این حال در اقشار پایین تر این تفاوت ها از نظر شکلی یا عمقی متفاوت است:‌ محله های فقیرنشین که عموماً به عنوان محله های خطرناک شناخته می شوند، تنها جاهایی هستند که زنان - چه سعودی باشند چه خارجی - به راحتی می توانند پیاده در آن رفت و آمد کنند.

آیا امکان دارد ساکنان سعودی ریاض را یک «طبقه» اجتماعی دانست؟

همانطور که توضیح داده شد، درآمد بسیاری از خانواده ها بعد از صعود یکباره قیمت نفت در ۱۹۷۳ به یکباره افزایش یافته است و این جابجایی در طبقات اجتماعی لزوماُ با تغییر میزان تحصیلات و آموزش همراه نبوده است. بدین ترتیب جای دادن این گروه در یک طبقه اجتماعی کاری دشوار است. علاوه بر این، عربستان سعودی، با مرزهای کنونی در سال ۱۹۳۲ بنیان نهاده شده است و تنها حرکت طبقاتی که در این مدت ثبت شده است، مربوط به اوایل سال های ۱۹۵۰ است که در آن کارگران شرکت امریکایی استخراج نفت آرماکو اعتراضاتی کردند که سرکوب شد و حتی روایت رسمی از این حرکت وجود ندارد. (Vitalis, 2007)

بیشتر مصاحبه شوندگان خود را متعلق به طبقات متنوع اجتماعی می دانند و خانواده هاشان را متعلق به طبقه متوسطی می دانند که از یک سو مقابل خانواده سلطنتی قرار می گیرند و از سویی دیگر مقابل فقرا. بالاترین طبقه اجتماعی را خانواده سلطنتی، کارمندان عالی‌ رتبه و خانواده‌ های بزرگ کارآفرین تشکیل داده اند. طبقه متوسط شهری، کارمندان دولت، ارتشی ها و کارمندان شرکت ها را در بر می گیرد. برخی از سعودی ها همچون بازنشسته ها یا زنان مطلقه به دلایل متنوعی از بالا رفتن درآمد نفتی بهره نبرده و در فقر زندگی می کنند. با این حال در این زمینه آمارهای بسیار کمی موجود است. برای اطلاعات بیشتر به Le Renard 2008 مراجعه کنید.

من با توجه به این موارد مصاحبه شوندگان را با توجه به شغل پدر ( مادرها اکثراً کار خارج از خانه ندارند) و نوع مسکن و روش رفت و آمدی که استفاده می کنند، امکان یا عدم امکان سفر به خارج از کشور، مدارسی که در آن درس خوانده اند ( در طول چند سال اخیر مدارس غیرانتفاعی زیادی در ریاض تأسیس شده اند)، دسته بندی کرده ام. مصاحبه شوندگان میزان درآمد متفاوتی دارند و برخی از آنها مشکلات جدی مالی هم دارند. در برخی موارد، مصاحبه شوندگان معیار دیگری برای طبقه بندی اجتماعی پیشنهاد دادند که امکان بررسی آن در این مقاله وجود ندارد و آن هم اصل و نسب خانواده بود.

۲. مذاکره برای دستیابی به روش زندگی با تحرک

الف:‌ درآمد و امکان رفت و آمد در شهر

زنان سعودی که ماشین و راننده شخصی دارند، در اقلیت هستند. بیش از نیمی از خانواده های سعودی ساکن ریاض، فقط یک ماشین دارند که عموماً مردان خانواده به عنوان راننده با ۷ سرنشین راننده آن هستند (۱۴). با این حال زنان سعودی طبقه بسیار مرفه که راننده شخصی دارند، هر سال چند هفته در اروپا یا امریکا می گذرانند و با وجود این که تعدادشان بسیار کم است به نوعی با کلیشه ای که از سعودی ها در ذهن داریم، تطابق دارند. این مقاله بر روی این اقلیت اجتماعی تمرکز ندارد. اکثریت مصاحبه شوندگان هرگز از عربستان سعودی خارج نشده بودند و یا یکی دو بار سفرهایی با خانواده هاشان به کشورهای همسایه داشته اند.

برای آنها، دسترسی و رفت و آمد در شهر هزینه دارد و داشتن درآمد مستقل می تواند اهرم مذاکره قوی باشد برای متقاعد کردن اطرافیان و گرفتن اجازه جابجایی. درآمد مستقل به دو دلیل تأثیر قوی تری بر رفت و آمد زنان دارد تا بر سایر محورهای زندگی‌شان (Coutras, 1993 ; Adelkhah, 2003) . اول این که اشتغال درآمدزا به تنهایی موجب جابجایی در شهر می شود و بسیاری از نظرسنجی ها این نکته را تائید می کنند که رفت و آمد زنان شاغل در شهر برای خانواده و اطرافیان قابل قبول و مورد احترام است. آنها برای هربار خروج از خانه نیازی به اجازه گرفتن ندارند و این موجب می شود بتوانند به راحتی از خانه بیرون بروند. بودور، ۲۷ ساله و منشی، که بعد از طلاقش به خانه والدینش - کم سواد و نسبتاً فقیر- برگشته است می گوید:‌‌ « رک بگویم، افراد خانواده من خیلی محافظه کارند. به سنت ها بسیار پایبند هستند. برای دخترها، رفت و آمد، داشتن دوست و بیرون رفتن ممنوع است. کار کردن تنها راه خارج شدن از خانه است. » حقوق بگیران معمولاً برای رفت و آمد به راننده هایی که ماشین با شیشه های دودی شده در اختیار دارند، مبلغی پرداخت می کنند تا مبادا کسی آنها را سوار بر تاکسی ببیند.

دوم این که این موضوع فقط در مورد مصاحبه شوندگانی صدق می کند که از خانواده هایی با درآمد متوسط و یا کمتر می آیند که درآمدشان نه تنها موجب می شود جابجایی زنان آسان تر شود بلکه موجب گسترش روابط عمومی بین همکاران در کافه و رستوران های مراکز خرید هم می شود که البته رفت و آمد به این مکان ها عموماً برای قشر متوسط گران است. این مکان های عمومی درواقع مهمترین مکان های تفریحی هستند که زنان سعودی به آن دسترسی دارند، چرا که امنیت حاکم بر این مکان ها موجب می شود زنان از خطرهای احتمالی بیشتر در امان باشند. این امر فقط مختص ریاض نیست و در سایر شرایط هم درست است (برای بررسی مورد ایالات متحده امریکا می توانید به Cohen,1996 مراجعه کنید). در واقع اگر مراکز تجاری در نگاه اول به عنوان یکی از مکان های منحصر بفرد تجمع مردان و زنان به نظر می آیند، تفکیک جنسیتی همچنان برقرار است، چرا که در طول تعطیلات آخر هفته ورود مردان به این مراکز بدون همراهی زنان خانواده شان ممنوع است. بنابراین مراجعان به این مراکز عمدتاً گروه های زنان و زوج های متأهل با فرزندانشان هستند. تعاملات بین زنان و مردانی که از یک خانواده نیستند و از مرز «تعامل آشکار» (Goffman, 1966 : 24) عبور می کند، بسیار کم و پنهان است و فقط در شرایط مشخصی قابل درک و پذیرش است:‌ برای مثال تعامل بین فروشنده مرد غیر سعودی و مشتری زن. بطور کلی به رفت و آمد به مراکز خرید، بد نگریسته نمی شود.

به این دلایل، کار درآمدزا بویژه برای زنان سعودی از اقشار پایین دست، بهانه و دلیلی برای دسترسی به سایر اماکن عمومی در شهر است. تمام این جابجایی ها به همدیگر وابسته اند و برای زنان سعودی نوعی روش زندگی همراه با قابلیت جابجایی به ارمغان می آورد که ممکن است در برخی موارد در نقش یک شاغل و در برخی دیگر در نقش یک مصرف کننده باشد. برای این که بتوان از خانه خارج شد و به اماکن عمومی تفریحی دسترسی داشت، باید شاغل شد و نوعی حاشیه امن در مقابل فشارهای خانواده برای خود ایجاد کرد.

ادامه تحصیلات عالیه یکی از اولین گام های رسیدن به این استقلال نسبی است : در دانشگاه های دولتی، رفت و آمد تا محل دانشگاه با اتوبوس رایگان است و دانشجویان سعودی ماهانه «پاداشی» معادل ۱۲۰ تا ۱۵۰ یورو دریافت می کنند.

ب: تخصیص فضاهای عمومی و صحنه آرایی روش های زندگی

آشکاری هرچه بیشتر سبک های زندگی زنانی که در شهر جابجا می شوند موجب بروز تفاوت ها و مرزبندی هایی می شود بین زنان سعودی که از خانه خارج می شوند با زنان غیرسعودی و زنان سعودی که از خانه خارج نمی شوند. در واقع، جوانان شهرنشین از روش های متفاوتی برای بهره‌گیری از اماکن عمومی (François et Neveu, 1999) شامل دانشکده، محل کار و مراکز خرید استفاده می کنند. نوعی معاشرت هم جنسان بین زنان سعودی که سبک زندگی مشابه دارند در حال گسترش است. این امر در مورد اماکن عمومی که کمی خصوصی تر هستند، صدق نمی کند چرا که این مکان ها برای ورود همه آزاد نیستند. زنان جوان سعودی با ورود به این مکان ها با نگاه نقادانه دیگران در همه محورهای زندگی روبرو می شوند و مجبورند سبک های زندگی خود را مطابق با آن تغییر دهند و رفتارهای ویژه ای از خود نشان دهند.

اما به چه دلیل این صحنه آرایی و نمایش سبک های زندگی در اماکن عمومی برای ما جالب است؟ بوردیو در تجزیه تحلیل تفکیک طبقات اجتماعی با توجه به سبک زندگی، به سرعت به این نمایش عمومی سبک های زندگی می پردازد و نشان می دهد که چگونگی معرفی خود تا چه حد وابسته به طبقه اجتماعی است(۱۹۷۹ : ۲۲۵-۲۲۸) اما کار او در مورد تولید هنجارها، نگاه دیگران بر فرد و ساده تر بگوییم به رابطه بین معرفی خود در جامعه و ایجاد تمایزات فردی نپرداخته است. با این حال در بستر کنونی که مصرف گرایی هرچه بیشتر گسترش می یابد، نمایش سبک زندگی اهمیت ویژه ای پیدا می کند ( برای مثال در مورد چین می توانید به Rocca, 2006:36-37مراجعه کنید). این امر فقط به بازتولید سبک های موجود منتهی نمی شود. در مورد عربستان سعودی، با توجه به غیبت تاریخی دسته بندی های طبقاتی و تمایز آنها و تغییرات اقتصادی سریعی که در پیشتر به آن پرداخته شد، نمایش سبک زندگی خود در ملا عام تنها نشانگر طبقه بندی اجتماعی کنونی است، ریشه های تاریخی ندارد و بازتابی از طبقه بندی های اجتماعی رایج در جامعه امروز سعودی است که با یادآوری این که بوریو زنان را کالا و منبع سرمایه ای سمبولیک برای مردان و اطرافیان می داند (۱۹۷۹ : ۴۴۰-۴۴۳ ۱۹۹۰) و نه فاعل انباشت سرمایه، تفاوت های بین آنها و غیر سعودی ها را آشکار و بر آنها تأکید می کند. این نقدی است که تری لول Terry Lovell به بوریو وارد می آورد (۲۰۰۱ ; این استدلالی است که در مجموعه کارها به طور ضمنی نهفته است, ۱۹۹۹ : ۲۰۲- ۲۲۹) . با این حال، در مورد جوانان شهرنشین ریاض، این تعبیر مشکل زاست چرا که زنان حتی وقتی در جمعی زنانه هم هستند، روبنده های خود را باز نمی کنند و دامنه روابط و معاشرت های خود را حتی در حضور همسر یا مردان خانواده شان، گسترش نمی دهند.

زنانی که سبک زندگی ای اتخاذ کرده اند که در شهر جابجا می شوند و تحرک دارند، خود را به روز و «مدرن» می خوانند و این موجب مصرف گرایی بیشتری می شود. در انجمن A بیشتر کارمندان با شلوار جین به محل کار می آیند که چیز عادی ای نیست. این لباس در عربستان سعودی سمبل راحتی و روشنفکری است، چرا که فتوای مجمع علمای بزرگ (Al- Jiraysi, 2003 : 108-109) این لباس را دور از حیا، غربی و مردانه تلقی کرده اند و آنرا در ادارات، مدارس، دانشگاه های دولتی و در اماکن دینی ممنوع کرده اند. تقلید از مد و سبک لباس پوشیدن در میان همکاران با توجه به زنانه بودن ساختمان کار، موردی است که تعداد زیادی از کارمندان از آن به عنوان موضوعی تحسین برانگیز در محل کار یاد می کنند. همچنین در طول یک مصاحبه،‌ رعنا (مددکار اجتماعی ۲۷ ساله، متأهل و از طبقه مرفه)‌ با ترکیبی از عربی و انگلیسی می گوید:‌ « به هر حال، من جاهای مختلط را دوست ندارم.این طور جاها خوب نیست به خاطر این که مردها نمی دانند how to deal with us [چطور با ما رفتار کنند] شاید ده سال دیگر این وضعیت تغییر کند. من اینجا را دوست دارم چون همه دختر هستیم و همه تقریباً یک سن و سال داریم، می توانیم هرطور دلمان می خواهد لباس بپوشیم و صورت و موها را آرایش کنیم. آنجا هیچ کاری نمی توانیم بکنیم و کار هم tough [سخت] است و باید همیشه عبایا بر تن باشیم.» برخی از مصاحبه شوندگان اماکن منحصراً زنانه را به این دلیل ترجیح می دهند که می توانند بر خلاف اماکن مختلط به راحتی خود را آرایش کنند.

در مورد انجمن A، به غیر از کارمندی که در ریاض به دنیا آمده است و ملیت یمنی دارد، تنها کارمندان غیر سعودی، خدمتکار زن فیلیپینی و کتابدارسودانی است که به هیچ وجه در بازی مد شرکت نمی کنند. آنها اوقات استراحت را هم با کارمندان سعودی نمی گذرانند و به ندرت با آنها وارد صحبت می شوند. درآمد آنها بسیار کمتر از همکاران سعودی شان است و اینطور که معلوم است با روش متفاوتی هم آن را خرج می کنند. (۱۶) در واقع برای برخی از زنان حقوق‌ بگیر سعودی که مجرد هستند و از طبقه مرفه می آیند و در منزل والدینشان زندگی می کنند، خرید البسه، لوازم آرایش و زیورآلات جایگاه اول را در نحوه هزینه درآمد اشغال می‌ کند. بر دوش این مصاحبه شوندگان نه وظایف خانوادگی هست و نه سرپرستی فرزندان. آنها اصلاً و یا بسیار کم در هزینه‌ های جاری خانواده مشارکت می کنند: بعضی مثل جواهر (کارمند ۲۷ ساله یک انجمن خیریه) برای سپاسگزاری از زحمات خانواده قبض برق را پرداخت می کنند و به گفته او « در ازای این که به او آموزش داده اند» این بخش از هزینه ها را بر عهده می گیرند. برای این مصاحبه شوندگان فعالیت های حرفه ای و در مقیاسی کوچکتر، دنبال کردن تحصیلات هم نیازهاشان را برای خرید و تهیه البسه جبران می کند و هم سایر خواسته‌ هاشان را برآورده می کند. تلفیق زنانگی «مدرن» و تطابق با «مد» موجب می شود بین زنان سعودی و زنان غیرسعودی در فضاها و اماکن زنانه فاصله چشمگیری نمود داشته باشد.

مجتمع دانشگاهی و مراکز تجاری هم اماکنی هستند که صحنه نمایش زنانگی مطابق با مد و مصرف گرا است. یکی از گذرهای مجتمع دانشگاهی که توسط خود دانشجویان دختر سعودی (که اکثریت را تشکیل می دهند ۱۷) «شانزلیزه» نام گرفته است، به عنوان مکانی برای شیک ترین ها و مدپوش ترین ها تبدیل شده است که در آن خودشان و آخرین خریدهای مارک های گران قیمت را آشکارا به نمایش می گذارند. برخی از مراکز بزرگ تجاری، بویژه آنها که لوکس هستند و در مرکز شهر واقع شده اند، جاهایی هستند که زنان در آن رفت و آمد دارند و ظاهرشان بسیار مهم است. این یکی از معیارهای مهم طبقه بندی اجتماعی به زعم زنان سعودی است. اینطور که در مصاحبه با عالیا، دانشجوی ۲۲ ساله می شنویم: « من دوستان زیادی در دانشگاه دارم که در خارج از دانشگاه هم می بینمشان و با هم به کافه و رستوران و تحلیه (خیابانی که کافه ها در آن قرار دارند و قبل تر در مورد آن صحبت شد) یا مملکت (یکی از مراکز خرید بسیار لوکس که یک طبقه آن کاملا به زنان اختصاص دارد و ورود مردان به آن ممنوع است)‌ می رویم. دوستان من از همان طبقه اجتماعی خودم هستم. ما مثل هم لباس می پوشیم و ظاهر و سبک زندگی شبیه به هم داریم.» آنها که از خانواده های مرفه نمی آیند اما سبک زندگی با قابلیت رفت و آمد در شهر را انتخاب می کنند، معمولاً تلاش می کنند خود را با این استاندارد تطابق دهند و در مورد سطح درآمد خود و خانواده شان دیگران را فریب دهند، حتی اگر نتوانند تمام درآمد خود را برای البسه و زیورآلات هزینه کنند. امل ۲۲ ساله که به تازگی در رشته روانشناسی فارغ التحصیل شده است، برای ما توضیح می دهد که تنها کمی بعد از این که کار جدید خود را در بیمارستان آغاز کرده است، یک جفت کفش ورزشی و کیف دستی تقلبی مارک گوچی Gucci خریده است چرا که همه همکارانش خیلی شیک لباس می پوشند. تعداد بسیار کمی از زنان سعودی در اماکن مختلط مثل بیمارستان ها کار می کنند و اینطور که چندین نفر از آنها در طول مصاحبه اعلام می کنند، عموماً در محل کار هم نقاب به صورتشان می زنند تا فاصله ای با مخاطبانشان بوجود آورند. امل هم همچون همکارانش در محل کار یک روپوش گشاد سفید روی دامن بلند سیاه برتن می کند، روسری بر سر دارد و نقابی صورتش را می پوشاند. امل این هزینه ها را به اجبار برای احساس آرامش بیشتر میان کارمندان بیمارستان می پردازد. در عین حال، با این که او این خرید ها را لازم می داند، از این که برای یک مدل تقلبی گوچی هزینه کرده راضی به نظر می رسد و آن را مرحله ای برای گذار به یک زندگی جدید می داند و برایش اولین تجربه حرفه ای به حساب می آید. این خرید ها در مرکز خرید الاندلوس صورت می گیرد که انواع مدل های تقلبی مارک های معروف اروپایی و امریکایی ساخت آسیا و لباس های ارزان وارداتی از مصر و سوریه را ارائه می دهد. با این حال امل با دوستانش به مرکز خرید فیصلیه رفت و آمد می کند که مرکزی لوکس به شمار می آید ولی الاندلوس جاییست که خرید می کند.

ج: معیار مصرف گرایی و احساس طردشدگی

معمولاً زنان سعودی که برای بازپرداخت بدهی های پدرانشان، تامین نیازهای مادر مطلقه یا بیوه شان و یا سرپرستی فرزندان بدون درآمد و یا بازپرداخت وام های خرید خانه ای مستقل با همسرشان ( برای این که دیگر با خانواده شوهر زندگی نکنند) کار می کنند، دیگر معرفی خود را در مرکز رفتارهاشان قرار نمی دهند. در واقع این مسوولیت ها موجب می شود آنها پول کمتری برای صرف در «مد» داشته باشند. در بین آنها، برخی هم هستند که در قبال زنانی که در دانشگاه یا محل کار خودنمایی می کنند، رویکردی انتقادی دارند. یکی از معلمانی که سطح درآمد متوسطی دارد، همکاران خود را اینگونه توصیف می کند : « آنها نیازی به پول ندارند، اما این کار را می کنند که بتوانند به مراکز خرید بروند، قدم بزنند، تلفن موبایل خود را عوض کنند، برای خودشان لباس های مارکدار بخرند یا سفر کنند. در میان آنها هستند کسانی که فقط برای این که اینها را توی چشم ما کنند، کار می کنند»‌. هیسا کارمند دانشگاه اسلامی و ۲۸ ساله هم از این سطحی نگری همکاراناش گله مند است و می گوید :« هیچ کاری ندارند»‌ و در طول یک گفتگوی غیررسمی اینطور از حرف های بین همکاران نقل قول می کند:‌ « لباست قشنگ است، از کجا خریدی، چقدر پولش را دادی؟» او توضیح می دهد که بر خلاف همکارانش، کسی به فکر برطرف کردن مایحتاج او نیست و بنابراین تنها می تواند روی خودش حساب کند و بس.

تعداد زیادی از مصاحبه شوندگان نوعی نگاه انتقادی نسبت به هزینه دسترسی به اماکن عمومی برای زنان در ریاض دارند. مودی، کارمند ۳۰ ساله یک کلینیک، متأهل و مادر سه فرزند در طول مصاحبه می گوید : « من مراکز خرید را دوست ندارم، همیشه شلوغ و گران است. اینجا هر کاری که بخواهید بکنید و هرجا که بخواهید بروید باید پول بدهید، از شهر بازی ها برای بچه ها گرفته تا کافه برای زنان، حتی بیابان رفتن هم پولی است. اگر پول نداشته باشی، باید در گِل بنشینی.»‌ مودی بلافاصله توضیح می دهد که مشکلی با کم پولی ندارد. ادامه مصاحبه نشان می دهد که خانواده او به شدت مقروض و با مشکلات اقتصادی عدیده ای روبروست.

ارائه چهره ای مطابق مد از خود در اماکن عمومی که در دسترس زنان جوان سعودی است، در بستری که مصرف گرایی را توسعه می دهد، نوعی احساس سرخوردگی و طرد شدگی به کسانی می دهد که توانایی پیروی از این مد را ندارند و در این گونه مکان ها مانند دیگران جا نمی افتند. با این که حتی این طرد شدگان هم نوعی سبک زندگی با قابلیت رفت و آمد در شهر اختیار می کنند و شغلی را دنبال می کنند، برخی خود را از این اماکن و گروه ها طردشده احساس می کنند و حتی برای بالاتر نشان دادن سطح درآمد خود ترفندهایی می زنند.

نتیجه گیری

این مقاله نشان داد که چطور در جامعه شهری که تفکیک جنسیتی در آن جاری است و ساختاری سلسله مراتبی دارد، روش های دسترسی به اماکن عمومی در میان زنان بسته به طبقه اجتماعی و ملیتشان تفاوت می کند. در حالیکه ساکنان زن سعودی ریاض و بویژه نسل جوان هر روز بیشتر و بیشتر در شهر حرکت و رفت و آمد هستند، همچنان پیش شرط رفتارهایی که آنها را از خطرات احتمالی در امان می دارد از جانب اطرافیان زنان بر آنها تحمیل می شود. سطح بالای انتظاراتی چون دختر خانواده خوب بودن یا زن سعودی بودن معیار رفتارهای آنها در ملأ عام است. این انتظارات در واقع این زنان را از زنان خارجی، که با نوعی دیگر از مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، متمایز می کند. پیشگیری هایی که توسط زنان سعودی برای در امان ماندن از خطرات احتمالی صورت می گیرد، شامل رعایت کامل اصل تفکیک جنسیتی در اماکن مختلط هم می شود که طبیعتاً هزینه این جابجایی و حرکت را بسیار زیاد می کند. درحالیکه امکان جابجایی در شهر برای کسانی که از خانواده های مرفه هستند فراهم است و به راحتی می توانند تفکیک جنسیتی را رعایت کنند، زنان جوان سعودی طبقه متوسط یا پایین تر، می توانند با اشتغال یا ادامه تحصیل به این امکانات دست یابند. درنتیجه دنیای اماکن عمومی قابل دسترس برای زنان، فقط مختص مرفه ترها نیست و هر زن سعودی که سبک زندگی با قابلیت رفت و آمد را انتخاب کرده باشد و در عین حال خود را در معرض خطر و تعامل با مردان سعودی قرار ندهد، می تواند با حفظ استقلال خود، از آن بهره برد. با این حال، همه زنان سعودی به یک روش به این مکان های عمومی شهری که نوعی صحنه نمایش زنانگی مصرف گرای استاندار شده است، نمی نگرند و از آن بهره برداری نمی کنند. برخی خود را نسبتاً طرد شده می بینند چرا که تطابقشان با این استاندارد ناممکن است، در حالیکه برخی دیگر تلاش می کنند با ترفندهایی در مورد سطح درآمد خود و طبقه اجتماعی خانواده شان، دیگران را فریب دهند. دسترسی برخی زنان سعودی - جوانان، شهر نشینان، شاغلان یا دانشجویان- به سبک های زندگی با قابلیت رفت و آمد ، موجب می شود نوعی دسته بندی بین آنها بوجود آید؛ نمایش نوعی زنانگی «مدرن» نیز موجب پدیدار شدن نوع دیگری از تفاوت، علاوه بر سایر تفاوت های بین زنان سعودی و زنان غیر سعودی می شود.(۱۸)


* LE RENARD Amélie, « Genre, classe, nationalité et accès des femmes aux espaces publics à Riyad », Sociétés Contemporaines, 2011, n°۸۴, p.151-172 © Presses de Sciences Po

۱. ماده ۱۵۵ سیاست آموزش و قانون کار سال ۱۹۶۹ را ببینید. این قانون در سال ۲۰۰۶ تغییراتی کرده است.

۲. در سال های ۱۹۷۰، تقریباً نیمی از جمعیت شاغل عربستان سعودی، عرب های خارجی هستند (فلسطینی، یمنی، مصری و غیره). از اواخر سالهای ۱۹۷۰ نرخ مهاجرت آسیایی ها بويژه هندی‌ ها، پاکستانی ها، فیلیپینی ها که به عنوان مهاجرانی کم خطر تر نسبت به مهاجران عرب شناخته می شوند، افزایش می یابد (Vassiliev, 2000: 427-428/ 458). اکثریت این مهاجران مرد هستند.

۳.راننده های سعودی هر روز بیش تر و بیش تر می شوند، با این حال همچنان در اقلیتند.

۴. با این حال این موضوع مذاکره و بحث بین برخی زنان جوان سعودی و اطرافیانشان است که می خواهند به عنوان پزشک یا در شرکت های خصوصی مشغول به کار شوند.

۵. اوایل سال های ۱۹۸۰، میانگین تعداد فرزند برای هر زن سعودی ۸/۲۶ بوده است. این رقم در سال ۲۰۰ به ۴/۳۷ رسیده است. (Courbage, 2001)

۶. Arab News, ۲۴ اکتبر ۲۰۰۳ 
http://www.arabnews.com/?page=1§ion;=0&article;=34087&d;=24&m;=10&y;=2003

۷. از سال ۲۰۰۹ تا کنون یک خط مترو در دست ساخت است. چند خط اتوبوس در وضعیتی بسیار نابسامان وجود دارد که عموماً توسط کارگران مهاجر فقیر استفاده می شود.

۸. از سال ۲۰۰۵ تاکنون چندین حکم برای «آزار جنسی»‌ صادر شده است.

۹. سلمان العوده، یک چهره مذهبی شناخته شده برای مثال در طول یک مصاحبه که من با او در ریاض در ماه مه ۲۰۰۷ انجام داده ام می گوید این سازمان باید بسیار قدرتمند باشد که بتواند آزار جنسی زنان را متوقف کند.

۱۰. همه زنان در ریاض در اماکن عمومی مختلط عبایا می پوشند. اعضای پلیس دینی نوع ویژه ای از عبا را تنها پوشش قابل قبول می دانند.

۱۱. می توانیم موارد دیگری را هم بررسی کنیم که در آن نظراتی که راجع به یک عمل داده شده است از خود عمل بارها مهم تر تلقی می شوند. (Latte Abdallah, 2004 : 34)

۱۲. «شرف»‌ به عنوان یک ارزش، اینجا موضوع تجزیه تحیل ما نیست.

۱۳. این مذاکرات با اطرافیان و خانواده شامل نوعی واقعیت «حاضر غایب » می شود، همانطور که الیویه شوارتز Olivier Schwartz (1993 : 282-283)آن را نام نهاده است. من تنها در برخی موارد می توانستم این واقعیت را مستقیماً و از نزدیک ملاحظه کنم، اما مصاحبه شوندگان معمولاً خودشان در این مورد در طول مصاحبه صحبت می کردند. این صحبت ها بسیاری از ملاحظات مستقیم مرا در مورد رفتارهایشان تأیید می کرد.

۱۴. با توجه به آمارهای منتشر شده در سال ۲۰۰۴، که توسط کمیسیون عالی توسعه شهر ریاض در اختیار من قرار گرفته است، ۴/۵۷٪ خانواده های سعودی ساکن ریاض ماشین ندارند. ۴۸/۲۱٪ خانواده های سعودی تنها یک ماشین دارند و باقی دو یا بیشتر از دو اتوموبیل در خانواده دارند. یک خانواده در ریاض بطور میانگین ۷ عضو دارد و طول هر مسیر عموماً چندده کیلومتر است.

۱۵. این نویسندگان از تعریف اماکن عمومی با مفهومی دیگر استفاده می کنند.

۱۶. با این حال من از آنها سوال را نپرسیدم.

۱۷. غیر سعودی ها برای ثبت نام در دانشگاه دولتی باید هزینه گزافی بپردازند در حالیکه این دانشگاه ها برای سعودی ها رایگان است.

۱۸. از شرکت کنندگان در سمینار برنامه شهرها و قلمروی انستیتو مطالعات سیاسی پاریس تشکر می کنم که پرسش هایشان موجب شد تفکر در مورد طبقه بندی های اجتماعی در دسترسی به اماکن عمومی را تعمیق و منظم کنم. من همچنین از برنامه ریزان و شرکت کنندگان سمینار شهرها و دموکراسی (CERAPS/CLERSE) بویژه پل کری Paul Cary و ژولی پاژی Julie Pagis که در مورد سخنرانی من بحث کردند و نکاتی بسیار مفید و راهگشا در مورد نسخه نیمه پایانی این مقاله یادآوری کردند، تشکر می کنم. در آخر مراتب سپاس خود را از ماریل دوبوس Marielle Debos و یاسمین بریان Yasmine Berriane برای پیشنهادات و تشویق هایشان در مورد ایرادات این مقاله ابراز می دارم.