درباره پلهایی برای زنان

سالهاست که فعالان حقوق زنان در ایران، پیشرفت های مربوط به زنان در منطقه و کشورهای مسلمان نشین را با علاقه پیگیری می کنند. هر چند این ارتباط و علاقه به قبل از دوره اصلاحات برمی گردد ولی این ارتباطات در این دوره به صورت جدی تر و منظم تری توسط فعالان حوزه زنان دنبال شد. در واقع بعد از تشکیل گروه ها و سازمان های غیردولتی زنان، تعداد زیادی فعالان زنان، روزنامه نگارها، محققان و سازمانها با هدف آموختن درباره وضعیت و موقعیت زنان در کشورهای همسایه و دیگر کشورهای مسلمان نشین با همتایان خود در منطقه ارتباط برقرار کردند و بدین صورت، این علاقه مندی و پیگیری جنبه سیستماتیک تری به خود گرفت.

مشارکت در کنفرانس ها و فروم های بین المللی در ایران و منطقه که توسط سازمان ملل و انجمن ها و گروه های زنان ایرانی و بین المللی برگزار می شد، فرصتی را برای یادگیری و مبادله فعال و سازمان یافته فراهم کرد.از طریق چنین ابتکاراتی- چه آنهایی که از سوی گروه های زنان مستقل در ایران سازماندهی شده بودند و چه از سوی گروه های دولتی ایرانی - فعالان ایرانی این فرصت را به دست آوردند تا آگاهی بیشتری از موقعیت زنان کشورهای منطقه و جنبش های آنها بدست آورند و همچنین آنها را از موقعیت خود آگاه سازند. در همین راستا، ارتباطات و مبادلاتی هرچند در سطوح ابتدایی بین فعالان زنان ایران و فعالان در ترکیه، مراکش، افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، یمن، عراق، تونس و دیگر کشورها شکل گرفت.

با پایان دوره اصلاحات، نه تنها ارتباط فعالان حقوق زنان ایرانی با همتایان شان در منطقه مورد شک و سوءظن قرار گرفت، بلکه این ارتباطات به طور گسترده ای متوقف شد. متاسفاته این توقف در مقطعی صورت گرفت که جنبش زنان ایران بیشترین سطح استقلال و تاثیرگذاری خود را تجربه می کرد و از این رو تمایل شدیدی به یادگیری از استراتژی ها و موقعیت زنان در منطقه داشت. این عطش با مرور زمان بیشتر شده است، بخصوص که زنان با موفقیت از تجربیات یکدیگر در منطقه برای پاسخگویی به نیازهای جوامع خود استفاده کردند. برای مثال، الگوی کمپین یک میلیون امضای ایران، با الهام از تجربه زنان مراکش شکل گرفت که در تلاشی مشابه در کشورشان قصد اصلاح قانون خانواده (مدونه) را داشتند. زنان افغان هم پس از این و با در نظر گرفتن تجربیات همتایانشان در ایران، کمپین هایی را با هدف بهبود زندگی زنان در کشورشان آغاز کردند.

با تحولات اخیر در منطقه، پوشش اخبار این کشورها و از جمله پوشش خبری مسائل زنان در رسانه های ایران افزایش یافته است؛ بویژه وب سایت های زنان اقدام به انتشار گزارش های خبری و ترجمه مقالات درباره تحولات مربوط به زنان منطقه کرده اند. دسترسی به اطلاعات از طریق ترجمه، فرصتی را برای آموختن ایجاد می کند که از طریق آن ما فعالان برابری خواه می توانیم از چالش های یکدیگر بیاموزیم و از موفقیت های همدیگر در راستای ارتقای حقوق و موقعیت زنان بهره مند شویم. با توجه به این مساله که ارتباطات محدودی بین فعالان داخل کشور و منطقه وجود دارد، ما فکر کردیم که می توان این خلاء اطلاعاتی را تا حدودی از طریق ترجمه رفع کرد.

بدین ترتیب، ما- گروهی از فعالان و علاقه مندان به مسائل زنان- وب سایتی را راه اندازی کردیم و در آن مقالاتی را منتشر می کنیم که به بررسی موقعیت زنان در منطقه و کشورهای مسلمان‌نشین می‌پردازد. ولی ما قصد نفی و یا تکرار تلاش‌های موجود را نداریم که بیشتر بر ترجمه مقالات کوتاه و یا اخبار متمرکز هستند، بلکه تاکید ما بر ترجمه مقالاتی از ژورنال های آکادمیک و یا کتابها و منابعی است که دسترسی به آنها آسان نیست. این مقالات به بررسی عمیق تر موقعیت زنان در منطقه می پردازد.

اگر مقالات خاصی وجود دارند که فکر می کنید برای مخاطبان ایرانی-بخصوص فعالان حقوق زنان و فعالان اجتماعی- سودمند هستند؛ و اگر ایده ای دارید درباره آثاری که منتشر می کنیم، لطفا تردید نکنید و افکارتان را با در میان بگذارید. راحت باشید اگر می خواهید لینک ها و مقالات منتشر شده در وب سایت ما را در سایت های خود به اشتراک بگذارید( البته با ذکر دقیق لینک سایت، نام مترجم و نام نویسنده اصلی مطلب)- و در حقیقت ما شما را تشویق به این کار می کنیم.

باعث دلگرمی ما است که لینک سایت و ترجمه های ما را در شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک به اشتراک بگذارید. و در پایان، امیدواریم این تلاش، تلاشی باشد برای تشویق به آموختن و تبادل بیشتر ایده ها در عین حال که به ترویج برابری زنان و مردان می پردازد؛ البته نه فقط برابری زنان و مردان ایرانی بلکه برابری در کل منطقه.